آغازینه
لار این سرزمین تاریخی و دیرینه , دیار سنگ های قدیمی , مقام آتشکده و قلعه های پابرجا , شهر زمرّدگون و خاک رنگ سالیانی است که مورد توجه تاریخ نویسان و روزگارنگاران بوده است. شهری با قدمتی تاریخی که خود قلم به دست گرفته و بر در و دیوارش نامها از گذشتگان خود نگاشته تا قدرنگار آنان باشد. در مورد این دیار سخنان بسیار گفته شده که برای دریافت جلوه گری های آن خواهان ذهنی وقّاد و نظری نکته یاب است.باید در نوشته های تاریخ نگاران و نویسندگان توانا و ژرف اندیش غور و تامّل نمود تا با صراحت گفتار در مورد این دیار دیرینه قلم زد و نگاشت.
پیداست که جوهره ی اصلی این نوشته , انس با اندیشه ها و نوشته هایی است که در مورد این سرزمین خاکی ناگفته ها را در خود هویدا کرده اند, این یادداشت ها , حاصل تامّلی است ژرف و عمیق در این موضوع « لار , وجوه تسمیه , یادگاران از تاریخ برجای مانده ی این دیار خاک فام و رویدادهای تاریخی آن » آنچه در می یابید شمه ای است از دریافت خود در مورد این دیار به رنگ خاک با پیشینه ای هم سال با نخل .
بدیهی است برای شناخت این دیار , پی بردن به چگونگی نام این سرزمین و وجوه تسمیه ی آن ضروری است. به همین دلیل در آغازینه ی کلام به وجوه تسمیه ی آن می پردازیم که در این مورد نظرات گونه گونی ارائه گردیده است.
در مورد وجه تسمیه ی « لار » بسیاری از زبان شناسان و تاریخ نگاران نوشته اند و بیشتر از نظر لغوی و واژه ای به آن نگریسته اند و گاه نیز از نظر تاریخی و بینش هایی تاریخی به آن توجه نشان داده اند ؛ با توجه به این که لار در گذشته ضراب خانه بوده و در آن جا سکه می زدند, نام آن را برگرفته از سکه ی « لار » دانسته اند که آن نوعی سکه ی قدیمی بوده که در شهر لار زده شده و گاه نیز با توجه به لغت , « لاد » را در نظر گرفته اند که
گفته شده در ابتدا این نام بر این شهر قدیمی بوده است . ( تلخیص از لغت نامه ی معین( 1380) , آنندراج ( بی تا ) , لارستان(1380) ,لارستان کهن (1334) ) در معنای واژ ه ی « لاد » آمده است : 1. دیوار گلی 2. بنیاد دیوار , شالوده , 3. اصل , پی , بیخ و ... ( لغت نامه معین (1380 ) ج 3 , 23-3522 )با توجه به این معانی , مخصوصا معنای دوم « بنیاد و شالوده » یکی از دلایل قوی تر مبنی بر نام « لا ر» می تواند این باشد که به خاظر قلعه های محکم و دیوارهای سخت و مستحکم آن , لار به این نام مشهور است.
اما بعضی می گویند « لار ملکی است معروف و نام آبی است در کشمیر که آن را « آب لار » گویند ... ( بهشت و جوی شیرش آب لار است ) که از این بیان چیزی معلوم [ و مشخص ] نشد ( فرهنگ آنندراج , بی تا , ص 3657 ) از این بیان مستفاد می شود که نام لار می تواند به علت چشمه ها و آب انبارهای آن باشد ؛ البته باید متذکر شد که «آب انبارها » بسیاری در این شهر قدیمی وجود دارد و البته در اطراف و حومه ی آن هم « آب انبارهای » فراوانی دیده شده است.
واما دلیل مهم تر مبنی بر وجه تسمیه ی لار , وجود سکه ای است معروف به «لاری » که گاه «لارین » نیز خوانده شده است ؛ « لارین » نام سکه نقره ای بوده است که در آن زمان مابین مردم خلیج فارس و اقیانوس هند در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی رایج بوده
در مورد اینکه لار ضرابخانه بوده است و سکه های بسیاری در آنجا زده شده , جای بحث نیست , چون که گفته شده که در زمان شاه شجاع - از سلاطین آل مظفر - در اواخر قرن 8 و بعد نیز در دوره ی اعقاب تیمور , لار مرکز ضرابخانه بوده است . ( به نقل از فارس نامه ی ابن بلخی ,1374 ,ص 453 و دائره المعارف فارسی مصاحب ,1356 ,ص 3459 و جغرافیای کامل ایران ,1366 , ص 868 )
گفته شده که کلمه ی «لاری » از نام « لار » مشتق است ( به نقل از لارستان کهن , 1334 , ص 50 )این سکه در حدود 9/4 گرم وزن داشته , بسیار صیقلی و با جلا بوده و علایم اختصاری و نوشته هایی بر آن حک شده است . ( به نقل از لارستان کهن , 1334 ,ص51 )
در توصیف این سکه آمده : ( نوعی سکه ی نقره ای که در فارس ضرب می شده است : لاری عبارت از یک مفتول دوتا شده ی سکه دار نقره ای خالص بوده که تا اوایل قرن دوازدهم متداول و عموما معادل دو شاهی و نیم بوده است . )( فرهنگ بزرگ سخن ,1381 ,ج7,ص6342 )
سر توماس هربرت که در سال 1627 م. از لار دیدن کرده , نوشته است : ( در نزدیکی بازار لار محلی است که این سکه ها در آن جا ضرب می شود . لاری از مشهورترین سکه های منطقه است که از نقره ای خالص ساخته شده و مفتولی قلابی شکل است . نام پادشاه یا بعضی ازآیه های قرآنی بر آن حک می شود و ارزش آن ده پنی است . )( لارستان ,1380,ص 35 , به نقل از سفرنامه ی فاستر ص 30 )
شخصیت دیگری که از « لار » دیدن کرده « برت فاگنر » است که او نیز از ارزش سکه « لاری » سخن رانده و انواع آن سکه را برشمرده : « در سال 1525 م. دو نوع سکه ی لاری موجود بود : یکی « لاری قدیم » معادل با سه تنگه و نه دینار و دیگری « لاری جدید » که معادل با سه تنگه و ده دینار بود . » ( همان , ص 36 )
البته این سکه با سکه های دیگر از نظر شکلی متفاوت بوده است . « عجیب بودن این سکه به سبب شکل آن است که مفتولی از نقره ی خالص به شکل قلاب از وسط تا شده و در دو طر ف آن مهر حکومت حک شده است . » ( همان , ص 35 )
دکتر وثوقی در کتاب لارستان نام این سکه را که « لارین » دانسته اند , نادرست دانسته و براساس شواهد قطعی تاریخی ,آن را تنها « لاری » دانسته است.
اما کتاب « جغرافیای کامل ایران » از وجود سکه ای خبر داده به نام « لاربن » که در لار ضرب می شده است. (1366,ص 868 )
در واقع بیشتر آثار و اسناد به علت وجود همین سکه ی لاری نام لار را از آن مشتق دانسته اند.
یکی دیگر از وجوه تسمیه نیز این دانسته اند که :
« لاد نام یکی از پسران حکام قدیم پارس بوده است . او این شهر را بنا نهاد و به این ترتیب نام خویش را در منطقه به یادگار گذارد. » ( فارس نامه ی دوم ,1381 ,ص 845 ) در جای دیگر نیز نام این
مکان تاریخی را « لاد » دانسته اند و براساس شواهد بسیار که اولین شاه لار را گرگین میلاد دانسته اند , بر این استناد جسته اند که نام پسر گرگین میلاد« لاد » بوده است , حرف « دال » را تبدیل به « را » کرده اند و آن شهر را « لار » نامیده اند. ( به نقل از فارس نامه ی ناصری , بی تا , ص 130 )
اما دلیل دیگر اینکه چون نام پسر گرگین میلاد « لار » بوده , این شهر هم « لار » نامیده شده است . ( فرهنگ آنندراج , بی تا , ص 3657 و فارس نامه ی ناصری ,بی تا , ص 130 )
اولین اثری که نام « لار » در آن ذکر شده است ,« تاریخ طبری » است که البته نام « الار » را آورده و ذکر کرده که « اردشیر ساسانی بر سرزمین پر نعمت الار که به دست دشمنانش تقسیم شده , تسلط می یابد. » ( لارستان کهن , 1344 ,ص57 )
شایان ذکر است که حمدالله مستوفی در قرن هشتم اولین مورخ و جغرافی نویس است که از «لار » نام برده , گوید : « لار ولایتی است نزدیک کنار دریا , مردم آنجا بیشتر تاجر باشند و سفر بحر و برّ کنند و ... » ( به نقل از فارس نامه ی ابن بلخی , 1374 , ضمیمه ,ص 453 ) برخی مورخان نیز بنای لار را به بلاش پسر فیروز یکی دیگر از شاهان نسبت می دهند . ( لغت نامه ی معین , 1380 , ج 6 , ص 1775 )
اما مورد دیگر به نقل از دکتر وثوقی در کتاب لارستان این است که : « شواهد تاریخی نشان می دهد که گروهی مهاجر [ قبایلی در نواحی جنوب به سرکردگی ابوالقاسم جاتی که در خدمت عضدالدوله ی دیلمی بوده ] , در قرن 5 قمری , مرکزی برای استقرار خود پیدا کرده , آنجا را « لار » نامیده اند. » ( لارستان , 1380 , ص 38 )
در مورد ذکر نام لار که در ابتدا چگونه بوده است و در طی زمان چگونه تغییراتی یافته است ,آمده : در برخی از نسخ حرف « اَ» در آغاز « لار » آمده و طبق افسانه های ایرانی آمده که « رقیب و مدعی اردشیر در دهکده ای به نام « آَلار » از رستاق « خوجران » که یکی از رستاق های ساحلی ناحیه ی السیف از منطقه ی اردشیرخوره بوده , زندگی می کرده است.
( لارستان کهن,1334, ص 35 , به نقل از تاریخ طبری ج 1 ,ص 820 )
در برخی از نسخ هم از تغییر نام « گولار » به « لار » نام برده شده است . ( همان , ص 35 ) در کتب ارمنی هم به جای « لارستان » ,« خوجهراستان » ذکر شده است. ( همان , ص 36-35 ) گاه نیز « کوچیهران » آمده (همان , ص 36 ) و یا « کوجر یا کوهچر » ( همان , ص 36 ) باید این هم ذکر شود که در قدیم به لار « ایراهستان » و « کُران » می گفته اند ( لارستان , 1380) اما حمد الله مستوفی اعتقاد دارد که در کنار لار ایراهستان وجود دارد و لار را شهری بزرگ خوانده است , ابن بلخی نیز مناطق ساحلی خلیج فارس را جزء « کوره اردشیر خوره » دانسته ولی حمد الله مستوفی این نواحی را جزء « کوره دارابگرد » می داند در فارس نامه ی بلخی نیز یکی از توضیح دهندگان این کتاب سترگ منظور از «ایراهستان » را « دشتستان » دانسته در حالی که نام قدیمی لار « ایراهستان » بوده است.
در مورد واژ ه ی « ایراهستان » آمده است :« لارستان با عناوین ایراهستان و کجاران شناخته شده است . هر دو لغت کلمه ای پهلوی و به معنای سرزمین کناره ی دریا و معادل سرزمین های ساحلی است . » ( لارستان , 1380 ,ص 49 ) نام پیشین لار را « کران , لاغرستان , سیف و هزو » نیز دانسته اند. ( به نقل از دارالضربهای ایران در دوره ی اسلامی ,1377)و در همین اثر آمده است :« در ترجمه ی کارنامک اردشیر از کولار و کاچاران نام رفته و در شاهنامه هم کوچاران ذکر شده است. مورخین ارمنی به خوجهرستان اشاره دارند که مینورسکی آن را با کوچر یا کوهچر مربوط می داند... »( دارالضربهای ایران در دوره ی اسلامی , 1377 ,ص 18-317)
یاقوت حموی نیز لار را جزیره ای بزرگ بین سیراف و قیس معرفی کرده و آنجا را صیدگاه درّ و مروارید دانسته ؛ که البته این تعریف نادرست است و آن را ناشی از عدم آشنایی وی با لار دانسته اند. ( به نقل از دارالضربهای ایران در دوره ی اسلامی , 1377,ص318)
در جای دیگر در مورد اقلیم و جغرافیای لار می خوانیم : « نام قصبه ای در فارس کنار راه جهرم به بستک میان دو راه نارنجی و خور . دارای پستخانه مرکز ولایت لارستان فارس از شهرهای قدیم ایران و در اطراف آن خرابه ها و قلعه های قدیمی یافت شود که راجع به هر یک از آنها افسانه هایی در میان مردم مشهور است. جمعیت آن 15000 ولی سابقا بسیار بیش از این بوده است و در حومه ی آن سی و هفت قریه باشد ... این شهر دارای یک بازار سر پوشیده و بسیار مرتبی است که از لحاظ سبک بنا و استحکام قابل توجه است و به طوریکه شایع است بازار وکیل شیراز را کریم خان زند از روی این بازار بنا کرده ... » ( لغت نامه ی دهخدا , 1330 , ج 42 , ص 26 )
در فرهنگ آنندراج آمده : « ولایتی است در فارس در میانه ی کرمان و ولایت هرمز و به گرمی هوا معروف ... با بندرعباسی قریب است . حکام آنجا [ را ] از احفاد گرگین میلاد می شمردند و تا زمان شاه عباس صفوی به وراثت حکومت داشتند ... » ( بی تا , ص 3657 )
اما در نزهه القلوب که اثری است پر مغز و از نظرهای گونه گون نافع و ارجمند , به اختصار و مجمل این گونه ذکر شده : « ولایتی است نزدیک کنار دریا و مردم آنجا بیشتر تاجر باشند و سفر بحر و برّ کنند و حاصلش غلّه و پنبه و اندکی خرما باشد [ در برخی از نسخه ها « اندکی میوه » آمده است ] و اعتماد کلی به باران دارند و مردمش مسلمان باشند. » ( 1336, ص 169 )
با توجه به این که نام قدیم لار« ایراهستان » بوده است , در فارس نامه ی ابن بلخی در توضیح آن آمده است : « این اعمال ایراهستان و کران همه در بیابان است ... گرمسیر به غایت چنانک به تابستان جز مردم آن ولایت ,آنجا مقام نتوانند کردن از صعبی گرما و هیچ آب روان نباشد و نه کاریز و همه غله ی ایشان بخس است و جز درخت خرما هیچ میوه ندارد , درختستان خرمای ایشان بر روی زمین نباشد کی [ که ] آب نیابد و خشک شود ... این ایراهستان است و به هر دیهی حصاری محکم است در میان بیابان و مردم پیاده و رو و سلاح ... باشند » ( 1374 ,ص 188 ) البته معلوم است که تعریف ابن بلخی به زمانهای بسیار دور بر می گردد , چون در بسیاری از آثار از آب انبارها و قنات های لاربه وفور گفته شده است. در ضمیمه ی این اثر گران سنگ آمده است که ابن بطوطه این شهر را دیده و گوید : « محلی است بزرگ دارای باغ های بسیار و بازارهای نیکو . » ( فارس نامه ی ابن بلخی , ضمیمه , ص 453 )
و در جای دیگر شایان ذکر است که : « شهر قدیمی لار در دامنه ی کوهی است که بر فراز آن بقایای دژی به نام اژدهاپیکر موجود است و با کوچه های تنگ و دیوارهای بلند و خانه ها مشخص است . کوچه ها عموما در جهت آب انبارها کشیده شده و بافت قدیمی شهر متاثر از وضعیت استقرار
اب انبارها می باشد . منازل شامل حیاطی است که از چهار طرف دارای ساختمان می باشد که هر سمتی برای فصل معینی مناسب است . این خانه ها دارای بادگیر و سرداب برای مقابله با گرما می باشند ... » ( جغرافیای کامل ایران , 1366 , ص 869 )
در برخی از نسخه ها و آثار از جمله کتاب « لارستان کهن » لار را منطبق با سرزمینی دانسته اند که اردشیر بابکان در آنجا اژدهای هافتان بخت را کشته است ,آرتور کریستنس دانمارکی راجع به افسانه هایی که درباره ی اردشیر بابکان بوده , این مورد را ذکر کرده که اردشیر برای کشتن اژدهای هافتان بخت , چون رویین تن بود , در دهان این اژدها فلز گداخته ریخت و او را کشت . ( به نقل از لارستان کهن , ص 35 و ص 46 )
به نقل از فارسنامه ی ناصری روایت دیگری است که : « ساکنان لار فارس از لار دماوند آمده اند و به علت اینکه نمی توانسته اند تحمل سرمای طاقت فرسای منطقه ی دماوند را بنمایند , به جنوب ایران کوچ کرده اند... » ( لارستان کهن , 1334 ,ص 36 ) ویا یکی از روایت های بومی لار این است که در مسیر رودخانه ی لار شهری به نام « لاریجان » بوده که مردم آنجا از سرما و طوفانهای سخت به ستوه آمده و شاه آنجا ,آنها را به محلی هدایت و کوچ می دهد و آنجا که گرمترین منطقه ی حکومت است , همین « لار » کنونی است . ( به نقل از لارستان کهن , 1334 , ص 57-56 ) البته باید ذکر کرد که این لاریجان را لار دماوند دانسته اند که در بالا ذکر گردید.
در توصیف لار , نویسندگان دیرین و امروز , بسیار نگاشته اند و چه از نظر جغرافیایی و چه از نظر تاریخی در مورد آن داد قلم سر داده اند
در سفرنامه ی ابن بطوطه آمده است :« پس از عبور از صحرای مزبور به کوراستان که شهری کوچک با آب و درخت است , رسیدیم ؛ گرمای این شهر شدید بود و پس از سه روز دیگر از طریق صحرا مسافرت کرده به شهر لار وارد شدیم ... لار شهری است بزرگ دارای چشمه های متعدد و آب فراوان و باغها و بازارهای نیکو ... در این شهر پادشاهی بود موسم به جلال الدین که نژاد وی ترک بود و ضیافتی برای ما فر ستاد... »( سفرنامه ابن بطوطه 1337 ص 272)در فارسنامه ی دوم آمده است که نژاد مردم لار کردی است (1381,ص841) و این مورد بیشتر به دلیل زبان لاری است که بیشتر واژ ه های آن به واژ ه ها و الفاظی که کردها به کار می برند , نزدیک است .
اصل و نسب مردم لار را از گرگین میلاد (1) دانسته اند . « گرگین از پهلوانان ایران در عهد کیکاووس و کیخسرو می باشد , او از جمله ی پهلوانان جنگ هفت گردان بود . در نخستین جنگ کیخسرو با افراسیاب , فرمانده ی 100 سوار از خاندان میلاد بود ... گرگین ازپهلوانان جنگ یازده رخ بود که با اندریمان نبرد کرد و سر او را از تن جدا ساخت... اندریمان از پهلوانان تورانی و برادر ارجاسب به شمار رفته است ...» ( جغرافیای عمومی بخش جویم ,1376 , به نقل از دائره المعارف فارسی مصاحب , 1356 ,ج 2 ) گرگین میلاد را با مهرداد اولین پادشاه اشکانی منطبق دانسته اند. ( لارستان ,1380 ص 50 )خاندان محلی که در لار حکومت می کردند , نسب خود را از « گرگین میلاد» می دانستند . گفته شده که از طرف کیخسرو پادشاه کیانی - همو که انتقام خون پدرش سیاوش را از تورانیان گرفت - حکومت لار به گرگین میلاد بخشیده شد. حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز در این مورد می فرماید :
صفاهان به گودرز و کشواد داد به گرگین میلاد هم لاد داد
گفته شده که : « زمانی که [ گرگین میلاد ] به حکومت لارستان سرافراز گردید , ساعتی سعد را برای ورود خود به شهر لار از منجم خواست , [ منجم ] به او نگاشت که هفت سال چون بگذرد , ساعتی آید که چون در آن ساعت داخل شهر لار شوی , چندین هزار سال حکومت و فرمانروایی لارستان در خانواده ی تو بماند و گرگین میلاد در خارج شهر , چادر زده , مدت منجم را تامّل داشته , بر سر ساعت وارد گردید. » ( فارسنامه ی ناصری , بی تا , ص 130 ) حال در درستی این روایت نمی توان یقین کامل داشت ولی سالیان سال حکومت از آنِ نسل گرگین میلاد بوده است تا زمانی که الله وردی خان به لار حمله کرده و حکومت را از ابراهیم خان گرفت و این اتفاق در سال 1010 هجری بود که ابراهیم خان لاری را به نزد شاه عباس فرستادند و سلسله ی میلادیان منقرض شد و گفته شده که بعد از انقراض این سلسله , همان تاج مکلل موسوم به « تاج خسروی » نیز به حضور شاه عباس آوردند. ( تلخیص از فرهنگ آنندراج , بی تا ص 3657 ) در توضیح این تاج نیز آمده است که این تاج « تاجی بود که کیخسرو شاهنشاه به گرگین میلاد داده بود و در خانواده ی او باقی بود و چون ایالت به هریک از نواده ی او می رسید , این تاج را تا
چندی بر سر می گذاشت و ان را از طلا ساخته به درّ و یاقوت مرصّع داشته به تاج کیخسروی شهرت داشت. » ( فارس نامه ی ناصری , بی تا , ص 130 ) شاهزادگان میلادی با این تاج , بر تخت شاهی می نشستند و تاجگذاری می کردند و این تاج بین انها به ارث بوده است تا اینکه در زمان ابراهیم خان این تاج به دست شاهان صفوی می افتد.
یکی از حکام لار که بسیار در مورد او و رویدادهای تاریخی زمان او در لار سخن گفته شده است , « ابراهیم خان » است که گفته شده وی نیز از نسل گرگین میلاد بوده است.
شاهانی که قبل از اسلام در لار حکومت کرده اند , به نقل از دکتر وثوقی در کتاب لارستان اینگونه آمده است :
گرگین میلاد ................ قباد ..................نرسی ...............تهمتن..................بهرام ............... فیروز.....................لاد.................................اردشیر...............بهمن................قباد....................تهمورث ..............گرگین .................لاد ...................قباد ...........گرگین
نکته ی قابل توجه این است که در میان نام این شاهان 2 بار نام « لاد » آمده است ولی این دو جزو اولین شاهان نبوده اند.
با حمله ی گسترده ی اعراب مسلمان که ابتدا در شمال لارستان کنونی در منطقه ی کاریان به وسیله ی « هرم بن حیان » صورت گرفته , راه ورود اسلام به لارستان باز می شود , اما به علت دلاوری و شجاعت بیش از اندازه ی مردم لار در آن زمان به نقل از بسیاری از آثار دارای قلاع محکم و مستحکمی بوده اند , مسلمانان بارها و بارها با شکست روبرو می شوند اما سرانجام اولین جایی که به تصرف مسلمانان در می آید « آتشکده ی کاریان » است که این رویداد در اوایل قرن سوم هجری است . ( تلخیص از لارستان ,1380 , صص 47-8 ) اهالی نواحی غربی لارستان زودتر از بخش های دیگر به دین اسلام گرویده اند و سپس اسلام در دیگر نواحی از جمله شمال و شرق لار گسترش می یابد
آثار تاریخی لار
بحث دیگری که در اینجا مطرح شد وجود «آتشکده ی کاریان » است ؛ واما در مورد آتشکده ی کاریان که کهن ترین بنای تاریخی لارستان است , سخن های بسیاری رانده شده , قبل از اسلام یکی از دلایل اهمیت لارستان به دلیل وجود همین آتشکده است و دیگری به دلیل عبور جاده های کاروانی از نواحی شمالی لار بوده ؛ درست است که به جز این آتشکده , بناهای تاریخی دیگر از جمله قلعه های بسیاری در این مکان تاریخی وجود داشته مانند قلعه ی اژدها پیکر در لار ( که در مورد آن نیز سخن خواهیم گفت ) , قلعه ی سفید در خنج , قلعه ی فرشته جان در نزدیکی جویم , قلعه ی جبرئیل در بنارویه , قلعه ی کیقباد در جویم و ... اما اینقدر که در مورد آتشکده کاریان سخن گقته شده , در مورد دیگر آثار کمتر نگاشته شده است .
وجود آتشکده ی کاریان را مربوط به دور ه ی اشکانی دانسته اند و آن را یکی از سه اتشکده ی بزرگ ایرانی می خوانند . (2) که در زبان فرس قدیم «آذر فرنبغ » نامیده می شده و اکنون تلی از خاک (3) از آن برجای مانده است. در کتاب صوره الارض نام این آتشکده را «نارفرا » خوانده اند. ( صوره الارض یا سفرنامه ی ابن حوقل ,1366 , ص43) که البته در مروج الذهب « آذر جوی یا آذر خوره » آمده است. ( مروج الذهب ,1370 , ص272) گفته شده « از کاریان آتش را به کمپ آتشگاه که آتشکده ی شمالی فسا باشد , برده اند و از آنجا آن را به نیریز و مشیز و ازآنجا به هندوستان برده اند. » ( اقلیم پارس ,1343, ص 93) در جغرافیای کامل ایران , علت توجه به لار در زمان ساسانیان احداث آتشکده ی کاریان دانسته اند که البته این اثر , آتشکده را مربوط به دوره ی ساسانی دانسته است. . (1366 , ص 868)
علاوه بر این آتشکده , در مورد قلاع لارستان سخنان به وفور رانده شده است از جمله خصوصیاتی که به آنان منحصر دانسته اند استحکام بی نظیر آنان بوده و چندین بار این قلاع پناهگاه شاهان و شاهزادگان شده است . در قدیمی ترین تاریخ و جغرافیای فارس ( فارس نامه ی ابن بلخی ) آمده است : « قلاع ایراهستان بیش از آن است کی [که ] برتوان شمردن کی [ که ] به هر دیهی حصاری است , اگر بر سنگ و اگر سر تل و اگر بر زمین [ بعضی بر سنگ و بعضی سرتل و بعضی روی زمین است ] و همه گرمسیر به غایت ... » (1343 , ص226 ) یکی از این قلاع , قلعه ی اژدها پیکر است .
قلعه ای بزرگ و باستانی که قدمت آن را از دوره ی ساسانی دانسته اند و در قدیم به آن « طلسم کیانی » می گفته اند. در بالای آن چاهی است که به « دولاب » مشهور است.؛ درباره ی « دولاب » اینگونه آمده است :« از قله ی کوه تا به قعر ان سنگ تراشیده اند , گویند در آن چاه گنجی عظیم و ماری موکّل است و کسان به قلب ان گنج بسیار رفته اند و کشته شده اند ... » ( سفرنامه فیگوئرا , 1363 , ص 73) در این قلعه ,آثار چینی دوره ی مغول و قبل از آن مشاهده شده است. ( فارس نامه ی دوم , 1381 , ج 2 ,ص 854 )
در مورد قلعه ی کاریان تنها سخنی که دیده شد در صوره الارض بود :« قلعه ی کاریان در کوه طین است . محمد ابن واصل با لشکرش به قصد تصرف این قلعه که احمد بن حسین ازدی در آن متحصن بود , آمد ولی بدان تسلط نیافت ... » (1366 , ص 42 ) اما قلعه ی دیگری که آن نیز یکی دیگر از بناهای بسیار تاریخی و دیرینه است و نسبت ان را به « نادر شاه » می دهند , قلعه ی لار است که در خود شهر در بالای کوهی مرتفع قرار گرقته و برجی در آن قلعه معروف به برج « مادر نادر » (4) است , در مورد این برج آمده است که :« وقتی نادر در تعقیب افغان ها در لار بوده , مادرش فوت می نماید , برای احترام و آنکه به نادر فهمانده شود که مادر ش مرده , لاری ها این بنا را بدان نام می سازند. » ( به نقل از اقلیم پارس ,1343 , ,ص 368) گفته شده که در سال 1320 « حاج علی قلی خان گراشی , حکمران لارستان , دو ثلث آن قلعه را خراب کرده که دیگر سرکشان را شایسته ی توقف نشود , در هزار و سیصد و یازده , دو نفر سیاح انگلیسی به آنجا رسیده , دو نقطه از ان قلعه را خواستند بشکافند . فتحعلی خان گراشی , حکمران لارستان ممانعت کرده , گمان کردند در آن دو نقطه طلسم است که مانع سرایت طاعون و وبا است در شهر لار. » ( مغاص اللئالی و منار اللیالی , 1371 ,صص8-227)
البته گفته شده که این برج مادر نادر در گوشه ی شرقی قلعه ی اژدهاپیکر بنا شده , ساختمان گنبدی چهار ضلعی است که شواهد نشان داده که پایه های این بنا با بنای قلعه ی اژدها پیکر همراه بوده و این بنا , دیده بانی بزرگی بوده که از بالای آن کلیه ی مسیرهای ورودی شهر کنترل می شده ؛ در کتاب لارستان وثوقی از این ساختمان با نام « برج کیخسروی » نیز یاد شده است. برای ساخت آن نیز دلیلی دیگر ذکر گردیده و آن این بوده که « مردم لارستان برای اینکه از دادن خراج و مالیات رهایی یابند , این ساختمان را بنا کردند و در از دست رفتن مادر نادر به سوگ نشستند تا با این بهانه از دادن خراج رهایی یابند. ( به نقل از لارستان , 1380 , به نقل از منتخب التواریخ , ص 63 )
اما دیدنی ترین مکان لار « بازار قیصریه ی لار » است ؛
چه قیصریه که از شرم او هنوز چکد عرق ز عارض چین و ز چهره ی ماچین
« از قدیم ترین و زیباترین بازارهای ایران بازار قیصریه ی لار است که نمای داخل گنبدش از سنگ تراش بنا گردیده , بنیان و اساس بازار بسیار محکم نهاده شده و با زلزله های پی در پی که در لارستان به وقوع پیوسته , کوچک ترین خللی به ارکان بازار مذکور وارد نشده است ... » ( چهار بازار قدیمی در فارس , بی تا , , ص 8 ) اصل بنای بازار به دوران صفویه بر می گردد. گفته شده که :
« از روی طرح بازار مذکور , بازارچه ی بلند اصفهان و سپس در دوره ی زندیه بازار وکیل بنا گردید . ( همان , ص 9و10 ) تعمیرات [ بازار ] در دوره ی سلطنت ناصرالدین شاه به وسیله ی فتح علی خان حاکم فارس صورت گرفت. ( همان , ص 14 ) بازار لار همه از سنگ باشد و بازار وکیل از آجر است. ( اقلیم پارس ,1343 , ص 367)
و اما برخی دیگر از اماکن تاریخی و سیاحتی لارستان عبارتند از :
1. مسجد شرف الدین رضی ( مربوط به سالهای آغازین ورود اسلام به لار )
2. مسجد خواجه فضل الله ( در وسط محله ی قدیمی لار واقع شده )
3. مسجد جامع ( توسط فرخ لقا همسر یکی از حکام لار در سال 706 هجری بنیاد نهاده شده و در زلزله ی سال 1013 ویران گشت و بعدها بازسازی شد. )
4. پیر سرخ ( مربوط به دوران قبل از صفویه )
5. امام زاده امیر حمزه
6. امام زاده میر علی بن حسین ( در پایین قلعه ی اژدهاپیکر قرار دارد. )
7. دهن شیر
8. قلعه ی قدمگاه ( مربوط به قبل از ورود اسلام )
9. باغ نشاط
10. برکه ی کل ( که بزرگ ترین آب انبار ایران است) و ...
( تلخیص از فارس نامه ی دوم , 1381 , صص 5-853 )
در هنگام ذکر آثار باستانی که البته به اجمال توضیح داده شد , در مورد زلزله های لار نیز سخن گفته شده , قابل ذکر است که از رویدادهای مهم در لار می توان از این زلزله های پی در پی سخن راند . در اردیبهشت ماه 1339 زلزله ی شدیدی شهر لار را به کلی ویران کرد و در نزدیکی آن شهر جدید لار (5) ساخته شد. ( دائره المعارف فارسی مصاحب ,1356 , ص 2459 ) که زلزله ی 1339 را آخرین زلزله ی ویرانگر لار دانسته اند . البته در تابستان سال 1001 هجری قمری یکی از منجمان لاری وقوع زمین لرزه ای سخت را پیشگویی که براساس این پیشگویی بسیاری از مردم خود را نجات دادند و شهر را ترک کردند ولی بقیه در زیر آوارها ماندند. ( به نقل از لارستان , 1380 ,ص 60 )
و در جای دیگر باز ذکر زلزله ی مخرب لار را داریم که در سال 289 ویرانگری خود را به نمایش گذاشته است : « در همین تابستان در بلده ی لار که از اقاصی بلاد ایران است , از حدوث زلازل , آثار و علامت آبادانی و عمارت بالکلیه از ان بلده زایل گردید و چون منجمان ادریس مکان از حدوث این قضیه هایله خبر داده بودند , اهالی لار , قبل از حلول این قضا و نزول این بلا , به صحرا و بیابان ها نقل کرده بودند , بعد از آن در عرض دو شبانه روز سه نوبت از وقوع زلازل مضمون « عالیها سافلها » تکرار یافت. » ( نقاوه الآثار ,1350,ص 529) و حتی این واقعه در اشعار شاعران نیز تاثیر خود را گذاشته است :
چنان شد که از بیم آن زلزله ز هم بگسلد زندگی سلسله
صداها کزآن زلزله خاستی مهابت ز رعد فلک کاستی
ز تاثیر ان غرش رعدسان سبکبار گشتند جمله زنان
چنان خانه ها کوفت با یکدگر که زیر و زبر گشت زیر و زبر
( به نقل از نقاوه الآثار 1350 ص 529 )
رویدادهای تاریخی لار
در بسیاری از کتابها از تاریخ حکام لار در دوره ی اسلامی و آل بویه و حکام سلجوقی و هم چنین آغاز دولت اتابکان فارس , سخنی به میان نیامده است. شاید به این دلیل است که در این مدت حاکمان لار از حکومت مرکزی اطاعت می کردند و اتفاق خاصی صورت نگرفته است, اما « بعد از جلوس شاه شجاع , مردم لار و سرزمینهای پیرامونش سرکشی پیشه کرده , از فرمانبری وی روی برتافتند. » ( فارس نامه ی دوم ,1381 ,ص 845 به نقل از تاریخ ال مظفر ) « در سال 799 هجری نیز نواده ی تیمور به همراه تصرف شیراز , لار را نیز تسخیر نمود.»
( همان , ص 845 ) در برخی از آثار نیز تنها نام « لار » آورده شده - اشاره به خود شهر و رویدادهای آن نشده - به عنوان مثال در ظفرنامه ی شامی در زمان امیر تیمور گورکانی آمده « امیرزاده ی محمد سلطان به طرف هرموز نهضت فرموده بود و در وقت توجه مجموع آن را , راه ها را بر امرا و لشکریان قسمت کرده و به نفس خود از راه طارم روانه شد و امیرزاده رستم بهادر از جانب براونغار متوجه شده از راه « لار » به ولایت مکران رسید و تاخت کرد ... »( ظفرنامه ,1363 , ص 168 ) و یا « [ تیمور ] از اصفهان به شیراز آمد و شاهزادگان آل مظفر و فرمانروایان کرمان و ... و امیران « لارستان » به حضورش آمدند و خطبه ی پادشاهی به اسمش خواندند ... »( ظفرنامه , 1363 ,مقدمه , ص 16 )
در مورد نوادگان تیمور در لار نیز آمده است :« سربازان محمد سلطان نوه ی امیر تیمور نواحی شرقی فارس و نیز لار و جهرم را غارت کردند .»( دائره المعارف فارسی مصاحب , 1356 , ص 2459 )در زمان شاهان ال مظفر - یعنی زمان شاه شجاع - لار مرکز ضراب خانه گردید و این نشان دهنده ی این است که آن زمان نیز لار بزرگ و با اهمیت بوده است.
در مورد ورود اسلام به لارستان نیز سخن گفته شده ,آمدن سید عفیف الدین ملقّب به « شاه زندو » یکی از نوادگان امام موسی کاظم (ع) برای دعوت مردم به اسلام یکی از رویدادهای مهم تاریخی لار می باشد. ( لارستان ,1380 , ص 51 ) « نفود فرقه ی دروایش مرشدیه در منطقه [ لار ] و فعالیت شیخ رکن الدین دانیالی و مهاجرت گسترده ی مریدان وی به اطراف و اکناف از ویژگی ها [ ی خاص این منطقه ] است. » ( همان , ص 50 ) گفته شده که در سال 1256 هجری قمری آقا خان رئیس فرقه ی اسماعیلیه , لار را به تصرف خود در آورده است . (به نقل از دائره المعارف فارسی مصاحب ,1356,ص 2459 )
لارستان در عهد صفویه
والیان لارستان از ابتدای حکومت صفویه در تحت انقیاد و تسلط شاهان صفوی درآمدند و لقب « امیر دیوانی » را گرفتند , آنان در لارستان اقتدار فراوانی داشتند , در زمان سلطنت شاه سلطان محمد صفوی , نورالدهر خان علاء الملک پسر ابراهیم خان مشهور به شاه عادل حاکم لارستان بود و در آغاز سلطنت شاه عباس , میرزا علاءالملک بر تخت شاهی نشست و معروف به « ابراهیم خان ثانی » شد و استقلالی کامل پیدا کرد و تمکینی به اوامر نایبان بیگلربیگی نداشت , در همین زمان بود که الله وردی خان - که وی را مقتدرترین شاه و حاکم فارس می دانستند - با سپاه وافر به لارستان رفت , ابراهیم خان که خود را در برابر او پیروز ندید , در قلعه ی لار که بر فراز کوهی در لار قرار دارد,پناهنده شد . در همین حین بود که قاضی ابوالقاسم لاری مورد عنایت الله وردی خان قرار گرفت و حکومت لار به او تنفیذ شد , ابراهیم خان نیز خود را تسلیم کرد , الله وردی خان او را به تمکین و اعزاز تمام با خود همراه کرده و به نزد شاه عباس برد ولی بعد از چند روز ابراهیم خان لاری وفات یافت ( تلخیصی از فارس نامه ی ناصری )
در تاریخ جهان آرای عباسی همین روایت را اینگونه بیان کرده است : « در این سال [ 1009 ] الله وردی خان حاکم الکای فارس , بحرین را که به مصداق « مرج البحرین یلتقیان » و « یخرج منهما اللوءلوء و المرجان » است به مقالید اقبال بی زوال ابدی الاتصال مفتوح گردید و هم در این سال خطّه ی دلپذیر لار به مساعی جمیله ی آن خان کاردان به حیطه ی تصرف اولیاء دولت ابد توامان در آمد و ابراهیم خان حاکم آنجا را در ییلاق بادغیس به نظر کیمیا اثر رسانیده , مقرر فرمودند که نزد الله وردی خان مهمان بوده باشد و خان در توقیر و اکرام او نهایت اهتمام به تقدیم می رسانید تا آنکه بنا بر ضعف بنیه و عروض مرض در همان سفر به دیار عقبی انتقال نمود. » ( تاریخ جهان آرای عباسی ,1383 ,ص 150 ) از فتح لارستان مورخان با عنوان « طلسم کیانی شکست » یاد می کنند زیرا بسیار عجیب و باور نکردنی بوده است . ( به نقل از لارستان , 1380 ,ص 54)
اما دیگر واقعه در دوره ی صفویه این بوده که داوود برادر امام قلی خان که یکی از بزرگان لار بوده , باعث قتل مسلمانان و نهب و غارت اموال ایشان گردیده بود , شاه صفوی در مجلس عیشی دستور می دهد که در میدان شهر , امام قلی خان و فتحعلی بیگ و صفی قلی خان حاکم لار و علیقلی بیگ و فرزندان او به دار آویزان شوند و بعد از این اتفاق ایالت لار به کلبعلی بیگ ایشیک آقاسی تفویض شود... » ( تلخیصی از جهان آرای عباسی ,1383 ) در زمان شاه صفی نیز حکومت لار به قراخان بیگ سوکلن برادر امیرخان قورچی باشی داده شد. (همان , ص 297 ) در سال 1049 , وزارت و تصدی بر خطه ی لار به عوض بیگ برادر داوود بیگ مهتر رکابخانه ی خاصه ی صفوی سپرده شد ( همان , ص 299 ) در این مورد در جهان آرای عباسی آمده است : در اول جلوس همایون ( شاه صفی ) ... ملک وسیع الفضای فارس بلامشارکتی با امام قلی خان بود ؛ بعد از قضیه ی قتل او , دارالملک فارس و خطّه ی لار به خاصگی منصوب گشته , وزارت فارس به میرزا معین وزیر امام قلی خان و وزارت خطه ی لار به فولاد بیگ ناظر او مرجوع گشت . فولادبیگ بعد از چندسال وداع این خاکدان نموده , عوض بیگ برادر داوود بیگ مهتر رکابخانه ی غلام خاصه ی شریفه بدین خدمت امتیاز یافت و میرزا معین تا اخر زمان نوّاب خاقان رضوان مکان در این امر متمکّن بود ... » ( 1383 , ص 332 )
در سال 1074 زمانی که شاه عباس دوم خواهان گذراندن مدت عید نوروز در جایی بود , جمشید خان بیگلر بیگی و مرتضی قلی خان , او را متوجه رفتن به لار کردند ...
( برگردان از تاریخ جهان ارای عباسی , 1383 ,ص 751 ) در زمان صفویه چون ایل های لار به کاروان هایی که از آن گذر می کردند , تعدّی می نمودند , شاه عباس کبیر آن طوایف و ایل ها را مطیع خود ساخت و راه ها را نیز امن کرد . ( تلخیصی از لغت نامه ی دهخدا , 1330 ,ج 54 ,ص 29 )
در زمان شاه عباس صفوی که الله وردی خان , ابراهیم خان را تسلیم خود ساخت , یکی از غنایمی که با تصرف لار برای شاه عباس آورد « تاج خسروی » یا « تاج کیخسروی» بود که این تاج هنگام تاجگذاری امرای لار بر سر آنان گذاشته می شد و این تاج خسروی را کیخسرو - پادشاه کیانی - به گرگین میلاد - که لار را به او واگذار کرده بود - بخشیده بود.
در سفرنامه ی پیترو دلاواله از « امام قلی خان » سخن رانده شده که وی و فرزندش « صفی قلی خان » هر دو از حاکمان لار بوده اند و در مورد آنها در عالم آرای عباسی نیز آمده است که « چون خبر فرستادن امرا ی جلالیان به جانب کردستان شیوع یافته بود , بنابر رعایت حزم و احتیاط امام قلی خان امیر دیوان حاکم لار خلف صدق الله وردی خان را سرکرده فوجی از افواج قاهره نمود و ... » ( لارستان کهن , 1334 , ص 78-77 ) شاید به وضوح بتوان گفت عظمت و اهمیت لارستان در زمان صفویه در هنگام حکومت این دو تن بوده است.
اما در سفرنامه ی پیترو دلاواله ذکر شده : « قبل از همه محل امام قلی خان را یافتیم که با نیروی فارس در آنجا چادر زده بود , این نیرو قسمت اعظم قوای ایران را تشکیل می دهد و می توان گفت در آنجا تقریبا نیم فرسنگ زمین را اشغال کرده بود ... » ( 1348 ,ص 327 )
در بیشترین زمان که نام لار و مردم آن زبانزد گشته , همین دوره ی صفویه بوده است. با روی کار امدن صفویان در وره ی حکومت شاه اسماعیل و شاه طهماسب , امیر لار با پرداخت خراج , استقلال و موقعیت خود را حفظ کرد اما در هنگام سلطنت شاه عباس اول , بنا به دلایل نامشخص , ابراهیم خان لاری , روابط خوبی با شاه صفوی نداشت , شاه عباس برای خارج کردن استعمارگران پرتغالی از جزیره ی هرمز , مجبور بود نظر حاکم لار را مساعد کند اما ابراهیم خان لاری تبعیت نکرد , همین باعث حمله ی الله وردی خان به لار و تسلیم ابراهیم خان به او شد. ( به نقل از لارستان کهن 1334 و لارستان 1380 )
اما از ابراهیم خان اول نیز سخن رانده شده که در سال 973 هجری به وسیله ی شاه طهماسب صفوی مغلوب گشت . (لارستان کهن ,1334 ,ص 69 )
باید گفت منطقه ی لارستان در اواخر عهد صفوی به دلیل ضعف مرکز و عدم نظارت دقیق , در معرض تاخت و تاز « بلوچان » و « افغان ها » قرار گرفت. ( لارستان , 1380 , ص 59 به نقل از فلور , ویلم ) نام یکی دیگر از شخصیت هایی که در زمان شاه عباس صفوی بر لار استیلا یافته یعقوب خان میرزا ذوالقدر می باشد که برای مدتی لار و حوالی آن را به استیلا و تصرف خود درآورده بوده است: « [ یعقوب خان میرزا ذوالقدر ] بعد از وصول به بلده ی شیراز که دارالملک آن ولایتست , بر مسند استیلا و استقلال متمکن شده , در اندک زمانی تمامی معموره آن بلاد و دیار , از حوالی اصفهان تا نواحی لار به تحت تصرف در آورد. » ( نقاوه الآثار فی ذکر الاخیار , 1350 ,ص 343)
لار در زمان افغان و افشار و زندیه
بعد از اینکه الله وردی خان در سال 1010 هجری قمری به لار حمله کرد و سلسله ی میلادی را با شکست آخرین امیر آن - ابراهیم خان - به پایان رسید , محمود افغان برخاست , دولت صفویه را شکست داد و لار نیز همچون سرزمین های دیگر در زیر سیطره ی افغانان قرار گرفت , اما مدتی طول نکشید که نادر شاه قیام کرد , افغان ها شکست داد و لار و مردم لار را از سیطره ی افغان ها خارج ساخت.
البته باید متذکر شد که در اواخر عصر صفوی , به دلیل ضعف مرکز و حکومت اصلی , منطقه ی لارستان در معرض تعرض « افغان ها » قرار گرفت.
هم زمان با حکومت نادر شاه , خان های محلی در لارستان شورش هایی برپا کردند , چندین بار نادر شاه برای رفع غائله به لارستان آمد ولی هر بار با شکست مواجه شد امبا در این جنگ های محلی و خانگی که بین خان ها صورت می گرفت , سرانجام نصیرخان لاری توانست قدرت را به دست بگیرد. ( تلخیصی از لارستان , 1380 ص 61 ) « در این میان نصیرخان و حاجی خان , دوبرادر از روستای کال ناحیه ی بیخه خان لارستان , برخاستند و نصیرخان , دختر حاکم لارستان ( میر محمد تقی اوزی ) را به ازدواج خود در آورد و حکومت لارستان را به دست گرفت. » ( فارس نامه ی دوم 1381 ,ص 846 )
و اما در مورد نصیرخان لاری در تاریخ گیتی گشا چنین سخن رانده شده : « چون خطه ی لار که از گرمسیرات اوسع و محصولات آن از دیگر ولایات انفع و مردم بلده و بلوکاتش در امور تفنگ اندازی سرآمد دهور و در رسوم آتش بازی مشهور عصر , نصیرخان لاری در ولایات مزبور استقلال , به هم رسانیده و گروهی از تفنگچیان شررانداز و کمان داران آتشبار را مجتمع گردانیده , خودسری آغاز و درهای مخالفت را فراز کرد. چون تایید کارکنان قضا و تاثیر طالع گیتی گشا , امور ملک را نظام و مهام دولت را انتظام آمد , تنظیم مدار خطّه ی لار وجهه ی همّت چاگران آستان گیتی مدار گردیده , به امر والا بهادران معسکر نصره پیرا رخت سفر به صفای صحرا و اسباب ظفر به دشت غبرا کشیدند ... چون خطّه ی لار عقابان ظفرجناح رایات فتاح را مطار و ساحت آن بلده ی بهشت مدار , اردوی فلک اثار را محل قرار گشت , نصیرخان لاری بنابراین به قلعه ای که در یک جانب شهر به موضعی مرتفع واقع و در حین قضایا دخول بیگانه را فی الجمله مانع و صدمت یورش را به قدر امکان دافع است , پناه برده , شهر لار را به جمیع سکان فرو گذاشت...»( گیتی گشا , بی تا , صص 8-47 )
ولی بعد از مدتی لار به تصرف ظهیر الدوله در آمد :« موکب ظهیر الدوله زلزله افکن کوه و صحرا و اضطراب بخش بسیط غبرا گردید و کرناچیان اسرافیل پیشه ,آوازهای زیرین دیدند , خارج شهر شیراز مضرب خیام افکن انباز گشته , بعد از جمعیت لشکر و تدارک اسباب سفر , سلسله جنبان و همه ی شیران صیدانداز وشکارافکن به سوی خطّه ی لار عنان دولت گشاده , بعد از ورود به خطّه ی مزبور , دلیران منصور شروع به جنگ و از نوایر توپ و تفنگ کار به نصیرخان تنگ گردید , شهر لار به تصرف اولیای دولت ابد مدار در آمد ... » ( همان (بی تا ) ,صص 7-146)
و در جای دیگر می خوانیم که سرانجام نصیرخان چگونه بوده است ؟ « حکومت لار به مسیح خان بنی عم او که همیشه از جمله ی مقلدان قلاده ی فرمانبرداری بود ,مفوض و مرجوع شد و نصیرخان مزبور بعد از مدتی مستدعی تفویض حکومت لار گشته , هر چند اکثر مردم بلده و توابع ان ولایت می دانست که با او نهایت عداوت دارند... به ورود [ به ] نواحی لار یکی از کدخدایان آن ولایت در وقت فرصت خنجری در کار آن بیچاره کرده و به زخم مذکور درگذشت.»( همان , بی تا , ص 150 )
بعد از نصیرخان فرزندش محمد خان مامور حراست شهر بود ولی او نیز همراه با تفنگچیان لاری به جانب لار فرار کرد و کریم خان , لطفعلی خان را مامور رفتن به لار کرد و او همراه با لشکرش , خطّه ی لار را مقرّ اردو قرار داد , از قضا دو پسر نصیرخان , محمد خان و عبدالله خان , جهت آوردن سپاه از قلعه ی لار - که در آن پناهنده شده بودند - خارج شدند و لی سپاه زند آن دو را منکوب و مخذول کردند , آن دو قبل از خروج , قلعه ی لار را به محمد علی خان که از اقوام آنها بود , سهردند ولی بعد از دستگیری دو پسر نصیرخان ع محمد علی خان نیز قلعه را به سپاهیان لطفعلی خان تقدیم کرد و خود نیز تسلیم شد. ( به نقل از تاریخ گیتی گشا )
لار در دوران قاجار
پس از برافتادن سلسله ی نصیرخانی و در اوایل حکومت ناصرالدین شاه قاجار , در حدود 14 سال , حاکمان پراکنده ای از شیراز و تهران بر لار حکومت کردند . ( به نقل از فارس نامه ی دوم , 1381)
در دولت قاجار , دولتمندترین و قدرتمندترین حکومت لارستان , حکومت فتحعلی خان گراشی بوده است که با اجازه ی ناصرالدین شاه , علاوه بر تعمیر بازار شاه عباس لار , میدان لار را به همراه 2 کاروانسرای عالی در لار ساخت که هنوز پابرجا است و جزو بناهای عالی لار می باشد. , « حکومت وی 40 سال بود » ( فارس نامه ی دوم , 1381 , ص 846 ) که مطابق با کتاب لارستان , 34 سال ذکر شده است. وی توانست با اقدامات عالی نظامی و اقتصادی خود , موقعیت پیشین لارستان را تا حدودی حفظ کرده و به اباد کردن این دیار تاریخی بپردازد. باید ذکر کرد که امنیت راه ها که باعث و بانی آن اقدامات ویژه ی فتحعلی خان گراشی بود , باعث رونق دوباره ی تجارت در لار شد. اما هنوز هم در این دوره حاکمان مختلفی در لارستان به حکومت ایالتی خود ادامه دادند.
لار در دوران مشروطیت
سرانجام حکام لار تضعیف شدند و این مورد به خاطر ورود آیت الله سید عبدالحسین لاری به لارستان بود. « اهالی منطقه ی جنوب ایران در این انقلاب با قدرت و صلابت تمام شرکت کردند و صحنه های به یاد ماندنی از شجاعت و وطن خواهی از خود به یادگار گذاشتند . سهم مردم لارستان و مجاهدات آنان در مبارزات بر ضد استعمار و استبداد فراموش نشدنی است. » ( لارستان ,1380 , ص 62 ) یکی دیگر از شخصیت ها که در دوره ی مشروطیت در کنار مردم حضور داشت « حاج علی لاری » بود که بعدها نماینده ی مردم در مجلس شورای ملی شد و همو بود که به یاری تاجران به نجف اشرف رفت و سید عبدالحسین لاری را راضی نمود تا به لار مهاجرت کند. , مشروطه خواهان نیز از سید عبدالحسین لاری کمک خواستند و او نیز برای یاری رساندن به همراه مجاهدان جنوب به سمت شیراز راهی شد , تمامی یاران سید مجهز به سلاح بودند و این امر مایه ی تعجب همگان گردید. ( تلخیصی از لارستان , 1380 )
لارستان در آستانه ی مشروطیت با بحران شدید و ناامنی مواجه شد , ایل ترک بهارلو و اعراب قواسم و خان های محل اشکنان و بیخه جات و اختلاف های میان فرزندان فتحعلی خان , همه و همه بر توان اقتصادی لار تاثیر گذاشت که با ورود سید عبدالحسین لاری تا حدودی ابن وضع ناخوشایند رو به بهبود رفت ,
بعد از جنگ جهانی اول , خاندان قوام الملک , قدرت اول فارس بودند , حبیب الله خان قوام در این دوران والی فارس بود. ( لارستان 1380 ) حبیب الله خان قوام الملک سرزمین لارستان را تجزیه کرده , هر بخش را به کلانتر و ضابطی سپرده و در واقع هر بخش را دارای استقلال کرده است . ابراهیم خان قوام الملک نیز طبق کار حبیب الله خان استقلال بخش ها را حفظ کرد. ( برگردانی از مغاص اللیالی و منار اللیالی ,1371 ,ص 229 ) اما باید گفت که حبیب الله خان قوام از نیروهای لارستانی شرکت کننده در انقلاب مشروطیت انتقام گرفت و بسیاری از مردم برای دوری از زخم حبیب الله خان , به سواحل جنوب خلیج فارس مهاجرت کردند. همین مورد باعث شد که لارستان در دوره ی پهلوی دچار ناامنی و بی ثباتی شدید شود و این نکته حائز اهمیت است که باید ذکر کرد که حاکمان لار توجه چندانی به بهبود وضعیت مردم نمی کردند.
در اینجا بود که ایت الله سید علی اصغر لاری فرزند ایت الله سید عبدالحسین لاری به یاری مردم برخاست و صاحب چنان نفوذ عمیقی شد که مردم لار وی را پیشوای خود قلمداد کردند . وی به اقدامات عمرانی از جمله « احداث سدّ مخزنی لار » , « احداث کارخانه ی برق »,« راه اندازی کارگاه های پارچه بافی » و ... نمود. ( لارستان , 1380 )
لار و انقلاب اسلامی
در آستانه ی انقلاب اسلامی نیز بیشترین کمک برای مبارزه با رژیم پهلوی با مبارزات سید عبدالحسین لاری بود , وی اولین اقدام خود را رونق بخشیدن به حوزه ی علمیه ی شهر لار قرار داد. ( لارستان , 1380 )
در دوره ی انقلاب اسلامی مردم لار از خود تلاش های بی وقفه ای نشان دادند و این منطقه ی کهن و باستانی از خود مردمی خونگرم و تلاشگر بر جای گذاشته است.
امید که همچنان این سرزمین دلاوران و دیار شجاعان شاهد دوران شکوفایی برتر باشد و امید که آینده ای خوب و عالی را پیش رو داشته باشد.