بنياد بازشناسي لارستان کهن
contact us about us photo gallery home
لینک ها
جستجو در سایت






کلمات کلیدی
تحول آوایی پسوند "هر" از هندواروپایی تا فارسی نو / دكتر بهزاد معيني سام - مسعود بياتي

در زبان­های ایرانی باستان همچون سانسکریت، معمولاً ریشه بدون اینکه پسوندی بگیرد، می­تواند به عنوان اسم به کار رود. ریشه، علاوه بر اینکه می­تواند به عنوان اسم به طور مستقل به کار رود با حرف اضافه نیز به کار می­رود. همچنین، آمدن این ریشه همراه با پسوندهایی که خود از هندواروپایی به ارث برده، به تشکیل اسم و صفت منجر می­گردد  (Spiegel,1970,162)؛ در نتیجه، در اوستا و فارسی باستان همچون دیگر زبانهای هندواروپایی، واژه­های اشتقاقی با پسوند ساخته می­شوند که در دورة باستان این گونه واژه­ها با دو نوع پسوند اولیه و ثانویه به کار می­روند.

 

  

 مقدمه

 در زبان­های ایرانی باستان همچون سانسکریت، معمولاً ریشه بدون اینکه پسوندی بگیرد، می­تواند به عنوان اسم به کار رود. ریشه، علاوه بر اینکه می­تواند به عنوان اسم به طور مستقل به کار رود با حرف اضافه نیز به کار می­رود. همچنین، آمدن این ریشه همراه با پسوندهایی که خود از هندواروپایی به ارث برده، به تشکیل اسم و صفت منجر می­گردد  (Spiegel,1970,162)؛ در نتیجه، در اوستا و فارسی باستان همچون دیگر زبانهای هندواروپایی، واژه­های اشتقاقی با پسوند ساخته می­شوند که در دورة باستان این گونه واژه­ها با دو نوع پسوند اولیه و ثانویه به کار می­روند. پسوند اولیه مستقیماً به ریشه و ثانویه به ستاک­های اشتقاقی می­پیوندد(Jackson,1892,212). برخی از این پسوندهای ایرانی باستان، در تلفظ و گاه در کاربرد با اختلاف به ایرانی میانة غربی رسیده­اند و این پسوندها میانة غربی، برخی با اندک تحول و برخی دیگر با دگرگونی­ بیشتری به فارسی نو رسیده­اند(ابوالقاسمی،1375، 314). ما در این مقاله به چگونگی تحول یکی از این پسوندها که از هندواروپایی تا فارسی نو در هر دوره تحولی دگرگون داشته است، پرداخته­ایم.

"هر" در هندواروپایی وآریایی

در زبان هندواروپایی دو واج روان r,l  وجود دارد که در دورة هندوایرانی مشترک یا دوره­ای که  آنان  با   هم  زندگی  می­کردند  بهr    تبدیل  شده  است (brügmann,1930, 423 &benveniste,1975,109& benveviste,1962,109 ). سپس, این دو واج در هندی باستان به r,l و در ایرانی باستان به r تبدیل شده است و فقط در فارسی باستان در وام واژه­ها واجl  وجود دارد. (brügmann,1930, 427 )؛ در نتیجه، اغلب مشاهده می­شود در زبان­های هندواروپایی، جابجایی ناهمگونی بین r بهl و l به r صورت می­گیرد. این ناهمگونی باید در دورة هندواروپایی آغازین صورت گرفته باشد. نمونه­ای از این فرایند را می­توان در ریشة مضاعف شدة gwer هندواروپایی دید که به صورت gwer-gwel= بلعیدن، آمده است (ibid, 425). این دگرگونی واجی در ریشة هندواروپایی  gwer/l= بلعیدن، در زبان اوستایی به صورت jaraiti = می­بلعد، از ریشة gar آمده است(justi,1969,172). همچنین، ریشة هندواروپاییgwer= بلعیدن، را می­توان با واژة انگلیسی devour= بلعیدن، آمده از لاتینdevoro مقایسه کرد (simson,1968,186). جالب توجه اینکه، واج r ریشه gar مجدداً در فارسی نو به l  (gulū = گلو) از اوستایی garah و در آلمانی نو به kehle تبدیل شده است (horn,1893, 207). فرآیند حذف واجی را نیز می­توان در ریشة  هندواروپایی مشابه آن gwer=گرم، مشاهده کرد. این ریشه در زبان ایرانی، لبیw (garm= گرم) آن حذف شده، در مقابل در زبان­های شاخة ژرمنی، نرمکامی g (warm=گرم)حذف شده است (crahe,1942,61,pokorny,1927, 662). درنتیجة این فرآیند، پسوند "هر" فارسی نو در زبان هندواروپایی به صورت بازسازی شدة اسم عامل ساز tlo وtro،‌ آمده است(meillet,1966, 273 ) .  

 

تحول "هر" در دورة  باستان زبان فارسی

پسوند tlo وtro هندواروپایی در سیر تحول خود در هندی باستان به شکل tra و در ایرانی باستان نیز بدون تغییرمانده است. این پسوند در اوستا گاهی به صورت صفت (akāθra، apairiāθra)آمده است، اما در غالب موارد به صورت اسم (uštra,mąθra)می­آید. با وجود این، تعیین جنس اسمی آن مشکل است (Spiegel,1970,185). باید توجه داشت، بیشر آثار زبانی ما در دوره­ باستان از دو زبان فارسی باستان و اوستایی است. بنابراین،‌ تفاوتی که پسوندtro/tlo هندواروپایی در این دو زبان پیدا کرده، این است که این پسوند هندواروپایی در زبان اوستایی به tra , θra (Jackson,1892, 221) و بعد از x , f  به raδ تبدیل شده(misra,1979,237& justi,1969,372) و در فارسی باستان به ç دگرگون یافته است. معذالک، این پسوند در فارسی باستان فقط در وام­واژه­ها از مادیsr به صورت raθ آمده است(kent,1961, 31,51& Spiegel,1971, 236&hinz,1973,38). شروو معتقد است که ç فارسی باستان می­تواند تلفظ s را داشته باشد اما تلفظ دقیق این واج را نمی­دانیم. احتمال دارد که همان تلفظθ در انگلیسی را داشته باشد(skjærvø,2002,18). رامات نیز در تایید این گفته معتقد است *cr در فارسی باستان به ç تبدیل شده و هجایی است که ویژگی آوایی نامشخصی دارد و تحولی که از آریایی *tsrو*θrو هندواروپایی *tr/lحاصل شده است(ramat,1998,136). شارپ نیز واژه­های با ç را به صورتss  (sharp,1975, 43) و تولمان به صورتtr (tulman,1892, 45)و رابینسون به صورت θrآوانویسی کرده است (robinson,1908,4). در هر حال، در مورد تلفظ این واج در فارسی باستان نیاز به پژوهش بیشتری است. در ادامه برای پی بردن به تحول این پسوند، غالب واژه­های دارای این پسوند از هندواروپایی تا دورة باستان آمده است:

هندواروپایی*qwitro ، اوستاییiθrač = چهره و نژاد، فارسی باستانčiça  ، سانسکریت itrač  (pokorny,1027, 537&bartholomae,1904, 587&Williams,1899,396)

هندواروپاییgheutro * ، اوستایی zaoθra = زوهر،

(bartholomae,1904,1654& pokorny,1927, 563

هندواروپاییgwhentro * ، اوستاییjaθra *=زهر، (pokorny,1927, 679)

هندواروپایی*mutro‌، اوستایی*muθra = مهر، سانسکریت mudrā ،

(horn, 1893, 224&Williams,1899,822)

هندواروپایی*bhegtro، اوستایی baxəδra = بهر و بخش، فارسی باستان baxtra (bartholomae,1904, 923 pokorny,1927, 127&)

هندواروپایی*kwitro، اوستاییspiθra *= آسمان، فارسی باستانspiθraδatis  ، سانسکریت  svitra (&Williams,1899,1106 horn, 1893, 156 pokorny,1927, 470&)

هندواروپایی*qsetro، اوستاییxšaθra = شهریاری، سانسکریتkšatra، فارسی باستان    xšaça  (Williams,1899,325&bartholomae,1904, 542 pokorny,1959, 504&)

هندواروپاییwrtrogwhenn، اوستاییvərəθraγna=درهم شکنندة دفاع و مقاومت، پیروز

(bartholomae,1904, 1421 , 230&  pokorny, 1959)

هندواروپایی*eitro، اوستایی aēθrapatay=رییس روحانیون، (Bartholomae,1904,20)

هند و اروپایی*dōtro ،‌اوستاییdāθra = داس، سانسکریت dātra 

(,539&williams,1899,474 bartholomae,1904  &  pokorny, 1927, 815)

هندواروپایی*putro اوستاییpuθra= پسر، فارسی باستانpuça، سانسکریتputra (bartholomae,1904, 909 pokorny,1959, 849&)

هندواروپایی*pōtro ،‌اوستاییpāθra *= پاس،

(pokorny,1927, 987&horn, 1893, 534)

هندواروپایی*qseutro ،‌اوستاییxšaoδra *= مایع و روان،

(pokorny,1927, 679&horn, 1893, 178)

هندواروپایی*geutro، ‌اوستاییgaoθra * = ذات و گوهر، سانسکریتgotra

(pokorny,1927, 679&horn, 1893, 178)

هندواروپاییtntro *، اوستاییtąθra = تیره و تار، آریاییtansra

(pokorny,1927, 720&Bartholomae, 1904, 650)

 هندواروپایی*swētro،‌ اوستایی xvāθra = سهل و آسان، (Bartholomae,1904,1876)

هندواروپایی*westro ،اوستایی uštra = شتر*،( bartholomae,1904, 420)

هندواروپایی *pistro، اوستایی pištra =رنگ و پیشه ،( bartholomae,1904, 908)

برخی از واژه­های دارای این پسوند نیز به فارسی نو نرسیده­اند؛ در نتیجه مورد بررسی قرار نگرفته­اند:

اوستاییaoθra= کفش؛ avaθra=آنجا؛ xšnaoθra= رضایت؛ iθraōš=جا و مکان؛ dōiθra =  چشم اهریمنی؛ mūθra = پیشانی؛rāθra θ = حمایت؛ sāstar =فرمانروا؛hāθra =بخش (Bartholomae,1904,558,896,1189)

 

تحول "هر" در دورة میانة زبان فارسی

در دورة میانة زبان فارسی، زبان­های ایرانی به دو گروه شرقی و غربی تقسیم می­شوند. گروه شرقی به خوارزمی، سغدی(شمالی)، بلخی و ختنی یا سکایی و گروه غربی به دو زبان پهلوی اشکانی و ساسانی تقسیم می­شود(آموزگار،تفضلی،1382، 12). از آنجا که بیشر واژه­های زبان فارسی نو از شاخة غربی است؛ در نتیجه تاکید ما بیشتر بر شاخة غربی است؛ چراکه  این پسوند در زبان­های شرقی در خوارزمی به شکلr (par = پسر) (Henning,1967, 43) و در سغدی این پسوند به شکل­های گوناگونی تغییر یافته است: myδr= اوستاییmiθra ؛wšγnyy ورثرغنه= اوستاییvərəθraγna ؛ wštγ فلزات= اوستایی gaoθra ؛ xšywr چهارمین روز= اوستاییxšaθrawarya؛ mār کلام مقدس= اوستاییmąθra؛ pyδrپسر= اوستایی puθra؛ rδšγיشهریار=اوستاییxšaθra؛ گاهی قلب صورت می­گیرد: pārθ پاسداری= اوستایی pāθra ؛ kwrδ کجا= اوستاییkuθra (Gershevitch,1961, 67). در نتیجه، تحول پسوندθra باستان را در زبان­های غربی به صورت زیر چینه­بندی کرده­ایم:

اوستاییiθrač = چهره و نژاد، پهلوی و مانویihrč، پارتی yhrč ، پهلوی کتیبه­ای čtry ، (boyce,1977, 32&back,1978,202&Nyberg,2003,55)

اوستایی zaoθra = زوهر،  پهلوی و مانوی zōhr(boyce,1977, 105&Nyberg,2003,232)

اوستاییjaθra *=زهر، فارسی باستان*jaça، پهلوی و مانوی zahr ،پارتی jhr                        (horn, 1893, 116&boyce,1977, 104&Nyberg,2003,232&gershevitch,1961,161)

اوستایی*muθra ، پهلوی mutrāk ، ‌مانویmuhr (boyce,1977, 104  horn, 1893, 224&)

اوستایی baxəδra = بهر و بخش، پهلوی و مانویbahr، پارتیbhr،

 (boyce,1977, 27&gignoux,1972,20)

اوستاییspiθra *= سپهر، پهلویspihr (horn, 1893, 157 & Nyberg,2003,178)

اوستاییxšaθra = شهریاری؛ پهلوی، مانوی و پارتی= شهر ahrš

(boyce,1977, 84& horn, 1893, 176 &Nyberg,2003,183&gignoux,1972,34)

اوستاییvərəθraγna، پهلویvahrām (Bartholomae,1904,1421 & Nyberg,2003,201)

اوستایی aēθrapatay=رییس روحانیون، کتیبه­های پهلویhrpatē، پهلوی hērpat

(back,1978,197 & Nyberg,2003,99)

 اوستاییpuθra ، پهلوی، مانوی وکتیبه­های پهلوی pus ، پارتی puhr ،

(boyce,1977, 75&back,1978,14&Nyberg,2003,163)

اوستاییdāθra = داس، سانسکریت dātra  ، پهلوی dās ،(horn, 1893, 116&geiger,1974,86 )

‌اوستاییpāθra *= پاس، پهلوی pās(geiger,1974,86)

 اوستاییxšaoδra *= مایع و روان، پهلوی šōhr،(horn, 1893, 176&Nyberg,2003,187 )

‌اوستاییgaoθra * ،  پهلوی gōhr(Geiger,1974,41)

اوستاییtąθra، پهلوی و مانویtār (boyce,1977, 86& horn, 1893, 82 &Nyberg,2003,192)

اوستایی xvāθra، پهلویxvār ، (horn, 1893, 110 & Nyberg,2003,220)

اوستایی uštra ، فارسی میانه uštur(Geiger,1974,270)

اوستایی pištra، فارسی میانه agšpi (kapadia,1904,464)

 

تحول "هر" در  فارسی نو

تحول پسوند θra  باستان از دورة میانه تا فارسی نو دگرگونی­های زیر را در برداشته است:

واژه­هایی که پسوندθra باستان به صورت  hrبه فارسی نو رسیده است(هوبشمان، 1386، 220):

پهلوی و مانویihrč، فارسی نو ihrč=چهره (&wilkins,1810,224مکنزی،1373، 58)

پهلوی و مانوی zahr، فارسی نو zahr= زهر(برهان قاطع، 1363، 1047)

پهلوی mutrāk ، ‌مانویmuhr ، فارسی نو muhr = مهر(برهان قاطع، 1363، 2061)

پهلوی و مانویbahr، فارسی نو bahr = بهر(Geiger,1974,23,83)

پهلویspihr فارسی نو sipihr =سپهر(Geiger,1974,39,84)

مانوی و پارتی= شهر ahrš ، فارسی نو ahrš =شهر(برهان قاطع، 1363، 1341)

پهلویvahrām ، فارسی نو bahrām =بهرام(هوبشمان،1386، 138)

پهلویhrpatē، پهلوی hērpat ، فارسی نو hirbad = هیربد(darmesteter,1971,105)

هوبشمان معتقد است در این واژه فرایند قلب یا پیش­هشت h صورت گرفته است(هوبشمان، 1386، 335).

واژه­هایی که پسوندθra باستان به صورتhar به فارسی نو رسیده است.

پهلوی šōhr، فارسی نو šōhar=شوهر ؛ پهلوی gōhr ، فارسی نو gōhar=گوهر

هورن بر این باور است که در این واژه­ها، فرایند افزونة واکه­ای صورت گرفته است ( Geiger,1974,40) ، اما هوبشمان معتقد است که شوهر به قیاس با پدر ساخته شده است (hubschmann,1895,82   )

واژه­هایی که θra پسوند باستان به صورت s به فارسی نو رسیده است. (&Geiger,1974,96 هوبشمان، 1386، 220)

پهلوی، مانوی وکتیبه­های پهلوی pus ، فارسی نو pusar=پسر ،پهلوی pustanā ، فارسی نو bistanā= آبستن ؛ پهلوی dās ، فارسی نو   dās = داس ؛ پهلوی pās ، فارسی نو pās= پاس

واژه­هایی که پسوند θra باستان به صورتr به فارسی نو رسیده است.

پهلوی و مانویtār ، فارسی نو tār=تار ؛ پهلویxvār ، فارسی نو xvār=آسان، در واژة dušxvār  ؛ پارتی puhr، vāsphuragān ، فارسی نو pūr=پور، پسر ؛ پهلوی hučihr ، فارسی نو hujir=هژیر ؛ پهلویahristānš ، فارسی نو āristānš = شهرستان

هوبشمان معتقد است تحول θr باستان به r تحت تأثیر فرایند ادغام بوده است و هورن و دارمستتر نیز معتقداند که h در فارسی نو پیش از r و l حذف می­شود. (darmesteter,1971,93&Geiger,1974,96 wilkins,1810,129  &هوبشمان، 1386، 343)

واژه­هایی که فرایندی مستقل داشته­اند.

فارسی میانه uštur ، فارسی نو šutur= شتر

در واژه­هایی که با یک واکه و دوهمخوان آغاز می­شود، میان هشتu می­آید(هوبشمان، 1386، 164 Geiger,1974,41&).

فارسی میانه agšpi ، فارسی نوe špi= پیشه

در این واژه پسوند θrدر فارسی میانه و نو حذف می­شود که تحولی مستقل بوده است (darmesteter,1971,93).

نتیجه گیری

از مجموع مطالب آمده، چنین بر می­آید که غالب واژه­هایی که پسوند θr داشته­اند در سیر تحول خود از دورة باستان تا میانه به hr تبدیل شده­اند و فقط در واژه­های که به har تبدیل شده­اند، می­توان احتمال داد اینگونه واژه­ها به قیاس ساخته شده­اند. تحول دیگری که در  پسوند rθ از دورة میانه مشاهده شده، تبدیل این پسوند به s است که می­توان گفت این پسوند، یا در دورة میانه به s ادغام یافته است، یا این گونه واژه­ها به قیاس با تلفظ s فارسی باستان به دورة بعد رسیده­اند و یا اینکه چون بعد از واکة بلند ā قرار گرفته، به  sتبدیل شده­اند. اما واژه­هایی که در دورة میانه، دارای پسوند hr هستند و در فارسی نو بهr  تبدیل می­شوند، می­توان احتمال داد این گونه واژه­ها در ترکیبات به r ادغام می­یابند. البته در مورد واژه tār باید مد نظر داشت که احتمال دارد در این واژه، واج θ جزء ریشه بوده باشد و نه پسوند و یا اینکه همان جزء استثنائات بوده است. اما در مورد تک­واژه­هایی که دارای این پسوند هستند و تحولی دگرگون داشته­اند، می­توان گفت یا به قیاس با واژة دیگر ساخته شده و یا تحت تأثیر فرایندهای زبانشناسی هر کدام تحولی متفاوت داشته­اند.  

 

یادداشت

* پوکورنی ریشة uštra  را زیر ریشة هندواروپایی wes = نم و رطوبت، آورده است، اما با توجه به فرایندی که در ترکیبات آوایی در زبا­ن­های ایرانی باستان صورت می­گیرد، آمدن این واژه از ریشة هندواروپایی wegh محتمل­تر است؛ چرا که s اصیل پیش از t در اوستا باقی می­ماند وk  وg  پیش از t به š تبدیل می­شوند:      wegh/ktro>uštra

 

منابع

آموزگار، تفضلی،1382، زبان پهلوی و ادبیات و دستورآن،انتشارات معین

خلف تبریزی، حمد حسین،1363 ، برهان قاطع، به اهتمام دکتر معین، انتشارات امیر کبیر

مکنزی، دیوید، 1373، فرهنگ پهلوی، ترجمه مهشید میرفخرایی، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی

هوبشمان،هاینریش.1386،تحول آوایی زبان فارسی از هندواروپایی تا فارسی نو، ترجمه بهزاد معینی سام، انتشارات امیر کبیر

Bartholomae.Ch - 1904- Altiranisches wörterbuch. Strassburg

Benveniste.E - 1962- Origins de le formation des noms en Indo-europeen. Paris

Benveniste.E - 1975- Noms d,agent et noms d,action en Indo-europeen.Paris

Brügmann.K-1930- Grundriss der vergleichenden Grammatik der

Indogermanischen sprachen.Leipzig

Crahe.H-1942- Indogermanische sprachwissenschaft. erlin

Darmesteter.J-1971- Études Iraniennes.Amesterdam

Henning.W.B- 1967- A fragment of a Khwarezmian Dictionary

.London

Hinz.W-1973- Neue Wege im Altpersischen.Wiesbaden

Greshevitch. I- 1961- A Grammar of Manichean Sogdian.Oxford

Horn.P-1893-Grundriss der Neupersischen etymology.Strassburg

Hubschmann.H-1895-Persische studien.Nurenberg

Pokorny.J-1927- Vergleischendes wörterbuch der Indogermanischen sprachen.Leipzig

Jackson.w -1892- An Avesta Grammar in comparison with Sanskrit

.stuttgart

Justi.F - 1969- Hsndbuch der Zendsprache. Wiesbaden

Kapadia.H.-1904-Glossary Pahlavi Vendidad.Bombay

Kent.R - 1961- Old Persian Grammar. New haven.Connecticut

Meillet.A-1966-Introduction à l Étude comparative des langues

Indo-européenrs. Massachusettes

Misra.S.S-1979- The Avestan an historical and comparative grammar.Delhi

Monir-williams.M.A-1899- Sanskrit dictionary.Göttingen

Nyberg.H.S-2003-A Manual of Pahlavi.Tehran

Ramat.anna&paolo- 1998 - The Indo-European languages. London

Robinson.A.H- 1908 - Ancient Persian lexicon and texts. Leipzig

Sharp.N - 1975- Les inscriptions cunéiform en ancient persan des empereurs achéméndes. Shiraz

Simpson. D- 1968 - Classells new Latin-English dictionary. London

Skjærvø.P.O. - 2002 - An introduction of Old Persian. Newyork

Spiegel.F- 1971- Die AltPersischen Keilschriften.Amesterdam

[لارشناسی]
6 تیر 1389 11:39 صبح