بنياد بازشناسي لارستان کهن
contact us about us photo gallery home
لینک ها
جستجو در سایت






کلمات کلیدی
بررسی ریشه شناختی گویش لارستانی و مقایسه آن با زبان فارسی / سعدي گراوند
     زبان یک مقوله­ی عینی و واقعی است که به طور طبیعی در حیات روزمره­ی انسان­ها به کار گرفته می­شود و با وجود پیچیده­گی­هایش ، در طی مراحل مختلف، انسان­ها بدون آن­که نقشی در انتخاب آن داشته باشند، در  محیط پیرامونی­شان آن را می­آموزند و بعد از آن­که به مرحله­ای از رشد رسیدند با آن الفت می­یابند. پس لازم است به زبان، این نهاد پیچیده، به عنوان یک ابزار مهم در کنار دیگر عناصر و ابزاری که نوع بشر در نتیجه فرایند تکاملی تاریخی خود به آن دست یافته است، 

بررسی ریشه­شناختی گویش لارستانی و مقایسه آن با زبان فارسی

                                                                    سعدی گراوند[1] saadi150@yahoo.com

معصومه اسدی[2]  asadi_zhina@yahoo.com

 مریم شایسته فر[3]

فتاح درو گریان[4]

چکیده

      لارستان سرزمین وسیعی است در جنوب شرقی استان فارس که به دلیل واقع شدن در پس کرانه خلیج فارس، در طول تاریخ از اهمیت ویژه­ای برخوردار بوده است. بر اساس بررسی­های ریشه شناسی تاریخی که علم مطالعه تاریخی واژه­ها است، سرزمين لار در آغاز تحت عنوان »لاد« شناخته مي‌شده و لاد يعني اساس و بنياد هر چيز. گویش لارستانی از گویش‌های فارسی است و به عنوان یک شاخه از زبان‌های فارسی‌تبار (شاخه ایرانی جنوب غربی) قلمداد می­شده ‌است. این گویش بيش از نُه لهجه را در بر مي‌گيرد و در جای جای منطقه، نمودهای گوناگونی دارد که بیشترین تفاوت‌ بین آن­ها در تلفظ واژگان آن­هاست. این گویش، ارتباطي عميق و ريشه‌دار با  زبان فارسی دری دارد. این گویش، دارای ویژگیهای منحصر به فردی است، بطوریکه واج »قاف« دراین گویش  به صورت »كاف« تلفظ می شود. دراین جستار ریشه شناسی تاریخی گویش لارستانی و ارتباط عمیق آن با زبان فارسی دری با مقایسه ساختار نحوی جملات و واژگان و ترتیب ارکان ضرب­المثل­های آن مورد بحث و بررسی قرار می­گیرد تا بتوان جایگاه تاریخی و خویشاوندی­اش را با زبان فارسی دری که از زیر مجموعه­های زبان­های فارسی تبار است ، مشخص کرد.

مقدمه

     زبان یک مقوله­ی عینی و واقعی است که به طور طبیعی در حیات روزمره­ی انسان­ها به کار گرفته می­شود و با وجود پیچیده­گی­هایش ، در طی مراحل مختلف، انسان­ها بدون آن­که نقشی در انتخاب آن داشته باشند، در  محیط پیرامونی­شان آن را می­آموزند و بعد از آن­که به مرحله­ای از رشد رسیدند با آن الفت می­یابند. پس لازم است به زبان، این نهاد پیچیده، به عنوان یک ابزار مهم در کنار دیگر عناصر و ابزاری که نوع بشر در نتیجه فرایند تکاملی تاریخی خود به آن دست یافته است،  دقیق­تر و موشکافانه­تر بنگریم. لذا با توجه به نقش متقابلی که میان دانش و تعالی انسان در روند تاریخ وجود داشته و دارد، پیدایش زبان، در طول تاریخ موجبات رشد فرهنگی و تعالی ما را به همراه داشته است. زبان شناسی، جزیی از دانش بشری و علمی از علوم انسانی است که با استفاده از روش­های علمی و پدیده­های عینی و واقعیت­های محسوس زبان در حوزه­ی مفاهیم، محتوا، لفظ، تحول و تکامل آن و تاثیرپذیری­اش طی فرایندهای اجتماعی، تاریخی و اقتصادی­ـ­سیاسی به بررسی و شناخت زبان پرداخته است.  زبان شناسی تاریخی به بررسی و تحقیق درباره­ی ویژگی­های زبان­های قدیمی و کهن و نحوه­ی تکامل و تغییر آن­ها به زبان­های جدید می­پردازد و با شناختن عناصر و ابزارهای مرتبط با زبان و طبقه­بندی آن­ها با توجه به تئوری­ها و نتایج به دست آمده، حقایق علمی و تاریخی تکامل و تحول زبان را بیرون کشیده و برای ما آشکار  می­سازد که زبان­ها چگونه با هم مرتبط هستند و شجره خویشاوندی آن­ها به کجا ختم می­گردد.

پیشینه تحقیق

      مطالعه منشا و تاریخچه واژه را ریشه­شناسی آن واژه می­نامند. این اصطلاحی است که مانند بسیاری از واژه­های فنی، از لاتین به ما رسیده ولی خواستگاه آن زبان یونانی است. پژوهشگرانی که در نخستین دوره از تاریخ زبان­شناسی به تحقیق در باب زبان سرگرم بودند به سه شاخه عمده از این نوع تحقیقات توجه خاص نشان دادند و آن سه شاخه عبارت بودند از ریشه­شناسی ، آوا شناسی و صرف و نحو. ریشه­شناسی بعنوان یکی از  شاخه­های سه­گانه زبان شناسی، ابتدا توسط پژوهشگران یونانی مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت و از بحث و جدل­هایی که منشأ زبان را طبیعی یا قراردادی می­دانستند نشأت گرفت، بطوری­که برخی از این تحلیل­ها را در رساله کراتیلوس افلاطون می­توان یافت. بعلاوه، پس از آن، وارون عقیده داشت که زبان از دل مجموعه محدودی از واژه نخستین بر آمده است که اصل و منشا زبان را تشکیل می­دهد. همچنین وارون خاطر نشان می­کند که واژه­ها در حروف، معانی و صورت­های آوایی با گذشت زمان تغییر می­یابند. مطالعات ریشه­شناختی زبان در روم نیز همانند دوره­ی یونان باستان فاقد جامعیت بوده است. در قرون وسطی نیز ریشه­شناختی زبانی شاهد تداوم همان راهی بوده است که سابقه­اش به عهد باستان می­رسید، و در این زمینه هیچ تحول نظری یا علمی به چشم نمی­خورد.

          سکارمان نخستین کسی است که در سال 1907 میلادی گویش لارستانی را مورد بررسی قرار داده است. ما لچانوا زبان شناس معاصر روسي معتقد است که پايه و اساس گویش لارستانی برگرفته  از مجموعه لغات سایر گویش­ها و زبان­های ايرانی است. وي اولين پژوهشگری است که واژه­ي زبان را براي گویش لارستانی بکار مي­برد.

مواد و روشها

      ابتدا با استفاده از روش کتابخانه­ای، جایگاه تاریخی زبان فارسی دری و گویش لارستانی مشخص گردید. سپس به منظور بررسی وجه تشابهات این گویش با زبان فارسی دری از بومیان عادی اصیل روستانشین، مسن و مذکر مصاحبه حضوری به عمل آمد. سپس ساختار نحوی، واژگانی آن با زبان فارسی دری مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

بحث

الف) زبان­های هندی و اروپایی:

       زبان فارسی از خانواده زبان هندی و اروپایی است که یکی از زیر گروه­های آن هندی و ایرانی است. شاخه ایرانی در هزاره ی اول پیش از میلاد مسیح در ایران و افغانستان و در شمال در منطقه میان مجارستان و ترکستان چین رایج بوده است که می توان بر حسب مراحل تحول آن را به سه دسته تقسیم کرد: الف) زبان ایرانی کهن ب) زبان ایرانی میانه ج) زبان ایرانی کنونی.

زبان­های ایرانی کهن شامل زبان­های ذیل است : زبان سکایی، مادی، پارسی باستان و اوستایی.

زبان­های ایرانی میانه عبارتند از: پارسی میانه، پهلوی اشکانی، بلخی، سکایی، سغدی، و خوارزمی.

زبان­های ایرانی کنونی عبارتند از: پشتو(پختو)، کردی، آسی یا استی، بلوچی و فارسی نو(دری) است.

ب ) فارسی نو (دری)

    این زبان مهمترین زبانها و لهجه­های ایرانی و دنباله فارسی میانه زردشتی است و نماینده مهم دسته زبان­های جنوب غربی است. این زبان از قرن سوم و چهارم به بعد، پس از تشکیل دربارهای مشرق در عهد اسلامی به صورت رسمی به اسامی مختلف مانند دری، پارسی دری، پارسی و فارسی درآمد که گویش لارستانی یکی از زیر شاخه های آن محسوب می شود. با توجه به اینکه ریشه شناسی، علم مطالعه­ی تاریخی واژه­هاست و مسایلی چون چه موقع واژه­ها وارد زبانی می­شوند و از چه منابعی وارد می­گردند و در طول زمان چه تغییراتی در ساختار و معنا و آواهای آن­ها ایجاد می­شود، این گویش و زبان فارسی دری مورد مداقه قرار گرفتند تا وجه تشابهات­شان معلوم و مشخص گردد.

بنابراین، ارتباط و نزديکي گویش لارستانی با زبان فارسی را با مقایسه ویژگی­های دستوری و واژگانی  را به بحث و بررسی بیشتری می­کشانیم تا بتوان جایگاه و خویشاوند بودن آن­ها را ثابت نمود.

مثلها، جملات و کلمات لارستاني

شتر دُزِدَهْ دو کو دو کو نواسي = شتر دزديدن و دلا دلا رفتن مناسب ندارد. نظير شتر سواري دلا دلا؟

او کِه يکجا وامَنِهْ گَنَهْ ابو = ترجمه: آب که دريکجا بماند گنديده مي شود.

دَرِ دَرْوِزَهْ اَبِهْ وابُنِشْ ولی گپِ مَرْدُمْ نابِهْ بَسْتَهْ= در دروازه میشه بست ولی دهان مردم را نمیشه بست

با یه گُلْ بَهار نابِهْ = با یک گل بهار نمی شود

هر پنج انگشت مِثِهْ هَمْ نی= هر پنج انگشت مثل هم نیست

تَوَهْ کِهْ پَسْ وَرو اُشنِیْ= تاوه که پشت و رو ندارد

اَمْکِهْ اَچِداش= کجا می‌روی

اَدِاش اَچُومْ اَخونَهْ حسن= می‌آیی برویم منزل حسن

اَمِیْ مَهْ کار اُمْهِسْ سِی= من کار دارم

مَهْ نِدام = من نمی آیم   

مَهْ مَوی اُچُمْ اَبَزار= من می خواهم بروم به بازار

تَهْ اِگهْ اَداش اَچِمْ اَگِراش= تو اگر می آیی برویم به گراش

نَنَهْ شَکَرْ گِرونن مَهْ دوما نابِمْ   نِرْخِ زَعفِرونِنْ مَهْ دوما نابِمْ

مو اَز لنگه چُدمْ لار کِه چاشت بُخُورُمْ = من از بندر لنگه رفتم لار که ناهار بخورم

تِهْ راه کِهْ اَدانُدمْ وِیْسَدِمْ نُماز اُمْخود= تو راه که برمی گشتم ایستادم و نماز خواندم

هادی وقْتِهْ چِدِشْ اَلار مَهْوَهْ تَهْ یاد نِچِهْ= هادی وقتی رفتی لار مهیاوه یادت نره

صَبا عروسی دُتِ داداموهَهْ اَچِمْ بَزار جُمَهْ بِخِلِمْ= فردا عروسی دختر خواهرم است می رویم بازار لباس بخریم

اَچِشْ دِرْیا مِیْ بِگِرِش مَیْ کَتُخْ دُرُسْتِ بِکِنُمْ= میروی دریاماهی بگیری تا من قلیه ماهی درست بکنم

خَجَهْ تَهْ کُسْ اُندو= هیزم کجا ریختی

اَچُمْ= میروم

کِلِنج= انگشت

دِرْیا= دریا

ناچُمْ= نمی روم

اَچِش= می روی

ناچش= نمی روی

جُمَهْ= لباس

نُمْتا= پیژامه

چُری= جوجه

گُوْ=گاو

کَهْرَه= گوسفند

مَهْ= من

اَچُمْ= میروم

اَگِهْ= اگر

پِنْج= ناخن

بَزار= بازار

اُمْفَهْمیْ= می فهمم

دوما= داماد

دودومو= خواهرم

بُوا= بابا

عامی= عمو

نَنِیْ شو= مادر شوهر

نابِمْ= نمی شوم

اُمْکِهْ= کجا

اَچِداش= میروی

اَداش= می آیی

 نِدام= نمی آیم

مَوِیْ= می خواهم

تَهْ= تو

 

نتیجه گیری

در بررسی ساختار واژگانی و نحوی زبان فارسی و گویش لارستانی به موارد زیر اشاره می شود:

1-       مصدر در زبان فارسی از بن ماضی+ن ساخته می شود حال آنکه در گویش لارستانی از بن ماضی + ا ساخته می­گردد اما با معنی یکسان مانند ded-a: دیدن، got-a: گفتن، cheed-a: رفتن که این نشانه تحول پیشرفته زبان فارسی در طول زمان و بکر ماندن گویش لارستانی است.

2-       بن ماضی در هر دو از حذف نشانه مصدری بدست می­آید مانند رفت از مصدر رفتن و got از مصدر got-a

3-        برای منفی کردن فعل­ها  از پیشوند" ن" استفاده می­شود. مانند فعل نابو: نمی شود، آبو: می شود.

4-       هر دو ساختار فعل را در آخر جمله بکار می گیرند. مانند آو که یکجا وامنه کنه آبو: آب که یک جا بماند می گندد.

5-       ساخت صفت مفعولی در هر دو از بن گذشته + ها غیر ملفوظ ساخته می­شود که در گویش لارستانی خفیف­تر تلفظ می­شود مانندgelet-e   صفت مفعولی ازgelet-a  به معنی رفتن یا xvard-e صفت مفعولی از xavard-a به معنی خوردن. نشانه -e صفت مفعولی در این گویش  است

6-       بار معنایی یکسانی از نظر فرهنگی در جملات افاده می­گردد که این خود نشانه زیر ساختار فرهنگی مشترک کاربران زبان فارسی دری و گویش لارستانی است.

7-       ترتیب به کارگیری ارکان جملات جهت انتقال معنا و مفاهیم به یک صورت شکل می­گیرد یعنی هر دو دارای ساختار نحوی و معنایی یکسانی هستند. به عبارتی ساختار نحوی جملات یا با یک گروه اسمی، یا با یک گروه حرف اضافه ایشروع می­شوند که این مهم­ترین استدلال خویشاوند بودن هر دو را به اثبات می­رساند.

8-       کاربرد یکسان دستوری و معنایی و آوایی کلماتی چون " و ،  با " ، یک، گل، بهار، پنج(پهلوی اشکانی)، انگشت(کلیک) آو = آب، چاشت و غیره و همچنین صرف صورت­های شش­گانه فعل در این گویش، دلالت بر تشابه و خویشاوندی آن­ها دارد .

9-       زمان و ساختار فعل­ها در هر دو گویش یکسان می­باشد. ساختار فعل در هردو، ساده، پیشوندی، مرکب و عبارت فعلی است و هر دو بر زمان­های گذشته، حال و آینده دلالت دارند.

ساده مانند: Jaxt-om :پریدن

2-پیشوندی مانند:: Va-jost-a  پیدا کردن

3-مرکب مانند فعل مرکب زبان فارسی معیار مانند:dar-avord-a  به معنی بیرون آوردن

عبارت فعلی مانند sere-kar-nada یعنی سر کار نهادن

10-    در هر دو مورد، جملات منادایی با یکی از راه­های زیر مشخص می شوند:

1- منادا نشانه­ای ندارد مانند: ماه بانو! و تکیه روی هجای اول است.

2- یکی از حرف­های ندا پیش از منادا می­آید مانند ای دوست هم در گویش لارستانی و هم در فارسی دری .

11-    در هردو گویش لارستانی و زبان فارسی دری صفت پس از موصوف می­آید مانند آیم گن: انسان پست.

12-     فعل در هر دو دارای وجه خبری، التزامی و امری است.

منابع

1-       ابوالقاسمی، محسن، تاریخ زبان فارسی، تهران، انتشارات سمت، چاپ هفتم، 1385.

2-       خایفی، عباس، تاریخ زبان فارسی، دانشگاه گیلان، چاپ اول، 1382.

3-       روبینز.آر.اچ، تاریخ مختصر زبان شناسی، حق شناس، علی­محمد، تهران، نشر مرکز، چاپ پنجم، 1382

4-       نوراحمدی، احمد، بررسی دستگاه فعل در گویش لاری(هرم و کاریان) پایان نامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی.

5-       یول، جورج، بررسی زبان، بهرامی، علی، تهران، انتشارات رهنما، چاپ سوم، 1385.

 



[1] دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی دانشگاه تهران

[2] دستیار علمی دانشگاه پیام نور مرکز بندر لنگه

[3] دستیار علمی دانشگاه پیام نور مرکز بندر لنگه

[4] دستیار علمی دانشگاه پیام نور مرکز بندر لنگه

[لارشناسی]
13 مرداد 1389 1:05 بعدازظهر