بنياد بازشناسي لارستان کهن
contact us about us photo gallery home
لینک ها
جستجو در سایت






کلمات کلیدی
خط الفبایی گویش های لارستان / مهدي احمدنيا

قدیمی ترین آثار مکتوب به دست آمده از زبانهای ایرانی مربوط به زبان پارسی باستان می باشد که همگی به خط میخی بودند. و تا کنون نشانه ای مبنی بر اینکه این زبان به خط دیگر نیز نوشته شده است در دسترس نیست. اما، از دوره ی بعد از هخامنشیان تنها یک سنگنوشته به خط آرامی در نقش رستم وجود دارد که احتمال دارد زبان آن پارسی باستان باشد، زیرا تنها چند تا کلمه خوانده شده است.

 

 

1- مقدمه

 لارستان نام یکی از شهرستانهای استان فارس به مرکزیت شهر لار می باشد. لارستان از شمال با استان فارس، از جنوب با استان هرمزگان، از شرق با استان کرمان و از غرب با استان بوشهر هم مرز می باشد.  لارستان دارای هفت بخش اوز، بیرم، جویم، خنج، گراش، بنارویه، و مرکزی می باشد. اما، بر طبق تقسیمات جغرافیایی قدیم لارستان شامل بخشهای مرکزی، بستک و جهانگیریه، جویم و بنارو، گاوبندی، لنگه و شیبکوه، و خنج و بیخه جات بوده است. اگر چه امروزه از لحاظ تقسیمات جغرافیایی بستک و جهانگیریه، گاوبندی، لنگه و شیبکوه به استان هرمزگان تعلق دارند، اما از لحاظ معیارهای زبانشناسی گویشهایی از زبان مناطق لارستان محسوب می شوند. بناراین، گستره جغرافیایی زبان مناطق لارستان تقریبا ازخنج ، اِوَز ، گراش ، لار ، كاريان ، فيشوَر در استان فارس گرفته تا نواحي غرب استان هرمزگان يعني شهرستان بستك و لنگه را در بر می گیرد.

از آنجایی که برای نامگذاری این زبان میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد، در این پژوهش از عبارت " گویشهای لارستان" استفاده می شود که اشاره به گویشهایی دارد که در مناطق لارستان رایج است.

 

1-1 تاریخچه

نخستین تلاشهای انسان برای نمایاندن اطلاعات و افکار خود به حدود 20000 هزار سال پیش و به تصاویر و نقاشیهای درون غارها بر می گردد، به گونه ای که این تصاویر کم کم به صورت نمادهایی ثابت برای تصورات و یا ایده های خاصی تبدیل شدند. خط میخی سومریان در حدود 3500 سال پیش از میلاد در ابتدا خطی تصویری بود، به گونه ای که هر نشانه ای تصویر چیزی دیدنی و یا مفهومی متناسب و نزدیک به آن را بیان می کرد. تصاویر به کار رفته در خط تصویر نگار به مرور زمان شکل نمادین ثابت تری به خود گرفت و  مفاهیم دیگری نیز در بر می گرفتند. برای مثال، تصویر خورشید دیگر نه فقط برای خورشید بلکه برای مفاهیمی چون گرما و روز نیز به کار می بردند. با اضافه شدن مفاهیم انتزاعی به تصاویر نظام خطی اندیشه نگار پدید آمد که خط هیروگلیف نمونه ای از آن محسوب می شود. اما، نخستین کتابهایی که از نوعی خط الفبایی استفاده کرده به 3000 سال پیش از میلاد بر می گردد. قدیمی ترین نظامهای نوشتاری شناخته شده، همگی نظامهای واژه نگاری هستند که در آنها هر نمادی یک تکواژ را نشان می دهد. در خط واژه نگار، رابطه ی بین شکل نوشتار و مصداق آن یک رابطه ی اختیاری وجود دارد. در واقع هر نویسه معرف یک واژه است.خط میخی سومری - از قدیمی ترین نظام خطی شناخته شده- نمونه ای از خط واژه نگار است و خط چینی نیز دارای نظام خطی نوینی است که مبتنی بر کاربرد خط واژه نگار است.

 فینیقی ها خط هجایی را حدود 3000 تا 4000 سال پیش رواج دادند.   در خط هجایی هر نمادی معرف یک هجا می باشد. خط ژاپنی یک نوع خط هجایی محسوب می شود.

 اما، در نظام نوشتاری الفبایی هر نماد بیانگر واحدهای واجی می باشد. امروزه اغلب زبانها از نظام خط الفبایی استفاده می کنند.

 

 

 

1-1-2 تاریخچه ی خط یا نظام نوشتاری زبانهای ایرانی

 

قدیمی ترین آثار مکتوب به دست آمده از زبانهای ایرانی مربوط به زبان پارسی باستان می باشد که همگی به خط میخی بود ند. و تا کنون نشانه ای مبنی بر اینکه این زبان به خط دیگر نیز نوشته شده است در دسترس نیست. اما، از دوره ی بعد از هخامنشیان تنها یک سنگنوشته به خط آرامی در نقش رستم وجود دارد که احتمال دارد زبان آن پارسی باستان باشد، زیرا تنها چند تا کلمه خوانده شده است.

 خط میخی پارسی از خط میخی اکدی گرفته شده است. اکدی ها خط میخی را از سومریان فرا گرفته بودند. خط میخی سومریان ابتدا جنبه ی تصویری داشت و به تدریج به صورت الفبایی در آمد و همین صورت تکامل یافته به ملتهای آشور و بابل انتقال یافت. اما، پارسیان حروف خط میخی را بسیار ساده کرده و برای نوشتن زبان خود مناسب ساختند، به گونه ای که این خط نشانه ی یکی از مهمترین مراحل پیشرفت در نوشتار شمرده می شود. در خط اکدی، یک حرف- یک نشانه ی خطی- هم نشانه ی یک یا چند کلمه است و هم نخستین و یا هجای اول یکی از کلمات را در ترکیب با حرفهای دیگر نشان می داد. اما، در خط میخی پارسی باستان هر حرف نشانه ی یک مصوت یا یک صامت به همراه یک مصوت است.  این خط از 36 حرف تشکیل شده است. اما، پنج نشانه نیز وجود دارد که هر یک برای یک کلمه ی مستقل به کار می رود. یک نشانه برای بخش صرفی آخر کلمه، دو نشانه برای جدا سازی کلمات از یکدیگر و نشانه های خاص برای اعداد نیز وجود دارند.

پس از دوران شاهنشاهی هخامنشی، خط هایی که برای نوشتن زبانهای ایرانی به کار می رفت همه از اصل خط آرامی مشتق و منشعب شده بودند. خط آرامی در دوره ی هخامنشی نیز متداول بوده و برای مکاتبات اداری و دولتی به کار می رفته است. سنگنوشته ای در تخت جمشید به خط آرامی - که علت فرسایش خونا نمی باشد- حکایت از رواج این خط در آن دوران دارد. از قرن نهم پیش از میلاد به بعد، خط و زبان آرامی در قلمرو اکدیان رواج پیدا کرد. در دوران شاهنشاهی هخامنشیان نیز، لوحه هایی به زبان آرامی در شهر بابل یافت شده که به خط کهن آرامی است و حروف آن به صورت منفصل نوشته می شده است.

از آنجایی که خط میخی که برای سنگنوشته ها ی هخامنشیان به کار می رفت برای نامه ها و مکاتبات اداری مناسب و آسان نبود، تقریبا از همان دوره خط آرامی - که سابقه ی رواج در قلمرو هخامنشی داشت- مورد استفاده قرار گرفته است. اما، به درستی مشخص نیست که آیا این خط در امور زندگی روزمره نیز رایج بوده است یا نه.

در دوره ی سلوکیان، نوشته ها به زبان و خط یونانی بود و پس از به قدرت رسیدن شاهان اشکانی تا مدتی از همین خط استفاده می شده است. اما کم کم با گسترش فرمانروایی این خاندان ایرانی، برای نوشتن اسناد رسمی خطی خاص مورد استفاده قرار گرفت که ریشه ی آن از خط آرامی بوده است. این خط به نسبت با قومی که فرمانروا بودند پهلوی خوانده شد. کلمه ی پهلوی شکل دگرگون یافته ی کلمه ی "پرثو" است که در نوشته های پارسی باستان بر قسمتی از شمال شرقی شاهنشاهی ایران -خراسان کنونی- اطلاق می شده و ایت همان ناحیه ای است که اشکانیان از آنجا بر خاستند. پس از آن این لفظ به زبان آن قوم نیز اطلاق شد و در دوره ی ساسانی نیز همین خط با اندکی تفاوت به کار رفت.

بنابراین، از میانه ی دوره ی اشکانی تا سه قرن بعد از اسلام خط پهلوی به عنوان خط ملی ایران در امور مختلف برای نوشتن زبانهای پهلوانیک و پارسیک استفاده شده است.

حمزه  اصفهانی -یکی از مورخان اسلامی- در باره ی انواع خطهای متداول در دوره ی ساسانی به نقل قول از محمد موبد معروف به ابو جعفر متوکلی می نویسد:

"خط فارسی گوناگون است و هفت نوع دارد، و گفته اند که ایرانیان در روزگار فرمانروایی خود انواع مقاصد خویش را به هفت نوع خط می نوشتند که نام آنها: رم دفیره،گشته دفیره، نیم گشته دفیره، فرورده دفیره، راز دفیره، دین دفیره، و وسف دفیره بوده است. اما معنی "رم دفیره" خط عام است، و معنی "گشته دفیره" خط دیگرگون شده؛ معنی "نیم گشته دفیره" خطی است که نیمی ازآن دیگرگون شده باشد؛ و معنی "فرورده دفیره" خط فرمان و نامه است؛ و معنی "راز دفیره" خط اسرار و ترجمه هاست؛ و "دین دفیره" خط دینی است که که به آن قرآن خود و نوشته های شرعی دین خود را می نوشتند؛ و معنی "وسف دفیره" مجموعه ی خطوط است که خطی بود شامل لغات ملتهایی از رومی و قبطی و بربریو هندی و چینی و ترکی و نبطی و عربی" 

اما، گذشته از انواع خطهای پهلوی برای نوشتن زبانهای ایرانی از چند خط دیگر نیز استفاده شده  که احتمال دارد ریشه ی همه ی آنها از اصل آرامی گرفته شده اند، اما هنوز به درستی این موضوع مشخص نشده است. از میان آنها می توان به خط مانوی- خط پیروان مانی- ، خط سغدی و خط برهمایی اشاره کرد. لازم به ذکر است که خط برهمایی اصل و منشا بسیاری از خطهای آسیای شرقی و  هندی به حساب می آید.

اما، خط پهلوی با وجود مزییتهایی که داشت ضعفهایی نیز داشت. 1- در خط پهلوی، برای مصوتهای کوتاه نشانه ی خاصی وجود نداشت و مصوتهای بلند را حرفهای معادل "الف، واو،یا" نوشته می شدند. گاهی نیز همین حروف را برای نشان دادن مصوتهای کوتاه به کار می رفت.

2-یکی دیگراز معایب بزرگ خط پهلوی این بود که حرفها با هم ترکیب می شدند و اغلب صورتی متفاوت با آن حروف به دست می آمد. 

3- یکی دیگر از مشکلات این خط این بود که یک حرف نماد چند واک مختلف است و تنها از روی آشنایی با زبان است که می توان پی برد که هر حرف چگونه باید خوانده شود.

4- گاهی نیز در خط پهلوی بعضی از کلمات را به زبان آرامی نوشته و به زبان پهلوانیک یا پارسیک خوانده می شد که به این کار "هوزوارش" گفته می شود. به خاطر این موضوع بود که بعضی از دانشمندان گمان کرده بودند که زبان پهلوی زبانی ترکیبی از لغات آرامی و پارسی بوده است. اما، بعدها مشخص شد که کلمات موجود در متنهای پهلوی تنها نمادی خطی بوده و هرگز به آن صورت خوانده نمی شده است.

اما، در اواخر دوره ی ساسانیان - حدود قرن ششم میلادی- خطی به نام خط اوستایی ابداع شد که یکی از دقیق ترین و مناسب ترین خطهای جهان برای واکه ها به حساب می آید. این خط که بر اساس خط پهلوی ساخته شده بود و به آن "دین دبیری" نیز می گفتند، دارای 48 حرف بود؛ 14 حرف برای مصوت و 34 حرف برای صامتها و نیم صامتها.

 

اسناد و مدارک موجود نشان می دهد که در قرنهای نخستین اسلامی زبان فارسی و یا دیگر گویشهای ایرنی را به خطهایی مانند عبری، پهلوی و مانوی می نوشتند. اما، به طور دقیق مشخص نیست که دقیقاً از چه تاریخی خط عربی برای نوشتن فارسی به کار رفته است. شواهد نشان می دهد که خط عربی برای نگارش زبان فارسی مناسبی نبوده است. نخست اینکه این خط برای آواهای (پ،ژ،گ،چ) نشان ای نداشت و آنها را به صورت (ب،ز،ک،ج) می نوشتند. دوم اینکه نشانه ی خاصی برای واکه های کوتاه و واکه های مثل واو مجهول (ō) و یای مجهول (ē) نداشتند. با وجود اینکه بسیاری از نقایص این خط توسط ایرانیان بر طرف شد، اما ضعف های آن باعث شد تا تمایز بین بسیاری از واکه ها مانند یای مجهول و واو مجهول با واکه های (e) و (o) از بین برود.

 

1-2 اهمیت و اهداف تحقیق 

انسانها همیشه در تلاش بوده اند تا افکار و اطلاعات خود را به صورت نشانه های دیداری نشان دهند. این انگیزه باعث بوجود آمدن خط یا نظام نوشتاری شد. خطهای ساده تصویری ابتدایی سیر تطور خود را یکی یکی طی کردند تا به صورت نظام نوشتاری الفبایی حال حاضر در آمده اند. امروزه، بیشتر زبانهای دنیا از نظام نوشتاری برخوردار هستند. اما، زبانها و گویشهایی نیز وجود دارند که که فاقد نظام نوشتاری می باشند. این پژوهش سعی دارد تا به معرفی یک نظام نوشتاری مناسب برای گویشهای لارستان بپردازد و در صورت کارامد بودن دیگر گویشها نیز می توانند از این الگو استفاده کنند.

 

1-3  روش تحقیق:

در این پژوهش، برای ارایه ی خط الفبایی گویشهای لارستان از الفبای خط فارسی استفاده شده است. اما، الفبای خط فارسی دارای ضعف هایی است که نه تنها برای زبان فارسی بلکه برای دیگر گویشها نیز مناسب نمی باشد. بنابراین، این پژوهش سعی دارد تا ضمن برطرف کردن این ضعفها با ارایه ی یک خط الفبایی مناسب با نظام آوایی گویش های لارستان بپردازد. علاوه بر معیار تناسب نشانه ها با نظام آوایی، در انتخاب نشانه ها به دو مسأله ی مهم توجه شده است. نخست آنکه سعی شده است از نشانه هایی استفاده شود که با نشانه های زبان فارسی یکسان باشد تا بهتر پذیرفته شود. دوم اینکه نشانه هایی انتخاب شده اند که به آسانی در کامپیوتر قابل دسترس باشند تا برای تایپ کردن راحت تر باشد.

 

2- معرفی خط

همانطور که در بخشهای قبلی اشاره شد، خط فارسی دارای ضعفهایی است که نوشتن به زبان فارسی و دیگر گویشها را دچار مشکل کرده است. از میان این مشکلات می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- وجود چندین نشانه برای یک آوا، مثلاً برای آوای /s/ نشانه های (س،ص،ث) و برای آوای /z/ نشانه های (ز،ض،ذ،ظ) وجود دارد.

2- وجود یک نشانه برای چندین آوا، مثلاً برای آواهای (/u/,/o/,/v/) فقط یک نشانه ی (و) وجود دارد.

3- نبودن نشانه برای برخی آواها، برای مثال برای واکه های کوتاه نشانه ای وجود ندارد.

با توجه به موارد ذکر شده در بالا، واضح است که این خط نه تنها برای زبان فارسی بلکه برای دیگر گویشها نیز مناسب نمی باشد. بنابراین، این پژوهش بر آن است تا با ارایه ی نشانه های زیر ضعف های بالا را برطرف کرده و نشانه هایی متناسب با آواهای گویشهای لارستان ارایه دهد.

 

 

 

 

 

                                                                        جدول 1- نشانه ی همخوانها                                                 

نشانه ی فارسی

نشانه ی آوایی

مثال

فارسی

ب

b

بأرگ       

برگ

پ

p

پأري

پری

ت

t

تأش

آتش

ج

ǰ

جأمأ

جامه، پیراهن

چ

č

چإراغ

چراغ

خ

x

خأش

خوش

ڂ

xʷ

ڂرگ

زغال گداخته

د

d

دأر

در

ذ

δ

أذلأک

میوه ی کوهی

ر

r

رأنگ

رنگ

ز

z

زاَرأ

زهره، جرأت

س

s

سإن

سن

ش

š

شیر

شیر

غ

γ

غأش

غش

ف

f

فإشفإشأ

فشفشه

ک

k

کأم

کم

گ

g

گول

گل

ل

l

لار

لار

م

m

مأرد

مرد

ن

n

نامأ

نامه

w

آۉ

آب

v

أۆوردأ

آوردن

   ﻩ ﮫ

h

هأمأ

همه

ﭔ ی

y

ﭔار

یار

 

 

 

 

 

جدول 2- نشانه ی واکه ها

آ (کشیده)

â

آۉسأن

آبستن

ا (کوتاه)

ă

نار

انار

ﻴ ي

i

پیري

پیری

 ۏ

u

خۏنأ

خانه

ۊ

ü

پۊل

پول

أ

a

أگأ

اگه

اَ (کشیده)

ā

شاَر

شهر

إ

e

إروز

امروز

إِ  (کشیده)

ē

خإِر

خیر

و

o

وميد

اميد

اُ

ō

ماُر

مهر

 

 

 

3- نتيجه گیری

به نظر می رسد که نشانه های الفبایی ارایه شده نه تنها برای گویشهای لارستان بلکه برای دیگر گویشها و حتی زبان فارسی مناسب باشد. این نشانه ها با نظام آوایی گویشهای لارستان تناسب دارد و به راحتی در کامپوتر در دسترس می باشد. از مزیتهای این خط الفبایی در مقایسه با خط فارسی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- در این خط بر خلاف خط فارسی برای هر آوا  فقط یک نشانه وجود دارد. در زبان فارسی برای یک آوا چندین نشانه وجود دارد که این مسأله باعث بروز مشکلاتی در نوشتن برای افراد فارسی زبان و غیر فارسی زبان شده است. وقتی برای هر آوا یک نشانه باشد دیگر این دغدغه که با کدام نشانه آوایی را بنویسند وجود ندارد.

 برای مثال، برای نوشتن واژه ای مانند " مضطرب" یا " اختصاص" این فکر ذهن را مشغول می کند که با کدام نشانه نوشته شود. اما، این واژه ها با خط ارایه شده به راحتی نوشته شده و ذهن را هم مشغول نمی کند.   

       مضطرب ماُزتأرإب            اختصاص إختإساس

 

2-  در خط فارسی از یک نشانه برای چندین آوا استفاده می شود که این مسأله باعث بروز مشکلاتی در خواندن و نوشتن می کند. مثلاً، برای تلفظ درست واژه ای مانند " شور" تنها از طریق متن است که می توان آن را درست تلفظ کرد.

              غذا شور است.                         /šur/

              مجلس وارد شور می شود.         /šowr/

اما، در خط ارایه شده هر نشانه نمایانگر تنها یک آوا است و با استفاده از این نشانه ها می توان به راحتی هر واژه ای را درست تلفظ کرد. 

             شور شور (مزه)

             شاُۉر مشورت

3- در خط فارسی برای واکه های کوتاه نشانه ای وجود ندارد. اگر کسی با واژه ای آشنا نباشد، به به دلیل عدم وجود واژه های کوتاه به سختی می تواند آن را درست تلفظ کند. برای مثال واژه ی " مردم" به سه صورت مختلف می توان تلفظ و معنی کرد:

                مردم افراد جامعه  /mardom/

                 مردم مرد هستم    /mardam/

                 مردم از دنیا رفتم   /mordam/

در خط ارایه شده برای واکه های کوتاه هم نشانه وجود دارد و این مشکل را رفع کرده است.

                 مأرداُم افراد جامعه  /mardom/

                 مأردأم مرد هستم    /mardam/

                 ماُردأم از دنیا رفتم   /mordam

 

 

 

 

 

منابع

ناتل خانلري ، پرويز (1382) . تاريخ زبان فارسي، 3 جلد، چاپ هفتم،  تهران : فرهنگ نشر نو.

باقری، مهری (1381). مقدمات زبانشناسی، تهران: نشر قطره.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[لارشناسی]
6 تیر 1389 0:32 بعدازظهر