بررسی ریشهشناختی گویش لارستانی و مقایسه آن با زبان فارسی
سعدی گراوند saadi150@yahoo.com
معصومه اسدی asadi_zhina@yahoo.com
مریم شایسته فر
فتاح درو گریان
چکیده
لارستان سرزمین وسیعی است در جنوب شرقی استان فارس که به دلیل واقع شدن در پس کرانه خلیج فارس، در طول تاریخ از اهمیت ویژهای برخوردار بوده است. بر اساس بررسیهای ریشه شناسی تاریخی که علم مطالعه تاریخی واژهها است، سرزمين لار در آغاز تحت عنوان »لاد« شناخته ميشده و لاد يعني اساس و بنياد هر چيز. گویش لارستانی از گویشهای فارسی است و به عنوان یک شاخه از زبانهای فارسیتبار (شاخه ایرانی جنوب غربی) قلمداد میشده است. این گویش بيش از نُه لهجه را در بر ميگيرد و در جای جای منطقه، نمودهای گوناگونی دارد که بیشترین تفاوت بین آنها در تلفظ واژگان آنهاست. این گویش، ارتباطي عميق و ريشهدار با زبان فارسی دری دارد. این گویش، دارای ویژگیهای منحصر به فردی است، بطوریکه واج »قاف« دراین گویش به صورت »كاف« تلفظ می شود. دراین جستار ریشه شناسی تاریخی گویش لارستانی و ارتباط عمیق آن با زبان فارسی دری با مقایسه ساختار نحوی جملات و واژگان و ترتیب ارکان ضربالمثلهای آن مورد بحث و بررسی قرار میگیرد تا بتوان جایگاه تاریخی و خویشاوندیاش را با زبان فارسی دری که از زیر مجموعههای زبانهای فارسی تبار است ، مشخص کرد.
مقدمه
زبان یک مقولهی عینی و واقعی است که به طور طبیعی در حیات روزمرهی انسانها به کار گرفته میشود و با وجود پیچیدهگیهایش ، در طی مراحل مختلف، انسانها بدون آنکه نقشی در انتخاب آن داشته باشند، در محیط پیرامونیشان آن را میآموزند و بعد از آنکه به مرحلهای از رشد رسیدند با آن الفت مییابند. پس لازم است به زبان، این نهاد پیچیده، به عنوان یک ابزار مهم در کنار دیگر عناصر و ابزاری که نوع بشر در نتیجه فرایند تکاملی تاریخی خود به آن دست یافته است، دقیقتر و موشکافانهتر بنگریم. لذا با توجه به نقش متقابلی که میان دانش و تعالی انسان در روند تاریخ وجود داشته و دارد، پیدایش زبان، در طول تاریخ موجبات رشد فرهنگی و تعالی ما را به همراه داشته است. زبان شناسی، جزیی از دانش بشری و علمی از علوم انسانی است که با استفاده از روشهای علمی و پدیدههای عینی و واقعیتهای محسوس زبان در حوزهی مفاهیم، محتوا، لفظ، تحول و تکامل آن و تاثیرپذیریاش طی فرایندهای اجتماعی، تاریخی و اقتصادیـسیاسی به بررسی و شناخت زبان پرداخته است. زبان شناسی تاریخی به بررسی و تحقیق دربارهی ویژگیهای زبانهای قدیمی و کهن و نحوهی تکامل و تغییر آنها به زبانهای جدید میپردازد و با شناختن عناصر و ابزارهای مرتبط با زبان و طبقهبندی آنها با توجه به تئوریها و نتایج به دست آمده، حقایق علمی و تاریخی تکامل و تحول زبان را بیرون کشیده و برای ما آشکار میسازد که زبانها چگونه با هم مرتبط هستند و شجره خویشاوندی آنها به کجا ختم میگردد.
پیشینه تحقیق
مطالعه منشا و تاریخچه واژه را ریشهشناسی آن واژه مینامند. این اصطلاحی است که مانند بسیاری از واژههای فنی، از لاتین به ما رسیده ولی خواستگاه آن زبان یونانی است. پژوهشگرانی که در نخستین دوره از تاریخ زبانشناسی به تحقیق در باب زبان سرگرم بودند به سه شاخه عمده از این نوع تحقیقات توجه خاص نشان دادند و آن سه شاخه عبارت بودند از ریشهشناسی ، آوا شناسی و صرف و نحو. ریشهشناسی بعنوان یکی از شاخههای سهگانه زبان شناسی، ابتدا توسط پژوهشگران یونانی مورد تحقیق و بررسی قرار گرفت و از بحث و جدلهایی که منشأ زبان را طبیعی یا قراردادی میدانستند نشأت گرفت، بطوریکه برخی از این تحلیلها را در رساله کراتیلوس افلاطون میتوان یافت. بعلاوه، پس از آن، وارون عقیده داشت که زبان از دل مجموعه محدودی از واژه نخستین بر آمده است که اصل و منشا زبان را تشکیل میدهد. همچنین وارون خاطر نشان میکند که واژهها در حروف، معانی و صورتهای آوایی با گذشت زمان تغییر مییابند. مطالعات ریشهشناختی زبان در روم نیز همانند دورهی یونان باستان فاقد جامعیت بوده است. در قرون وسطی نیز ریشهشناختی زبانی شاهد تداوم همان راهی بوده است که سابقهاش به عهد باستان میرسید، و در این زمینه هیچ تحول نظری یا علمی به چشم نمیخورد.
سکارمان نخستین کسی است که در سال 1907 میلادی گویش لارستانی را مورد بررسی قرار داده است. ما لچانوا زبان شناس معاصر روسي معتقد است که پايه و اساس گویش لارستانی برگرفته از مجموعه لغات سایر گویشها و زبانهای ايرانی است. وي اولين پژوهشگری است که واژهي زبان را براي گویش لارستانی بکار ميبرد.
مواد و روشها
ابتدا با استفاده از روش کتابخانهای، جایگاه تاریخی زبان فارسی دری و گویش لارستانی مشخص گردید. سپس به منظور بررسی وجه تشابهات این گویش با زبان فارسی دری از بومیان عادی اصیل روستانشین، مسن و مذکر مصاحبه حضوری به عمل آمد. سپس ساختار نحوی، واژگانی آن با زبان فارسی دری مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
بحث
الف) زبانهای هندی و اروپایی:
زبان فارسی از خانواده زبان هندی و اروپایی است که یکی از زیر گروههای آن هندی و ایرانی است. شاخه ایرانی در هزاره ی اول پیش از میلاد مسیح در ایران و افغانستان و در شمال در منطقه میان مجارستان و ترکستان چین رایج بوده است که می توان بر حسب مراحل تحول آن را به سه دسته تقسیم کرد: الف) زبان ایرانی کهن ب) زبان ایرانی میانه ج) زبان ایرانی کنونی.
زبانهای ایرانی کهن شامل زبانهای ذیل است : زبان سکایی، مادی، پارسی باستان و اوستایی.
زبانهای ایرانی میانه عبارتند از: پارسی میانه، پهلوی اشکانی، بلخی، سکایی، سغدی، و خوارزمی.
زبانهای ایرانی کنونی عبارتند از: پشتو(پختو)، کردی، آسی یا استی، بلوچی و فارسی نو(دری) است.
ب ) فارسی نو (دری)
این زبان مهمترین زبانها و لهجههای ایرانی و دنباله فارسی میانه زردشتی است و نماینده مهم دسته زبانهای جنوب غربی است. این زبان از قرن سوم و چهارم به بعد، پس از تشکیل دربارهای مشرق در عهد اسلامی به صورت رسمی به اسامی مختلف مانند دری، پارسی دری، پارسی و فارسی درآمد که گویش لارستانی یکی از زیر شاخه های آن محسوب می شود. با توجه به اینکه ریشه شناسی، علم مطالعهی تاریخی واژههاست و مسایلی چون چه موقع واژهها وارد زبانی میشوند و از چه منابعی وارد میگردند و در طول زمان چه تغییراتی در ساختار و معنا و آواهای آنها ایجاد میشود، این گویش و زبان فارسی دری مورد مداقه قرار گرفتند تا وجه تشابهاتشان معلوم و مشخص گردد.
بنابراین، ارتباط و نزديکي گویش لارستانی با زبان فارسی را با مقایسه ویژگیهای دستوری و واژگانی را به بحث و بررسی بیشتری میکشانیم تا بتوان جایگاه و خویشاوند بودن آنها را ثابت نمود.
مثلها، جملات و کلمات لارستاني
شتر دُزِدَهْ دو کو دو کو نواسي = شتر دزديدن و دلا دلا رفتن مناسب ندارد. نظير شتر سواري دلا دلا؟
او کِه يکجا وامَنِهْ گَنَهْ ابو = ترجمه: آب که دريکجا بماند گنديده مي شود.
دَرِ دَرْوِزَهْ اَبِهْ وابُنِشْ ولی گپِ مَرْدُمْ نابِهْ بَسْتَهْ= در دروازه میشه بست ولی دهان مردم را نمیشه بست
با یه گُلْ بَهار نابِهْ = با یک گل بهار نمی شود
هر پنج انگشت مِثِهْ هَمْ نی= هر پنج انگشت مثل هم نیست
تَوَهْ کِهْ پَسْ وَرو اُشنِیْ= تاوه که پشت و رو ندارد
اَمْکِهْ اَچِداش= کجا میروی
اَدِاش اَچُومْ اَخونَهْ حسن= میآیی برویم منزل حسن
اَمِیْ مَهْ کار اُمْهِسْ سِی= من کار دارم
مَهْ نِدام = من نمی آیم
مَهْ مَوی اُچُمْ اَبَزار= من می خواهم بروم به بازار
تَهْ اِگهْ اَداش اَچِمْ اَگِراش= تو اگر می آیی برویم به گراش
نَنَهْ شَکَرْ گِرونن مَهْ دوما نابِمْ نِرْخِ زَعفِرونِنْ مَهْ دوما نابِمْ
مو اَز لنگه چُدمْ لار کِه چاشت بُخُورُمْ = من از بندر لنگه رفتم لار که ناهار بخورم
تِهْ راه کِهْ اَدانُدمْ وِیْسَدِمْ نُماز اُمْخود= تو راه که برمی گشتم ایستادم و نماز خواندم
هادی وقْتِهْ چِدِشْ اَلار مَهْوَهْ تَهْ یاد نِچِهْ= هادی وقتی رفتی لار مهیاوه یادت نره
صَبا عروسی دُتِ داداموهَهْ اَچِمْ بَزار جُمَهْ بِخِلِمْ= فردا عروسی دختر خواهرم است می رویم بازار لباس بخریم
اَچِشْ دِرْیا مِیْ بِگِرِش مَیْ کَتُخْ دُرُسْتِ بِکِنُمْ= میروی دریاماهی بگیری تا من قلیه ماهی درست بکنم
خَجَهْ تَهْ کُسْ اُندو= هیزم کجا ریختی
اَچُمْ= میروم
کِلِنج= انگشت
دِرْیا= دریا
ناچُمْ= نمی روم
اَچِش= می روی
ناچش= نمی روی
جُمَهْ= لباس
نُمْتا= پیژامه
چُری= جوجه
گُوْ=گاو
کَهْرَه= گوسفند
مَهْ= من
اَچُمْ= میروم
اَگِهْ= اگر
پِنْج= ناخن
بَزار= بازار
اُمْفَهْمیْ= می فهمم
دوما= داماد
دودومو= خواهرم
بُوا= بابا
عامی= عمو
نَنِیْ شو= مادر شوهر
نابِمْ= نمی شوم
اُمْکِهْ= کجا
اَچِداش= میروی
اَداش= می آیی
نِدام= نمی آیم
مَوِیْ= می خواهم
تَهْ= تو
نتیجه گیری
در بررسی ساختار واژگانی و نحوی زبان فارسی و گویش لارستانی به موارد زیر اشاره می شود:
1- مصدر در زبان فارسی از بن ماضی+ن ساخته می شود حال آنکه در گویش لارستانی از بن ماضی + ا ساخته میگردد اما با معنی یکسان مانند ded-a: دیدن، got-a: گفتن، cheed-a: رفتن که این نشانه تحول پیشرفته زبان فارسی در طول زمان و بکر ماندن گویش لارستانی است.
2- بن ماضی در هر دو از حذف نشانه مصدری بدست میآید مانند رفت از مصدر رفتن و got از مصدر got-a
3- برای منفی کردن فعلها از پیشوند" ن" استفاده میشود. مانند فعل نابو: نمی شود، آبو: می شود.
4- هر دو ساختار فعل را در آخر جمله بکار می گیرند. مانند آو که یکجا وامنه کنه آبو: آب که یک جا بماند می گندد.
5- ساخت صفت مفعولی در هر دو از بن گذشته + ها غیر ملفوظ ساخته میشود که در گویش لارستانی خفیفتر تلفظ میشود مانندgelet-e صفت مفعولی ازgelet-a به معنی رفتن یا xvard-e صفت مفعولی از xavard-a به معنی خوردن. نشانه -e صفت مفعولی در این گویش است
6- بار معنایی یکسانی از نظر فرهنگی در جملات افاده میگردد که این خود نشانه زیر ساختار فرهنگی مشترک کاربران زبان فارسی دری و گویش لارستانی است.
7- ترتیب به کارگیری ارکان جملات جهت انتقال معنا و مفاهیم به یک صورت شکل میگیرد یعنی هر دو دارای ساختار نحوی و معنایی یکسانی هستند. به عبارتی ساختار نحوی جملات یا با یک گروه اسمی، یا با یک گروه حرف اضافه ایشروع میشوند که این مهمترین استدلال خویشاوند بودن هر دو را به اثبات میرساند.
8- کاربرد یکسان دستوری و معنایی و آوایی کلماتی چون " و ، با " ، یک، گل، بهار، پنج(پهلوی اشکانی)، انگشت(کلیک) آو = آب، چاشت و غیره و همچنین صرف صورتهای ششگانه فعل در این گویش، دلالت بر تشابه و خویشاوندی آنها دارد .
9- زمان و ساختار فعلها در هر دو گویش یکسان میباشد. ساختار فعل در هردو، ساده، پیشوندی، مرکب و عبارت فعلی است و هر دو بر زمانهای گذشته، حال و آینده دلالت دارند.
ساده مانند: Jaxt-om :پریدن
2-پیشوندی مانند:: Va-jost-a پیدا کردن
3-مرکب مانند فعل مرکب زبان فارسی معیار مانند:dar-avord-a به معنی بیرون آوردن
عبارت فعلی مانند sere-kar-nada یعنی سر کار نهادن
10- در هر دو مورد، جملات منادایی با یکی از راههای زیر مشخص می شوند:
1- منادا نشانهای ندارد مانند: ماه بانو! و تکیه روی هجای اول است.
2- یکی از حرفهای ندا پیش از منادا میآید مانند ای دوست هم در گویش لارستانی و هم در فارسی دری .
11- در هردو گویش لارستانی و زبان فارسی دری صفت پس از موصوف میآید مانند آیم گن: انسان پست.
12- فعل در هر دو دارای وجه خبری، التزامی و امری است.
منابع
1- ابوالقاسمی، محسن، تاریخ زبان فارسی، تهران، انتشارات سمت، چاپ هفتم، 1385.
2- خایفی، عباس، تاریخ زبان فارسی، دانشگاه گیلان، چاپ اول، 1382.
3- روبینز.آر.اچ، تاریخ مختصر زبان شناسی، حق شناس، علیمحمد، تهران، نشر مرکز، چاپ پنجم، 1382
4- نوراحمدی، احمد، بررسی دستگاه فعل در گویش لاری(هرم و کاریان) پایان نامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی.
5- یول، جورج، بررسی زبان، بهرامی، علی، تهران، انتشارات رهنما، چاپ سوم، 1385.