طلسم و تعويذ
چكيده
طلسم و تعويذ انواع مختلفي دارد و به صورت هاي گوناگون مورد استفاده قرار مي گيرد . به صورت ** يا گردنبندهاي طلسمي كه مورد استفاده آن در جاهاي مختلف و گوناگون است اما در ميان لاري ها مهوه هاي طلسمي كه به صورت گوناگوني هم وجود دارد براي مقابله با چشم بد اهميت دارد .
اين مهوه هاي نظر قرباني در بين لاري ها اهميت زيادي دارد و در تمام دوران ها مردم از جمله لاري ها وحشت زيادي از چشم بد و نظر بد داشته اند ، اغلب مردم از نوعي تعويذ محافظت كننده كه از دعانويسان مي گرفتند استفاده مي كردند . در اغلب خانه ها نمك هاي تزئيني كه چشم بر آن منقش است آويزان مي كنند و باورشان بر اين است كه اگر چشم شوري بر آنها نظري داشته باشد نظر آنها بر اين نمك خورده و تكه اي از آن نمك جدا مي شود و در نتيجه آن خانواده از بلا محفوظ مي ماند .
جايگاه دعانويسان يا همان كَهَنَه ها در ميان لارستاني ها از حد متوسط بيشتر است . دعانويسان از طلسم و تعاويذ مختلفي براي كارهاي گوناگون استفاده مي كنند و به گفته خود آنها و باورداشت هاي بيشتر مردم آنها قادرند با استفاده از كتاب هاي خاص اين كار ، بسياري از مشكلات مردم را حل كرده و يا براي آنها مشكل به وجود آورند . مي توانند بخت دختري يا پسري را باز كنند يا ببندند و يا چله هاي افراد را بر هم انداخته و يا براي فردي چله بري كنند و يا فردي كه دچار اذيت جنهاست نجات دهند و يا فردي را مورد آزار جن ها قرار دهند و ... كه براي اين كار از تعاويذ استفاده مي كنند يعني استفاده از برخي آيات قرآني ، ادعيه مأثوره و اسماء الحسني كه با رموز و علائم مفهوم يا نامفهوم بر قطعه كاغذ ، چرم ، پوست ، پارچه ، فلز مي نويسند و در كيسه هاي كوچك از اجناس مختلف مي گذارند، آن را يا برخاك يا بر باد يا بر آتش يا به صورت آشكار برگردن انداخته و يا به قسمتي از بدن انسان يا حيوان مي بندند و يا بر جائي نصب مي كنند كه براي نوشتن اين تعاويذ و طلسمات از الفباي رمزي ويژه اي استفاده مي شود كه گاه صورت تبديل و تحريف يافته الفباي كنوني يا عبري است و از اعداد ابجد كبير و صغير استفاده مي شود .
مقدمه
تكامل فكري انسان ها نتيجه تجربي و دانايي او از طبيعت و شناسايي درست از واقعيت هاست . بسياري از مردم به خاطر موقعيت خاص قادر نيستند پيوند ميان پديده هاي طبيعي و تأثير آنها را در هستي انساني درك و چون وسايل آنها نيز براي اين كار ناقص است ، پيوسته از فرهنگ جامعة خود دور مانده اند . گاهي هنگام بلايا و ناداني از قوانين الهي اين احساس به آنها دست مي داده كه در ماوراي طبيعت نيروي مخوفي وجود دارد كه بر سر پديده ها فرمان مي راند و همانند انسان هاي قرون وسطي اعتقاد به يك وجود نامرئي كه ناشي از ناداني انسان به خداست در بين آنها ريشه دوانيده و اين اعتقادات و نيروهاي سحرآميز در مسير زندگي بشر دخالت كرده و كار را به جادو و جعل و طلسم كشانيده ، مهردارها كه در آغاز وسيله اي براي جلب همسر دلخواه بوده ، قدرت يافته ، جادوگري شفابخش بعضي از بيماري ها شده ، استعمال داروهاي گياهي به منزله چشم زخم و نظربند مرسوم گرديد .
بيان مسأله
نقوش سحري يا تنجيمي يا شيء به اين نقوش كه براي دفع آفت ها يا چشم زخم يا حوادث مختلف ديگر تهيه مي شود به اصطلاح طلسم يا تِلسما گفته مي شود . از بعضي كتب دريافت شده كه طلسم از اجزاي ارضي و سماوي ساخته مي شود ، يعني از بعضي ادويه و ساعات مخصوصه و گاهي اين صورت از آبگينه نيز سازند . به عبارت ديگر تمزيج قواي فعاله ارضي است به وسيله خطوط مخصوص كه اهل اين فن و همي به كار مي برند تا بدان هرموذي را دفع كنند و چه بسا كه اين كلمه را برخود خطوط اطلاق مي كنند ( اقرب الموارد ) قطعه فلزي كه بر روي آن نقشهاي چند در ساعات براي حوايج معين رسم كنند . ( مشيري ، مهشيد ، 1387 : 1223 )
چشم زخم - پيشگويي - فالگيري - رمل - ستاره شناسي - كف بيني و جادوگري و دعانويسي و جن گيري همه شاخه هايي از طلسم است .
چشم زخم در فرهنگ عامه آزار و گزندي كه گمان مي رود كه از تأثير نگاه كسي به انسان مي رسد نظر دشمن ، نظر حسود و نظر كسي كه فاقد و طالب چيزي است و گاه هر گونه نظر تحسين در اعتقاد عامه ممكن است چنين تأثيري داشته باشد . اعتقاد به چشم زخم با اين صورت مخصوص در ايران از تأثير اسلام و اعراب وارد ، شده است .
پيشگويي و فالگيري و تعيين ساعات خجسته و ناخجسته كارهاي گوناگون هميشه مورد استفاده و علاقه ايرانيان قديمي مآب بوده است . ( سياه چادران ، كياني ، منوچهر )
پيشگويي و فالگيري و دعانويسي در همه جاي ايران منجمله در لارستان مرسوم بوده و مردم بر اساس مشكلاتي كه برايشان پيش مي آيد به اين افراد مراجعه مي كنند . البته بايد خاطرنشان كرد كه اغلب اين افراد مشكلاتشان هم حل مي شود . بسياري از مردم براي اينكه مشكلاتشان حل بشود حاضر مي شوند هر مقداري كه رمال يا دعانويس پول مي خواهد بپردازند و اين باور اين مردمان را نشان مي دهد كه چقدر به ماوراي طبيعت و قدرت آن اعتقاد دارند و جن و پري را موجوداتي مي دانند كه مي توانند هر كاري و هر مشكلي را حل كنند . ( همان )
من در مدت زمان كوتاهي كه براي اين پژوهش وقت داشتم با توجه به اينكه از روش مشاهده استفاده مي كنم به چندين دعانويس و رمال و فالگير مراجعه كرده و اطلاعاتي را درباره انواع طلسمها جمع آوري كرده ام . البته كتابهايي را هم معرفي كرده اند كه بسياري از آنها كمياب و گران هستند . از مله : هفتاد و دو ديو ، گوهر شب چراغ ، مجموعه الدعوات ، كنزالحسين و حنجره القيام ميرداماد ، گنج الفساد ، اسرار قاسمي ، جامع الفوايد .
اهيميت و ضرورت
اسطوره ها ريشه هايي به بلنداي سرگذشت پيدايش هر ملتي و پاينده تر از هر واقعيتي امروز پايه هاي فرهنگي و اعتقادي هر قومي را بنيان نهاده اند .
راز و رمز ، همواره زبانه هاي آتش دانستن را درون انسان شعله ور مي سازد . شايد پاسخ به اين نداي دروني انگيزه اصلي اين پژوهش قرار گرفت به همان شيوه كه نياكان ما را جذب خود ساخت .
در تمامي كتاب هاي مقدس ، جادوگري به شدت محكوم شده است و جادوگران منفور و مطرود هستند . گروهي از دانشمندان يهود به ويژه در دوران اوليه ، براي ريشه كن نمودن فساد ، سحر و جادو كه جامعه را مورد تهديد قرار داده بود با شهامت و شهرت تمام مبارزه كردند ولي اين مبارزات به جائي نرسيد و ساده لوحي برعقل و ايمان چيره شد ، تورات فرزندان اسرائيل را از انجام دادن چنين اعمالي منع كرده است . در ميان تو كسي يافت نشود پسر يا دختر خود را از آتش بگذراند و نه فالگير و نه غيبگو و نه جادوگر و نه ساحر و نه سئوال كننده از اجنه و نه رمال و نه كسي كه از مردگان مشورت مي كند . زيرا هر كه اين كارها را كند نزد خدا مكروه است و به سبب اين رجاسات يهود خدايت آنها را از حضور تو اخراج مي كند . ( فرشادي ، فرزانه ، 1384 ص 4 )
پيشگويي ، فالگيري ، رمل ، ستاره شناسي ، كف بيني ، جادوگري ، دعانويسي ، جن گيري همه از كارهاي زيان آور و سرچشمه همه آنها فقر فرهنگي است . ( كتاب مقدس سفّه ** : 303 )
كلمه جادو در گاتها نيامده است اما در ساير قسمتهاي اوستا به استثناي چند فقره هميشه با پري يك جا آمده است . ( پورداوود ، ابراهيم ، 1377 : 14 )
در اوستا غالباً ديوها با جاودان و پري ها يك جا ذكر شده اند كه همه از گمراه كنندگان هستند ، پري ها در زماني زن ايزد باروري و زايش بوده اند .
نفوذ به دنياي غيب و پر از رمز و راز چنانكه از افسانه ها و قصرها بر مي آيد يا به مدد افسون و طلسم ميسر است و يا به مدد كساني كه آنها نيز به گونه اي به دنياي غيب پيوسته اند . طلسم گاه يك انگشتر ، گاه يك كلاه خود و يا يك عبا است كه به انسان قدرت جادويي مي بخشند . ( همان : 16 )
آگاه ساختن مردم از طلسمات و تعاويز امروزه يك امر ضروري است . دعانويسان و رمالان از ناآگاهي و خوش باوري مردم سوء استفاده كرده و پول هاي زيادي به جيب مي زنند .
پيشينه
خانم فرزانه فرشادي در سال 1384 پژوهشي درباره بررسي طلسم و ادعيه در ايران انجام داده اند به نحوي كه در اين مجموعه ريشه هاي اسطوره هاي هر ملت و آشكار تأثير بسيار روشن و قطعي بن مايه هاي اسطوره اي را در جاي جاي آن مي بينيم .
ايشان با مقدمه اي كوتاه در خصوص نگرش اديان آسماني به پديده جادوگري مي پردازد . در فصل دوم به پيدايش جادوگري و ريشه هاي احتمالي آن در بين انسان هاي ابتدايي پرداخته و چگونگي دگرگون شدن و آميختگي اين اعتقادات با شيوه زندگي از دوران شكارورزي تا كشاورزي را بيان مي كند و گذري كوتاه بر تارخچه پيدايش و گسترش اعتقادات ما سوي در ايران دارد .
فصل سوم به تقسيم بندي انواع طلسم و نحون طلسم نويسي و شرايط ويژه آن اختصاص داده است كه براي درك بهتر و روشن تر از موضوع در مواردي نمونه هايي نيز آورده است و در فصل چهارم به بررسي دعا از ديدگاه اديان آسماني اسلام ، زرتشتي و يهودي پرداخته است و كوشش شده است چندي از آفرين هاي همانند گردآوري كرده تا نزديكي كلام آسماني در دين هاي ياد شده بيشتر از پيش دريافت گردد و در پايان اين نكته را يادآور شده است كه نگارنده بدون هيچ پيش داوري ، به گردآوري مطالب گفته شده اقدام كرده است و در كنار هم گذاشتن يافته ها به سادگي خوانندگان را به دريافت مفهوم و ماهيت اين موضوع راهبر گردد .
تعاريف
طلسم عمل خارق العاده كه مبدأ آنرا قواي فعالة آسماني و قواي منفعلة زميني دانند و بدان امور عجيب و غريب پديد آورند و شكل و صورتي عجيب كه برسر وفاين و خزاين تعبيه كنند و فني كه بدان چگونگي در آميختگي قواي فعالة عاليه بقواي منفعلة سافله شناخته مي شود تا بوسيله آن فعلي غريب در عالم كون و فساد پديد آيد . ( معين ، 2232 )
تن و جان فداي سپهبد كنم طلسم تن جاودان بشكنم
طلسمي كه ضحاك سازيده بود سرش بر آسمان برفرازيده بود
چو آمد به نزديك تختش فراز طلسم از بر تخت بردش نماز
طلسم بزرگ آن چو آمد به جاي بر قيصر آمد يكي رهنماي
به نزد طلسم آمد آن نامدار گشاده دل و بر سخن كامكار
همي بود پشتش زماني دراز طلسم فريبنده بردش نماز
طلسم است كان روميان ساختند كه با لوي گستهم نشناختند
نه بينم همي جنبش جان جسم نباشد مگر فيلسوفي طلسم
زدانا چو بشنيد قيصر برفت نه پيش طلسم آمد آنگاه تنت
بسازند جاي شگفتي طلسم كه كس بازنشناسد او را ز جسم
( زنجاني ، محمود ، 1372 : 689 )
تعويز عباراتي اغلب مكتوب عمدتاً از آيات قرآني و ادعية مأثوره براي در امان ماندن از شرور و بلاها . تعويز در لغت به معناي پناه بردن ، پناه دادن و در امان نگاه داشتن و در اصطلاح به معناي دعا خواندن و حرز آويختن بر آدميان ، جانوران يا اشيا براي محافظت از آنهاست . ( عميد ، حسن ، 1343 : 305 )
گذشته از واژه هاي متعددي كه در تداول عامة مسلمانان به صورت مغشوش و متداخل براي اين مفهوم به كار مي رود از جمله : ( عوذه ، معاذه ، تَمسيه ، نُفرة ، رُقْيَه ، عَزيمه ، افسون ) ؛
تعويز بنا بر شايعترين صورت كاربرد آن در جهان اسلام عبارت است از برخي آيات قرآن ، ادعية مأثوره ، اسماء الحسني ، اسامي فرشتگان يا اولياء الله ، اوراد ، رموز و علائم مفهوم يا نامفهوم كه بر قطعه هايي از كاغذ ، چرم ، پوست ، پارچه ، فلز و جز آن مي نويسند و در كيسه هايي كوچك از اجناس مختلف مي گذارند و سپس آن را پنهان يا آشكارا بر گردن مي آويزند يا بر قسمتي از بدن انسان يا حيوان مي بندند يا بر جايي از اشياء و مكان ها نصب مي كنند . گاه نيز اين عبارت را با رعايت ترتيب و آييني خاص يا بدون رعايت آن ، بر شخص يا جانور يا شيء مورد نظر مي خوانند يا زير لب زمزمه مي كنند . براي نوشتن تعاويز ( مانند طلسمات و ديگر نوشته هاي خفيه ) در بسياري موارد از الفباي رمزي ويژه اي استفاده مي شود كه گاه ، صورتِ تبديل و تحريف يافته الفباي كوفي يا عبري است .
تفاوت دعا و طلسم
تصويري از يك كتاب طلسمطِلِسم نوشته اي از كلمات و اشكال و ارقام و جداول است كه دعا نويسان و جادوگران و فال بينان بسته به ميزان ماندگاري مورد نظرشان روي كاغذ و تكه فلز و پوست حيوانات نقش مي كنند . ( تناوبي ، پرويز ، 1358 : 964 )
تفاوت مهم ميان دعا و طلسم اين است كه دعا را به زبان مرسوم و كامل مي نويسند ، ولي در طلسم كلماتي از دعا را با حروف لايقرايي ، خط و نقطه و حروف شكلي مي نويسند و به همين دليل فهم نوشته هاي روي آن براي عوام ممكن نيست . ( همان ، 26 )
پاره اي بر اين باورند كه طلسم بر پايه دعايي كه هنگام ساخت آن خوانده شده يا روي آن نوشته شده باشد داراي اثر و توانايي خواهد بود . اين واژه از فارسي به ديگر زبان ها چون عربي ( در عربي طلسم و جمعش طلاسم ) و انگليسي Talisman راه يافته است . ( همان ، 61 )
پيشگويي يك عمل ناشايست و يك بيماري فكري انسان است و با توجه به آية صريح قرآن « لا اعلم الغيب الا هو » و نيز با در نظر گرفتن اين كه هر كس پيشگويي كرده درست در نيامده است و پيشگويان بدون شك از گدا صفتان و كلاه گذاران هستند . با اين عمل خود در بين افراد ساده لوح و عامي رسوخ كرده ، جيب آنها را خالي و فكرشان را در حالت جمود نگه مي دارند . پيشگويان دروغ هستند ، به اين دليل كه اگر راست مي گويند از گذشته انسان صحبت كنند ، نه با توجه به موقعيت زمان و مكان ، آينده نگري كرده و مسئله را عنوان نمايند .
پيشگويي اگر صحيح بود سازمانهاي جاسوسي دنيا چند تا پيشگو را استخدام مي كردند و براي كشف رازها و رمزها اين همه سرمايه گذاري نمي كردند . متأسفانه اين مسائل امروزه در كشورهاي جهان سوم و بخصوص در عشاير و ميان طبقات محروم بيشتر رايج است . ( كياني ، منوچهر ، سياه چادران ، : 257 )
فالگيري فالگيري كه خود قسمتي از پيشگويي است يكي از خرافات دست و پاگير در ميان مردم است . فالگيران مي خواهند بگويند « ما ناديدني ها را مي فهميم » از آنجائيكه اين مسائل بر خلاف اصول دين و قرآن و علم و دانش است فالگيري است و سرچشمه بت پرستي است . فالگيران معمولاً جواب دو پهلو به مردم مي دهند . مثلا مي گويند : « در بدن تو يك علامت است يا تو به مردم خوبي مي كني و مردم در حق تو بدي مي كنند . » اينها يك نوع باور عاميانه است . يا مثلاً مي گويند « تو مسافرتي در پيش داري ... » همه كس در فكر مسافرت هستند ، يا براي مثال مي گويند « تو در ميان خويشاوندان يك دشمن داري » هر انساني با خويشاوندان خود ممكن است اختلاف داشته باشد كه يكنفرشان هم از انسان دلخور باشد .
بنابر اين چند دانه نخود يا تكه اي فلز در سرنوشت انسان يا گردش جهان يا نظام طبيعت نمي تواند دخالت كند ، اينها جز بي فرهنگي و عقب ماندگي فكري ، چيز ديگري نيست . ( همان ، 258 )
ستاره شناسي علم ستاره شناسي يكي از دانش هاي قديمي و با ارزش است ، اما ستاره شناسي و پيشگويي از آينده از افكار نادرست است كه در بين طبقات كم سواد و بي فرهنگ ديده مي شود . گرچه از زمان ايرانيان باستان اين مسئله وجود داشته كه امروزه خيلي از مسائل زندگي را به ستاره هاي آسمان نسبت مي دهند . اينگونه خرافات در زمان صفويه رونق زيادي داشته و شايد انتشار آن در بين مردم ريشه از آن زمان دارد .
مي گويند صفي ميرزا بر تخت نشست ، حمله تركان و زلزله و گراني پيدا شد و شاه بي تجربه هم كه دائماً مست در حرمسرا افتاده بود ، مملكت دچار پريشاني شد . مادر شاه منجم باشي را محاكمه نمود كه تو تاريخ و ساعت به تخت نشستن را درست تعيين نكرده اي و مسئول مصيبت ها تو هستي . منجم هم كلمة صفي را بديمن دانست و شاه دوباره با نام شاه سليمان در تاريخ و ساعت مباركي تاج گذاري كرد .
داستان ديگري از شاه عباس را نقل مي كنيم . منجمان گفته بودند در اين سال پادشاهي از ميان خواهد رفت ، براي دوري خطر از دامن شاه ، ملا جلال يزدي پيشنهاد مي كند سه روز شاه از سلطنت كناره گيري و تاج و تخت را به يكي از زندانيان اعدامي واگذار نمايد و پس از سه روز او را بكشند تا شاه نجات پيدا كند . شاه قبول كرد و ملا يوسف درويش بيچاره اي را كه به عنوان بي ديني زندان كرده بود شهيد راه اين فكر ستاره شماران نمود .
اين افكار غم انگيز و مصيبت بار تا امروز در ميان ما با جلوه هاي مختلف ديده مي شود . ( همان )
جادوگري يكي از كارهاي شيطاني و زشت است و چون جن را دشمن بشر مي دانند ، براي اينكه انسان از دست اين موجودات راحت شود ، استخوان دود مي كنند ، يا زن جن زده را در غل و زنجير مي گذارند ، صورتش را سياه كرده با زغال اطرافش خط مي كشند .
تخم مرغ جادو شده كه چند تا خط كج و معوج روي آن كشيده اند بر زمين مي زنند ، آدم ديوانه را جن زده مي پندارند ، حتي بعضي از جن ها را در قبرستان ها و بغوله ها مي بينند و زياد اتفاق افتاده كه مردم براي يكي دو شب در كوه گم شده اند كه به طور صريح ** دزديده شدن توسط جن را اعلام كرده اند . ( همان ، 258 )
دعانويسي بيشترين شيوه خرافات در ميان مردم همين دعا نويسي است كه توسط افراد خرافي به ظاهر مذهبي و كلاه گذار اجرا مي شود . آنها مي گويند با دعا نوشتن بيماريها چاره مي شود . فقيران توانگر و بدهكاران راحت ، عاشقان به وصال معشوق رسيده و ديوانگان بهبود مي يابند . جالب اينجاست كه بعضي از نويسندگان دعا بي سواد بوده و نام خود را نخوانده ملا گذاشته اند . اينها حتي از نوشتن نام پيامبران يا ائمه هم عاجزند و درون كاغذ نقاشي هاي بخصوصي كرده و در شمع مي جوشانند تا كسي از كلك آنها سر در نياورد . حتي با نوشتن دعا ، حيوانان بيمار را علاج مي كنند و گاه دهان پلنگ را مي بندند تا به گوسفندان صدمه نزند . ( همان ، 259 )
توصيفات
اعتقادات و باورهاي مردم شهر لار نسبت به طلسم و چشم زيادتر نباشد نسبت به بقيه مردم كمتر نيست . اعتقاد به رجال الغيب و موكلين كه مأمور مشكل گشايي مردم هستند بسيار رواج دارد . خيلي از مردم سعي مي كنند با طلسم كارهاي خود را پيش ببرند و به دعانويسان و رمالان چه در لار و چه در گراش و اوز مراجعه كرده و با دادن هزينه ، طلسم خاص خود را مي گيرند . يكي از دعانويسان حاضر شد چند نوع طلسم براي توضيح دهد ولي نامي از او برده نشود .
بسياري از دعاها روش استفاده مخصوص دارد . گونه از دعا بايد از گردن آويزان شود و هميشه با فرد باشد ، براي دفع بلا و مرض و حفاظت كننده فرد از چشم زخم ، اين دعا در جاي مخصوص خود گذاشته و به گردن مي اندازند .
اي دوست دست حافظ تعويز چشم زخم است يا رب ببينم آن را بر گردنت حمايل
« حافظ »
نوعي ديگر از دعاها را بايد در خاك نهاد كه خود به چندين نوع تقسيم مي شود . يك نوع از دعا بايد در خاك قبرستان دفن شود و نوع ديگر در زير درخت سبز كه اين دو نوع دعا بسيار زود جواب مي دهند و نوع ديگر زير درب منزل فردي كه مي خواهند طلسم كنند چال مي كنند .
نوعي ديگر از دعا ها را بر باد مي دهند و به فرد گفته مي شود اين دعا را بر درخت سبز ببندد و هر موقع كه باد بوزد طلسم آن كار مي كند .
نوعي ديگر از دعا ها را بر آب مي دهند . البته گفته مي شود كه آب پاك طلسم ها را باطل مي كند ولي آب كثيف مثل آب چاه توالت و ... طلسم هاي بد را محكم تر مي كند .
نوعي ديگر از دعا را بر آتش مي نهند و با سوختن دعا كار فرد طلسم شده باز مي شود و يا فردي را به اين وسيله طلسم مي كنند . بيشتر براي دزديدن قلب و روح فردي از اين روش استفاده مي شود .
البته بايد گفت كه تا خدا نخواهد هيچ مشكلي حل نمي شود .
گنج عزلت كه طلسمات عجايب دارد فتح آن در نظر رحمت درويشان است
« حافظ »
يك نوع ديگر از دعاها و طلسم ها به كلّه بندي مشهور است به گونه اي كه دعاي مخصوصي را براي گرفتار كردن فردي نوشته و در درون استخوان كلّه گوسفند يا گاو مي نهند و در قبرستان جايي كه آفتاب مستقيم مي خورد مي گذارند و اعتقاد بر اين است كه وقتي آفتاب به كلّه مي خورد و داغ مي شود ، طلسم اثر كرده و ردخور ندارد . اين دعانويسان براي اين كار هزينه ي هنگفتي مي گيرند ، بيشتر از 300 هزار تومان .
مردم لار به غير از فال به دعا و پيشگويي هم اعتقاد دارند و چندين فالگير كه بيشتر زن ها هستند در اين شهرند و فال پاسور ( ورق ) ، فال قهوه ، فال نجسي و ... مي گيرند كه اينگونه كه من فهميدم بيشتر مردم اعتقاد زيادي به چيزهائي كه فالگيران از آينده و كارهاي آنان مي گويند دارند .
يكي ديگر از اعتقادات همان طور كه قبلاً گفته شد اعتقاد به چشم زخم است . و براي دفع چشم زخم از راههاي گوناگون استفاده مي كنند ، يكي از راهها ، دود كردن اسفند ( ** ) است كه مي گويند پيامبر (ص) كاشته ، حضرت علي (ع) برداشته و حضرت فاطمه (س) براي حسن و حسين (ع) دود كرده و تمام موجودات از جمله انس ، جن ، ديو و پري از بوي اسفند خوششان مي آيد و اين دود و بوي مخصوص آن تمام انرژي هاي منفي را از بين مي برد ، حتي از دود اسفند براي باطل كردن سحر و طلسم هم استفاده مي شود .
نتيجه گيري :
همة دانشها و همة كشفيات و همه اختراعات مربوط به آينده در ذهن عالم هستي وجود دارند و منتظرند كه انسان ها آنها را كشف كنند . هر اختراع و كشفي كه در طي تاريخ صورت گرفته از ذهن عالم هستي نشئت گرفته است ، خواه اين را بدانيم يا ندانيم . ( راندا برن ، 1387 ، 173 )
دكتر جان هاگلين در اين باره مي گويد : مكانيك كوانتوم اين را تأييد مي كند و كيهان شناسي كوانتوم بر اين صحه مي گذارد كه دنيا در اصل از انديشه ساخته شده است و آنچه پيرامون ماست ، حاصل يك انديشه است . ما در نهايت ، منبع عالم هستي هستيم و وقتي اين نيرو را مستقيماً تجربه كرديم و شناختيم مي توانيم اقتدار و اختيار خود را اعمال كنيم و بيشتر و باز هم بيشتر به دست آوريم. آنچه را مي خواهيد ، ايجاد كنيد . همه چيز را از درون ميدان آگاهي بشناسيد كه در نهايت چيزي جز آگاهي كائنات نيست كه عالم هستي را درست كرده است . بنابراين بسته به اينكه چگونه از اين نيرو استفاده مي كنيم به طور مثبت يا منفي ، سلامتي و پيرامون خود را شكل مي دهيم . ما نه تنها سرنوشت خود را خلق مي كنيم بلكه در نهايت سرنوشت عالم هستي را رقم مي زنيم . ما خالق عالم هستي هستيم ، بنابراين محدوديتي در كار نيست . توانمندي بالقوة انسان نامحدود است . همه چيز بستگي به اين دارد كه از دنيا چه درك و برداشتي داريم كه اين همه به سطح فكر ما بر مي گردد. ( همان ، 172 )
توانائيهاي انسان آنقدر زياد است كه اگر به اين مسئله پي مي بردند ديگر نه نيازي به طلسم بود و نه سحر و جادويي . چون ما انسان ها قادر نيستيم از اين توانائيهايمان استفاده كنيم ، به طلسم و فالگيران متوسل مي شويم در صورتي كه اگر سعي بر اين مي كرديم كه نيروهاي دروني مان را كشف و استفاده كنيم ، كار و كاسبي دعانويسان و رمالان و پيشگويان كساد مي شد . ( همان )
جيمز ري اغلب اشخاص خود را با جسم محدودشان تعريف مي كنند ، اما شما جسمي محدود نيستيد . حتي با ميكروسكوپ هم مي توان ديد كه شما يك ميدان انرژي هستيد . بنابراين اگر فكر مي كنيد جسمي هستيد كه از گوشت ساخته شده و به هر سمتي مي رويد ، دربارة خود تجديد نظر كنيد . شما ميدان انرژي هستيد كه در ميدان انرژي بزرگ تري فعاليت مي كنيد . ( همان ، 170 )
مايكل برنارد بكويت مي توانيد خود را از ميراث گذشتگان جدا كنيد . مي توانيد از باورهاي اجتماعي و فرهنگي گذشته فاصله بگيريد و يك بار براي هميشه ثابت كنيد قدرتي كه در درون شماست از قدرتي كه در محدوده جهان است بزرگتر است . ( همان ، 179 )
در زندگي انسان ها مواقعي پيش مي آيد كه ديگر دستش به هيچ جا بند نيست و در فشار زندگي قرار مي گيرد و عملكرد انسان ها در اينگونه مواقع متفاوت است . عده اي به سمت دعا و طلسم و فال روي مي آورند و عده اي فقط به كُنه ذات حق پناه مي برند .
مدل
طلسم زبان بند
سحر و جادو
چله بري
كله بندي
جن زدگي
دعاي محبت
تعويز باطل السحر
دور كردن اجنه
شناختن دزد
شفاء بيماران
دعا براي به دست آوردن روزي
اسفند
چشم زخم نمك
ان يكاد
آيه الكرسي
چوب خرزره
مرجون
فالگيري و پيشگويي فال قهوه
فال نخود
فال پاسور
كف بيني
منابع و مآخذ :
1 - پورداوود ، ابراهيم ، ( 1377 ) ، پشت ها ، جلد 1 انتشارات اساطير ، تهران
2 - ترقي ، محمد علي ، ( 1362 ) ، فرهنگ خيام عربي - فارسي
3 - تناولي ، پرويز ، ( 1385 ) ، طلسم ، گرافيك سنتي ايران ، نشريه بن گاه .
4 - راند ابِرن ، ( 1387 ) ، راز ، ترجمه مهدي قراچه داغي ، پرفروش ترين كتاب سال
5 - زنجاني ، محمود ، ( 1372 ) ، فرهنگ جامع شاهنامه
6 - سركاراتي ، بهمن ( 1350 ) ، پري ، نشريه دانشگاهي ، بي شماره
7 - عميد ، حسن ، ( 1343) ، انتشارات جاويدان ، فرهنگ عميد
8 - فرشادي ، فرزانه ، ( 1384 ) ، بررسي طلسم و ادعيه در ايران
9 - كياني ، منوچهر ، ( 1375 ) ، سياه چادران ، زندگي عشاير و ايلات جنوب
10 - كتاب مقدس ، سفر تثنيه ، باب 18
11 - مشيري ، مهشيد ، ( 137