بنياد بازشناسي لارستان کهن
contact us about us photo gallery home
لینک ها
جستجو در سایت






کلمات کلیدی
آیین های زایش و تدفین در روستای بائن لارستان / طاهره دلخوش - لیلا محمدی

بنابراین اهمیت این آداب و رسوم فرهنگی هر جامعه ای , آنقدر هست که بر اساس آن تحقیقی ارائه کرد و با انجام آن زمینه یاد آوری آنها را فراهم کرده, با کتابت و به تحریر در آوردن بسیاری از آنها مانع از فراموشی شان شد .

بر این مبنا ما بر آنیم تا آئین و آداب و رسوم زایش و تدفین را در روستای بائن مورد بررسی وتحقیق قرار دهیم . در نظر داریم که در این پژوهش مباحث زیر را بررسی نمائیم .

 

آیین های زایش و تدفین در روستای بائن لارستان

طاهره دلخوش - لیلا محمدی

بیان مسئله :

همزمان با پیشرفت علم و دانش , بسیاری از جوامع نیز به سمت ترقی و پیشرفت تحول پیدا کردند هر روز که بر میزان پیشرفت جوامع افزوده می شد دوری آنها از فرهنگ گذشته شان بیشتر و بیشتر می گشت . استفاده از وسائل جدید و شرقی افراد را از توجه به گذشته شان غافل کرد , طوری که کم کم بسیاری از جنبه های فرهنگ جامعه شان را به فراموشی سپرده در لابه لای برگهای تاریخ دفن کردند .

زندگی در جامعه وحشیانه و به ظاهر پیشرفتۀ امروزی , بشر را بر این امر واقف کرد که : انسان هر چقدر هم که پیشرفت و ترقی پیدا کند اگر فرهنگ و آداب و رسوم گذشتۀ خود را به فراموشی بسپرد نتیجه ای جز اضمحلال و نابودی عایدش نخواهد شد . وی دانست که حفظ هویت فرهنگی هر جامعه ای , ضامن ماندگاری و جاودانگی آن است .

بر این اساس است که امروز در جهان شاهد اتفاقات و حوادثی هستیم که بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران راه حل آن را بازگشت به مذهب و فرهنگ گذشتگان می دانند نیاز نیست جای دوری برویم . همین کشور ایران خود نمونۀ مناسب و ایده الی از این قضیه می باشد .آن روز که محمد رضای پهلوی به اصطلاح خودش می خواست ایران را کشوری توسعه یافته و مترقی نماید , فرهنگ ایران زمین را با آن همه قدمت و پیشینه رها کرده , فرهنگ آمریکا را که جامعه ای تازه به دوران رسیده بود , در ایران ترویج داد . به خیال خودش که با این کار ایران را متحول و توسعه یافته می کند .اما خوشبختانه امام خمینی (ره) با شعار «بازگشت به خویشتن» کشور را از نابودی به اوج سرافرازی و بالندگی کشاند .

بنابراین اهمیت این آداب و رسوم فرهنگی هر جامعه ای , آنقدر هست که بر اساس آن تحقیقی ارائه کرد و با انجام آن زمینه یاد آوری آنها را فراهم کرده, با کتابت و به تحریر در آوردن بسیاری از آنها مانع از فراموشی شان شد .

بر این مبنا ما بر آنیم تا آئین و آداب و رسوم زایش و تدفین را در روستای بائن مورد بررسی وتحقیق قرار دهیم . در نظر داریم که در این پژوهش مباحث زیر را بررسی نمائیم .

1-       مراسم و آئین های قبل از زایمان ( که شامل : تهیه داروهای گیاهی , وسایل لازم برای وضع حمل و .... می باشد )

2-       آئین های حین زایمان(آوردن قابله, کوبیدن میخ به زمین و...)

3-       مراسم بعد از زایمان (بستن کمر زائو , ولیمه دادن , زیر بنه دادن و ....)

4-       لالایی ها و اشعاری که برای کودکان می خواندند.

5-       علت های نازائی و سقط جنین و راه حل آنها.

6-       اعتقادات و باورها.

الف) بررسی سوگواری و تدفین در این ابعاد :

1-       مراسم شامل :روز اول -سوم-پنجم-هفتم-پانزدهم-چهلم-فاتحه رفتن -برات - عید فطر

2-       دفن میت شامل : الف)طرز قبر کندن ب) طرز خاکسپاری

3-       نوع قبرستان : الف ) غریبه   ب) آشنا

4-       انواع غذاهای مراسم عزاداری

5-       نوع مراسم با توجه به سن میت

6-       عزاداری با توجه به جنسیت

7-       افرادی که در تدفین شرکت می کنند

8-       غسال

9-       باورهای رایج در مورد تدفین و سوگواری.

ب) بررسی عوامل موثر بر سوگواری و تدفین :

1- ثروتمند یا فقیر بودن (اقتصاد)

2-دارای خانواده بودن یا نبودن

3- عوامل طبیعی و جغرافیایی

 

پيشينه    

خانم مهری مؤید محسنی (1381) روی موضوعی تحت عنوان «مراسم زایمان» در سیرجان کرمان کار کرده است وی در این بررسی به مواردی از قبیل اعتقادات مردم سیرجان در خصوص رفع ناباروری زنان ,سقط جنین, غذاهایی که برای زنان حامله می برند , انواع لباس هایی که برای نوزاد تهیه می کنند , انواع بازیهای بچه ها , اشعاری که در موقعیت های مختلف برای بچه ها می خوانند و .... پرداخته است . وی در بخشهایی از این تحقیق آورده : یکی از اعتقادات مردم سیرجان در هنگام وضع حمل زائو این است که اگر دختری وارد اتاق شود پایین پیراهنش را پاره می کنند به اعتقاد آنها زن حامله به آسانی وضع حمل می کند و دختر هم بعد از ازدواج و بارداری راحت بچه اش را به دنیا می آورد (مؤید محسنی ,130:1381).

 

پیشینه :

آقایان حسن اکبری و دکتر مرتضی حصاری در سال1383 بر روی موضوع «مرگ در بین النهرین باستان بر اساس متون کهن اواخر هزاره ی دوم قبل از میلاد و اوایل هزاره ی اول قبل از میلاد» کار کردند . این تحقیق در مورد مراسم تدفین - تشییع جنازه و آماده سازی گور - مراسم عزاداری - حیات پس از مرگ ... می باشد . همچنین از تحقیق آقای یعقوب محمدی فر عضو هیأت علمی دانشگاه بو علی سینا بر روی موضوع «شیوه های تدفین در دوره ی اشکانی بر اساس یافته های باستان شناسی در همدان » و آقای حیدرضا ضابط بر روی موضوع «نقش ایرانیان در ترویج عزاداری در شبه قاره هندوستان » استفاده شده است .

 

مباني نظري تحقيق

انسان در تاریخ زندگانی اجتماعی اش و از زمانی که آنقدر قدرت اندیشیدن پیدا کرد که توانست به مرگ به مثابه پدیده ای ژرف بیندیشد , به آن معنایی فراتر از پایان ساده ی زندگی بخشید و به دنبال آن آیین ها و مناسک مختلف را با مرگ همراه کرد: مثل مراحل مختلف آماده سازی بدن متوفی برای خاکسپاری -سوگواری و غیره . (رابین,220:1383) .

قرآن کریم آخرین لحظات زندگی انسان را زمانی می داند که جان او به حنجره و حلقوم برسد . ابتدای جدائی از بدن نیز از طرف پاهاست و تجربه نیز همین را نشان می دهد .(رکنی,34:1386).

مرگ و مردن صرفاً یک پدیده ی زیستی و بیولوژیک و تنها مورد بحث زیست شناسان و پزشکان نیست بلکه به همان نسبت موضوعی اجتماعی , روانشناختی و فرهنگی است . چراکه همواره با خود اندوه و سوگ و فقدان اجتماعی را برای مجموعه ای از انسان ها به همراه می آورد و جوامع و فرهنگهای گوناگون در واکنش به آن پاسخ ها ی مختلفی را به شکل داده اند (رابین , 219:1383).

مردگان از هدایای داخل قبر که توسط خویشان نهاده شده , در حیات پس از مرگ استفاده می نمایند . و در میان یک مجموعۀ اجدادی و خویشاوندی در جهان زیرین قرار می گیرند . بین النهرینی های باستان نسبت به مرگ واقع گرا بودند وآن را تقدیر اجتناب ناپذیری می دانستند که حتی قهرمانان نیز نمی توانند از آن گریزی داشته باشند (اکبری و حصاری, 91:1383).

اعتقاد به تناسخ در نزد هندوان وجود دارد وآن را سمساره (samsara) می نامند . بر اساس این دیدگاه انسان پس از مرگ دوباره در جایی متولد می شود . وی در این زندگی تازه نتیجه ی اعمال پیشین خود را می بیند و تفاوت های مردم جهان در خوشبختی و بدبختی به همین علت است . اعمال کنونی وی نیز آینده ی او را می سازند تا باز هم پس از مرگ , نتیجه ی آن هاراببیند . شرور طبیعی و اخلاقی نیز با این بیان به طور ضمنی توجیه می شوند (توفیقی ,276:1385) .

مصریان به زندگی پس از مرگ بدگمان نبوده اند و دلایلی در دست است که نشان می دهد آنها به حیات بعد از ممات ایمان داشته اند.

در زمان بسیاری قدیم به موجودی روحانی به نام (بع) (ba) ایمان داشتند . در دم واپسین بر فراز جسد میت پرواز می کند . روح انسان راحت و آرامش نخواهد داشت مگر آنکه بدن بی عیب و محفوظ مانده باشد و غذا و آب در دسترس او موجود و راه آمد و شد آن روح به درون قبر آسان باشد .(ناس,1373: 57و58) .

در قبایل اوران و موندا بعد از کفن کردن جسد مرده, گروهی از مردان قبیله به کوههای اطراف می روند و سنگی صاف و بزرگ را به طول یک مترو نیم با خود به روستا می آورند تا قبری را در گورستان بی مرده ی روستا بکنند و آن سنگ را بر روی قبر بگذارند . گذاشتن سنگ بزرگ بر روی گور کنده شده پس از سوزاندن جسد برای متوفی تنها جنبه یادبود دارد . پس از این مراسم پسر ارشد متوفی از تمام افراد روستا پذیرایی می کند . کندن چنین گوری فقط به رسم یادگار از خاطرات گذشته فرد است و جایگاهی  است برای هدایا, مراسم احترام, رازو نیاز کردن با روح متوفی . تمام این مراسم ها روی آن سنگ قبر انجام می شود ( سعیدی مدنی,1382:98و97) .

هندوان جسد مردگان خود را با مراسمی دینی می سوزاندند و خاکستر آن را بر رود گنگ بر باد می دهند . قبلاً سنت مذهبی این بود که هنگام سوزاندن جسد مرد متوفی , همسر وی نیز به نشانه ی وفا داری میان توده های هیزم می خوابید و همراه شوهر می سوخت و برای تشویق زنان به این امر به وی لقب سنتی (santi) به معنای بانوی وفادار با فضیلت عطا می شد . اگر احیاناًزنی تاب و تحمل این فداکاری را در خود نمی یافت در عزای شوهر موی سر خود را می تراشید وجلای وطن می کرد یا اینکه پس از تراشیدن سر به کارهای خیر مشغول می شد .(توفیقی,28:1385) .

یکی از معروف ترین جشنهای هندوها معروف به کاناگات است . در این مراسم هندوها نوعی نان و شیرینی می پزند و به مردگان خود هدیه می دهند تا ارواح آنها مزاحمتی برای خانواده شان فراهم نیاورند .بطور کلی آیین هندوها بر اصل ازلی و ابدی بودن جهان قرار دارد. یعنی این عالم بوده و خواهد بود و ارواح موجودات پس از مرگ از بین نمی روند بلکه در پیکرهای گوناگون حلول می کنند و هر فردی به نسبت اعمال نیک و یا بدی که در زندگی انجام داده , روحش در قالبها و صورت های بهتر یا بدتر حلول می کند .(سعیدی مدنی , 99:1382).

مرده به غسال خانه می برند در آنجا عده ای مرده شور مرد برای تطهیر کردن مردان و جمعی از مرده شور زن برای شستن زنها آماده ی کار بودند . جنازه را بی درنگ بر روی نیمکت یا سنگ مرده شور خانه می گذاشتند و با دقت به تطهیر و شستشوی می پرداختند . بدن متوفی را با آب و برگ عناب خشک سه بار مالش و شستشوی می دادند سپس روی بدن مرده کافور می پاشیدند . ناخن هایش را می گرفتند . زیادی سبیلش را قیچی می کردند .موهای زیر بغلش را می تراشیدند سپس او را در پارچه ی پنبه ای می پوشانیدند و دو فوطه کرباس روی او می افکندند . هیچ کس حق نداشت مرده را در کفن ابریشمین بگذارد . مراسم غسل و تدفین زنان با مردان اختلاف چندانی نداشت .زنان را از مردان بیشتر می پوشاندند(مظاهری ,1378:78و77).

قبر را به اندازۀ قامت انسان متوسط گود کنند . میت را در نزدیکترین قبرستان دفن کنند . میت مرد را از سر و زن را از طرف عرض بدن وارد قبر کنند . قبرلحد داشته باشد . بعد از گذاشتن در قبر گره کفن را باز کنند و صورت را روی خاک بگذارند . قبر را به صورت مربع مستطیل بسازند و به اندازه ی چهار انگشت از زمین بلند کنند و نشانه ای روی آن بگذارند تا شناخته شود . صاحب عزا را تسلیت گویند . در گریه بر میت صدا را خیلی بلند نکنند (مکارم شیرازی ,1382:125-122).

بعد از مرگ مستحب است دهان میت را هم بگذارند که باز نماند و چشم ها و چانه ی میت را ببندند و دست و پاهای او را دراز کنند و پارچه ای روی او بیندازند و اگر شب مرده است در جائی که مرده , چراغ روشن کنند و برای تشییع او مومنین را خبر کنند و در دفن عجله کنند . اگر یقین به مردن او ندارند باید صبر کنند تا معلوم شود و اگر میت حامله باشد و بچه در شکم او زنده است باید بقدری دفن را عقب بیندازند که پهلوی چپ او را بشکافند و طفل را بیرون آورند و پهلو را بدوزند (امام خمینی , 1372:110و109) .

در هر خانه و خاندان چینی ضریحی به یادگار نیاکان و رفتگان قائم می سازند و بر فراز آن صفایح چوبی با نقش و نگارها می نگارند و نام گذشتگان را بر آن می نویسند . در قبایل و عشایر نیز محراب و ضریحی بزرگتر , خاص اموات و اجداد هر قبیله موجود است که از زیورها و زینت ها آراسته است . در پیشگاه آنها اغذیه ی لذیذ و مشروبات گوارا هدیه می کنند .ملجأو مأوای ایشان در امور روحانی و اجتماعی و دنیوی ممات محراب اجداد گذشته است .(ناس,1373:336و335) .

 فمنیستها نه تنها معتقدند که زنان اختیار آبستنی و زایمان خود را ندارند , بلکه می گویند شواهد چندانی مبنی بر این که دخالت فن آوری در جریان زایمان به حال مادر یا کودک یا هردومفید است وجود ندارد .اکلی گزارش تحقیقاتی که در ویلر انجام شده نتیجه می گیرد که استفادۀ روز افزون از آمپول فشار میزان مرگ و میر بیش رس را کاهش نداده و در عوض بر تعداد نوزادان بسیار کم وزن افزوده است (پاملا,1991:156) .

آنها چون مادر شدن را نقشی طبیعی ومطلوب برای زنان جلوه می دهند سقط جنین به هنگام بارداریهای نا خواسته اغلب غیر طبیعی و حتی وحشتناک پنداشته می شود . سالهاست که فمنیستها به دفاع از حق سقط جنین بر خاسته اند اما هنوز اقدام به سقط جنین برای زنان متاهل دشوار است . زیرا تصور می شود که ایشان باید بچه را بخواهند .پزشکان بر فن آوریهای تازۀ باروری نیز که به منظور کمک به بچه دار شدن زنان نازا پدید آمده نظارت دارند . آنان غالباً از سقط جنین یا عقیم کردن زنان جوان متاهل خودداری می کنند , درحالی که زنان مجرد و زنان متعلق به اقلیت های قومی آشکارا به سقط کردن جنین خود ترغیب می شوند (همان:157)

 

مراسم قبل از زایمان

به محض اینکه پدر و مادر زن حامله از باردار بودن دخترشان مطلع می شوند اقدامات لازم را برای وضع حمل و تولد نوزاد انجام می دهند . این اقدامات عبارت اند از :

1- تهیه وسایل و مواد مورد نیاز:

الف: داروهای گیاهی :

نخستین وسیله و یا موادی که مادر دختر شروع به تهیه آن می کند . داروهای گیاهی است .چرا که تهیه گیاهان و ساختن داروها زمانبر می باشد . این داروها عبارت اند از :

-       دوای گًَلِ یَکی: این دوا شامل مخلوطی از پودر های گیاهانی چون : مروتلخ ,کریشک, سربرزه , مروخش, زینوم, لفاتربک , سمبّا , آویشن, دَرِ شیرین و ... می باشد . بر خی از این گیاهان را از کوهستان و بقیه را از عطاریها تهیه می شود.

-          گرمی : برای درست کردن این دارو پودر گیاهان زیر را با هم مخلوط می کنند .] زنجبیل,زیره سبز و سیاه , مک, فلفل سیاه[

-          کُنار عنّاب و سپسّو: از این دارو برای رفع زردیون نوزاد استفاده می کنند .

-          الیله زرد: پودر شده ی آن برای بهبود دهان درد نوزاد استفاده می شود .

-          توتیا: رفع غبرو غبار از صورت نوزاد.

-          نبات, گازیرونگیونمک: از این وسایل برای استعمال داخلی زائو استفاده می شود .

-          خطاط: به عنوان مسکن , دردهای ناشی از زایمان را در زائو تسکین می دهد .

-          چهار تخمه: برای رفع سرماخوردگی و تهیه ی داروی جلاب از آن استفاده می کنند .

-          مُورد: از پودر ان برای گذاشتن روی سر نوزاد جهت قوت بخشیدن به آن مصرف می شود.

-          شربتی:

-          گِل سرشو: برای رفع کرمزک در نوزاد استفاده می شود .

-          شیر خشت : به عنوان داروی خواب آور در نوزادان مصرف می شود .

-          دوای دهان درد (دوای کَپُو): این دوا شامل مخلوطی از پودر گیاهانی چون:شیر خشت , خنک چکیده , تباشیر ,گل انارمقداری زاغ و گل ارمنی می باشد.

ب) تهیه وسایل وضع حمل

از آنجایی که در گذشته زایمان ها در منزل صورت می گرفت , یک سری وسایل مورد نیاز بوده که می بایست از قبل تهیه و آماده می شده است . برخی از این وسایل امروز کاربردی ندارد چرا که زایمان ها در بیمارستان صورت می گیرد . به هر حال این وسایل عبارتند از :

1-     خاک : یکی دو ماه مانده به زایمان مادر دختر می بایست مقداری خاک نرم و الک شده را در داخل بیت های 5 منی ریخته و همراه سیسمونی نوزاد به خانه ی دخترش ببرد . از این خاک برای ریختن به کف اتاق زایمان و همچنین به عنوان کهنه نوزاد در فصل زمستان و به عنوان دارویی برای رفع کرمک نوزادان استفاده می شود.

2-       خشت : خشت گلی را برای نهادن زیر پای زائو در هنگام زایمان تهیه می شود .

3-       لنگ: پارچه ای از جنس شیله بوده , از آن برای گرفتن نوزاد و پاک کردنش استفاده می شود .

4-       کهنه:از آن برای انداختن روی خاک پهن شده استفاده می شود تا در صورت افتادن نوزاد بر زمین خاکی نگردد.

5-       قیچی: قیچی خیاطی را برای بریدن بند ناف نوزاد مصرف می کردند .

6-       نخ سیاه و سفید : از این نخ ها در بریدن بند ناف نوزاد و همچنین برای بستن بند چله به دست و پای نوزاد ومادر استفاده می شود .

7-       داس: برای کشیدن خیچ(خط) به دور زائو و نوزاد به کار می رود .

8-       نیل: وسیله ای آبی رنگ , از آن برای مهر کردن دست و پای زائو و نوزاد استفاده می کنند.

9-       نعل: وسیله ای است که برای نیل کردن استفاده می شود .

10-    پنبه:برای گذاشتن روی سر نوزاد و پاک کردن عرق زائو در هنگام زایمان استفاده می شود.

11-    داروهای گیاهی: پیش این به آنها اشاره شده است .

ج: تهیه لباس

یکی دیگر از اقداماتی که قبل از زایمان وتولد نوزاد انجام می شود تهیۀ لباس برای نوزاد و مادر است .

الف: لباس نوزاد :

سیسمونی که در قدیم آماده می شد کمی متفاوت از زمان حاضر است . شاید یکی از دلایل آن زندگی سخت و مشقت آوری بود که اهالی روستا به خصوص زنان داشتند . به هر حال سیسمونی نوزاد شامل موارد زیر می باشد :

1-       انواع کایه:

- کایه چله , کایۀ ساده از جنس پارچه مل مل می باشد .

-کایه یکسالگی , کایه ایی که دور آن را حاشیه نشانده و با نخ سیاه و سفید دوخت تزیئنی می زنند.

-کُلُوتَه : شکل ظاهری آن مثل شنل عروسهای امروزی است . این کایه مخصوص فصل تابستان می باشد .

2-       کچاچه: دستمالی سه گوش از جنس پارچۀ مل مل است .

3-     پیشانی بند : در گذشته برای تزئین آن وسطش را با پارچه تکه دوزی می کردند و امروز نیز با نخ های سیاه یا سفید بر روی آن دوخت های تزئینی ایجاد می کنند .

4-       سِه دَیری (جلیسقه): لباس های بدون آستین و جلو باز است.

5-       قبا : لباسی شبیه سه دیری ولی همراه با آستین . این لباس را بر روی لباسهای دیگر می پوشانند.

6-       ناف بند: از این وسیله برای بستن ناف نوزاد استفاده می کنند .

7-       لباس چله: لباس های ساده و کوچک که از پارچه های مل مل درست می شود . امروزه این لباس ها را با تکه دوزی و خوص دوزی تزئین می کنند .

8-       بنک و بند بنک : وسیله ای که قبل از قنداق کردن نوزاد با آن دست و پای نوزاد را می بندند .

9-       قنداق: پارچه ای مربع ای شکل که هنگام استفاده آنرا به شکل مثلث (سه گوش) در می آورند .

10-   نَت : نوعی کهنه است که در دوخت آن از نایلون نیز استفاده شده است . انداختن آن بر زیر پای نوزاد مانع از سرایت ادرار و مدفوع وی به چیز دیگر (مثل فرش و...) می شود .

11-    کهنه: در گذشته به جای کهنه از خاک برای بستن (پمپرس) نوزاد استفاده می شده است .

12-   دو چشی: پارچه ای سه گوش که با چَش تِرَکُو و قطعه ای طلا تزئین می شود . در ضمن چش ترکو برای جلوگیری از چشم زخم استفاده می شود . از این وسیله برای انداختن روی چشمهای نوزاد استفاده می شود .

13-    دستبند مشکی: برای تزئین این وسیله از چش ترکو , طلا , صدف و مورگ استفاده می شود .

14-    گهواره با وسایل داخل آن اعم از:

-     جُلُو: رختخواب کوچک که داخل گهواره می گذارند .

-     تَی پای: در واقع همان پتوی نوزاد است .

-     مُتکا: بالشی که جنس پارچۀ آن اطلس سبز می باشد .

-     لُودَدَ: پارچه نازکی که معمولاً سبز رنگ بوده و با حاشیه های رنگین دورووسط آنرا تزیین می کنند . از این وسیله برای انداختن روی گهواره استفاده می شود.

-     اَرّه و نعل: این دو وسیله را برای دوری جنها از نوزاد در داخل گهواره می گذارند.

-     دعای بالای بِنَه(گهواره): کیسه سه گوش کوچکی که داخل آن را با گیاه آویشن پرکرده بالای گهواره نوزاد آویزان می کنند. 

15-    اسباب بازی: خرید اسباب بازی برای نوزاد از جمله رسومی است که به تازگی در روستا مرسوم شده است .اسباب بازی بچه ها در گذشته وسایلی از جنس گِل بوده که خود آنها می شاختند .

16-    وسایل مدرسه: این وسایل شامل کیف, دفتر ,قلم, دفتر خاطرات و  ...... می باشد .

17-    ظرف و ظروف و وسایل منزل: در گذشته تعداد این وسایل بسیار کم بود ولی امروز تحت تاثیر چشم وهم چشمی حجمشان بسیار زیاد شده است .

ب:لباس مادر

لباسی که برای زن حامله تهیه می شود دوباره به خانه وی می برند . بار اول در ماه پنجم حاملگی (شامل دو دست کامل لباس حاملگی می باشد), بار دوم هم در ماه نهم قبل از زایمان , لباسهای که این بار برای زن حامله برده می شود معمولاً به رنگ سبز می باشد.

 ه. آویختن قرآن (مورگ) به گردن زن حامله

در گذشته زنانی که ویار(تهوع)زیاد انها را اذیت می کرد در ماه پنجم حاملگی وسیله ای بنام مورگ را به گردنش می آویختند . این کار را فقط برای همین زنان انجام می دادند امروزه این رسم هنوز در روستا انجام می شود اما در چند مورد تفاوت دارد . این تفاوت ها عبارتند از:

-     به جای مورگ قرآن به گردن زن حامله می آویزند.

-    همراه با تشریفات خاصی انجام می شود (دعوت از اقوام, رفتن به مکان های مقدس اطراف محل زندگی , برنشک بر زن حامله و پخش شیرینی بین مردم)

-     انجام این کار برای تمام زنان حامله صورت می گیرد .

د. تشخیص جنسیت نوزاد:

در گذشته راههای تشخیص جنسیت قبل از تولد عبارت بودند از:

-        ریختن نمک بر روی سر زن حامله : این کار بدون اطلاع وی صورت می گرفت بعد از انجام این عمل چنانچه زن حامله دست خود را روی گونه اش کشید نوزاد پسر است اگر دست خود را روی سرش کشید نوزاد دختر است .

-               شکافتن سربز:سر بز را به نیت زن حامله شکافته , اگر در قسمت استخوان گونه اش تکه گوشت کوچکی آویزان باشد . نوزاد دختر در غیر این صورت پسر خواهد بود .

-               انداختن سوزن نخ بر روی دست زن حامله:  سوزن نخ بر کف دست زن حامله درست در بالای قسمت نبض نگه داشته , چنانچه حرکت سوزن عمودی باشد نوزاد پسر و اگر حرکت دایره ای شکل باشد نوزاد دختر خواهد بود .

-                       شکل ظاهری زن حامله : اگر زن حامله در دوران حاملگی زیبا شود نوزاد پسر خواهد بود و اگر زیبایی گذشتۀ خود را از دست دهد نوزاد دختر می باشد

-     اگر درد زایمان یک دفعه و شدید باشد نوزاد پسر است و در غیر این صورت نوزاد در راه دختر خواهد بود .

امروزه استفاده از برخی از این روشها هنوز در برخی خانواده ها مرسوم است ولی در کل چنانچه بخواهند جنسیت نوزاد را پیش از تولد بدانند به مراکز سونوگرافی رفته و با استفاده از دستگاههای مخصوص این کار را انجام می دهند .

 

مراسم حین زایمان :

دادن غذاهای برای اینکه زایمان سریعتر انجام شود .انواع غذا «چون تخم مرغ و شیوید , جوشانده سر بادمجان»

وقتی که درد زایمان به شدت خود رسید شوهر زائو به دنبال قابله یا لالای محلی رفته و او را به خانه می آورد , هر دو مادر(مادرزن و مادرشوهر) نیز اقوام را از زایمان زائو با خبر کرده آنها را به خانه دعوت می کنند .

قابله برای انجام کار خود در روستا می بایست قرار دادی را در خانه کدخدا امضا کرد. در واقع با انجام این عمل وی(قابله) مسئولیت زایمانها را به عهده می گرفت . در ضمن دستمزد قابله عبارت بود از : چایی, سر قند , پارچه , یک دست گوشت و برنج(یک دست مساوی با سه من می باشد ). خانواده هایی که وضعیت مالی بهتری داشتند , یا نان آور ان به خارج سفر می کرد به غیر از این اجناس 5 تومان نیز به قابله پول می داد.

اقدامات لازم برای زایمان :

گوشه ای از فرش اتاق را بالا زده , مقداری خاک ( که از قبل تهیه شده بود ) را در آنجا می ریزند بعد یک میخ در محلی که خشتها را می گذارند .در زمین فرو می کنند , خشتها را برروی آن می گذارند . بعد از نشاندن زائو بر روی خشت ها قابله در حالی که لنگی بر روی پایش انداخته در مقابل وی می نشیند . فردی دیگر در حالی که تکه پنبه ای را در دست دارد بالای سر زائو ایستاده و با آن عرق او را پاک می کند . این عمل باعث می شود که لکهایی که بر روی صورت زائو است پاک شود .

زمانی که زایمان سخت و طولانی می شد رسمهای خاصی را به اجرا در می آوردند :

1-     هر زنی که وارد اتاق می شد از هنگام ورود کفشها را از پا در آورده بالای سر زائو رفته آنها را به هم می زد و می خواند «مَ اُندِم تُو هم بِدا» بعد از چند بار گفتن در کنار بقیه می نشست

2-       عده ای از افراد به پشت بام رفته و پاهای خود را بر پشت بام می کوبند تا زایمان سریعتر انجام گیرد.

3-       اذان بی موقع می گفتند تا مردم برای زایمان سریعتر زائو دعا کنند .

بعد از تولد نوزاد وجدا شدن جفت از رحم مادر قابله شروع به بریدن ناف می کند . ابتدا بند ناف را بین انگشتان گرفته و در حالی که بند ناف را می فشارد انگشتان را در جهت ناف حرکت داده و می کشد تا خون از داخل جفت به ناف نوزاد منتقل شود . بعد از چند بار انجام این عمل نخ سیاه وسفیدی را در دو تا سه قسمت بین ناف و جفت ,جفت بسته و ناف نوزاد را با قیچی خیاطی می برد . سپس مقدار مخلوط روغن و گاریرونگی را روی قطعه ای از پنبه ریخته بر روی ناف گذاشته با ناف بند می بندد . این عمل را تازمانی که ناف بیفتد ادامه می دهند . برای ضد عفونی ناف نیز از دود مروتلخ , کریشک و اسپند استفاده می کنند .

قسمت روی سر نوزاد را «جُودَنَه» می گویند قابله بعد از بستن ناف نوزاد چهار طرف سر او را می مکد (جودنه , پشت سر , و دو طرف نبض شقیقه (پی کُش) ) بعد مقداری روغن حیوانی به جودنه نوزاد کشیده مقداری مُورد روی آن ریخته (چون معتقدند مُورد باعث قوت سر می شود ) بعد از گذاشتن پنبه بر روی آن , سرش را با کایه می پوشاند.

بعد از پوشاندن لباس بر نوزاد , قابله با دستمال کوچک مل مل صورت نوزاد را که چند دقیقه قبل از روغن زده پاک می کند . سپس با قطعه پنبه ای پودر توتیا را به صورتش می زند تا غبر و غبار را از چهره او خارج شود سپس چشمانش را سورمه کشیده او را نیل می کند (قسمتهایی که نیل کشیده می شود : وسط دو ابرو , روی نوک بینی , روی دو گونه, دور دست راست وپای چپ , و روی شکم ) این کار را تا زمانی که بند ناف بیفتد ادامه می دهند .

بعد از اتمام کارهای مربوط به نوزاد , او را به دست پدر و یا پدر بزرگش داده اونیز در گوش راستش اذان و در گوش چپ اقامه می گوید .

با انتقال زائو به رخت خواب , قابله داخل ابروهای وی خطاط کشیده , همچون نوزادش وی را نیل می کند . با نیل بالا سر زائو علامتی نیز به شکل به علاوه رسم می کند . برای اینکه اجنه به او و فرزندش نزدیک نشود . بعد نخ سیاه و سفیدی که در هم تنیده شده (نخ چله) به دور دست و پای نیل شده زائو و نوزادش می آورد.

قابله زائو و نوزاد را در کنار هم خوابانده , با یک داس دور آن دو را خط کشیده و هم زمان می گوید«خیچ می کشم , خیچ »افراد حاضر جواب می دهند: «بَرِه کِه » ( برای چه کسی ؟) قابله می گوید : «اَدَورِ بِچِ بِنَهِ» و بار افراد جواب می دهند :«بِکَش کِه مبارَک» قابله برای بار دوم نیز این کار را انجام می دهد منتها وی در جواب حضار می گوید :«وَسِه زِنِ زادمو» . افراد نیز باز در جوابش می گویند « بِکَش کِه مبارَک » . مردم این کار را برای دور کردن جن از اطراف زائو و نوزادش انجام می دهند .

زایشهای امروزدر زایشگاه انجام می شود از جمله : روسومی که امروز وجود دارد بردن چشم روشنی برای زائوو نوزاد از طرف پدرنوزاد و اقوام نزدیک آنها در اولین ملاقات است در ضمن هنگام مرخصی از بیمارستان و ورود به منزل گوسفندی را ذبح می کنند .

غذا ها و خوراکی ها:

از همان روز اول که مادر نوزاد جوشانده دوای گل یکی می دهند . (معتقدند در مصرف این دارو در زائو باعث تمیزی شکم و رحم شده تمام کثافات مانده در رحم را به طرف خارج حرکت می دهد.) این دارو را 3 یا 4 روز به وی می خورانند .

در روز سوم مقداری چهار تخمه را در روغن بو داده , شیره نبات را به آن اضافه کرده , بعد از غلیظ شدن مقداری پودر گرمی به آن اضافه کرده , از روی حرارت بر می دارند . این مخلوط را بعد از سرد شدن به زائو می دهند . در این روز جلاب آویشن نیز درست کرده به زائو می دهند .

گرمی نیزاز غذا هایی است که در یکی از روزهای نخست زایمان به زائو می دهند .

زائو در مدت 7 یا 10 روز اول زایمان می بایست در خوردنی های خود پرهیز بنماید چرا که اگر وی مریض شود نوزادش نیز مریض خواهد شد . به همین خاطر طی این مدت بیشترین نوع غذایی که مصرف می کند تخم مرغ آپ پز می باشد.

حلوای آرد و روغن و حریره مغز بادام از دیگر چیزهایی است که به زائو داده می شود . تا قبل از سه اذان به نوزاد شیر نمی دهند در این مدت بجای شیر مادر شکر داغ (نانای بچیا ) و آب قند می دهند .

مادر در اولین باری که به نوزاد می خواهد شیر بدهد (آغوز یا زک) را روی خاکستر دوشیده و بعد که شیر سفید رنگ شد آن را به نوزاد می دهد.

برای رفع زردیون نوزاد به او جوشانده ی کنار عناب و سَپِسُومی دهند . چراکه این گیاه خنک بوده برای رفع زردیون مناسب است .

برای درمان دهان درد نوزاد نیز داروهای مختلف استفاده می کنند .

1-       مقداری الیله ی زرد را روی کَلِنگِ نَو(جای مَوِیِ استفاده نشده ) می سائیدند . پودر به دست آمده را در دهان نوزاد می کشند.

2-       پودر شیر خشت, خنک چکیده , تبا شیر , مقداری زاغ و گِل ارمنی را با هم مخلوط کرده با انگشت به دهان نوزاد کشیده تا دهانش بهبود یابد .

مراسم بعد از زایمان

مراسمی که بعد از زایمان در روستا برای زائوانجام می دهند همه مربوط به روزی است که زائو را به حمام می برند ( و روزهای بعد از آن) .این مراسم عبارتند از :

1-       بستن کمر زائو با گچ:

در روز سر شوئی زائو فردی که در بستن کمر مهارت دارد ( قابله قدیمی) را به منزل دعوت می کنند .وی مقداری گچ را با آب مخلوط می کند در حالی که زائوبه شکم خوابیده قابله مقداری از گچ را بر روی کمر , شانه ها , برروی پاشنه پاها و زیر زانوها می گذارد. بعد از 10-15 دقیقه آنها را بر می دارد.آنها معتقدند با این کار اعضای بدن سر جای خود بر می گردند .

2-       گذاشتن تخم مرغ پخته در دو طرف دهان :

زمانی که زائو در رختخواب خوابیده تخم مرغ آپ پز شده را در دو طرف دهانش گذاشته تا یواش یواش دندان زده و قورت دهد .

3-       مالیدن خنک چکیده به صورت زائو:

بعد از بلند شدن زائو از زیر گچ و قبل از رفتن وی به حمام مقداری خنک چکیده به صورتش می مالند.

4-       حمام بردن زائو:

قابله زائو را به حمام برده تا او را غسل دهد . رسم دیگری که در داخل حمام انجام می گیرد :

پرتاب تخم مرغ زنده به پشت سر :

زائو تخم مرغ زنده ای را که با خود به حمام آورده از جلو به پشت سرش پرتاب می کند . طوری که از بالای سرش بگذرد.

قابله بعد از انجام این کار توسط زائو شروع به شست و شوی زائو می کند (با استفاده از پی حیوانی , سفید آب , و کیسه .) بعد از اتمام شستشو انواع غسل ها را از نفاس, استحاضه و.... به او داده وی را طاهر می کند و خودش از حمام بیرون می آید .(در گذشته بسیار دور چون مردم غسل نمی دانستند کاسه ای که معروف به جوم دعا بود را در داخل پیتهای 5 منی پر آب ریخته و آن آب را به عنوان غسل بر روی زائو می ریختند ). زائو بعد از بیرون آمدن از حمام لباس سبزی که مادرش قبل زا زایمان برایش آورده می پوشد .

5-       دادن زیر بنه:

زیر بنه رسمی است که از گذشته به ارث رسیده است . در گذشته زیر بنه شامل : برکُو, اَخُور,تخمه بوده وامروز صمغ(مخلوط پودر صمغ و مغز بادام) تخمه , شکلات , آدامس , پفک هست.

در گذشته زیر بنه را به کودکان وقتی که به خانه زائومی رفتند می دادند , بچه ها به مادر نوزاد می گفتند:( زیربِنِه مادِه , مُنِ بچِ بَنِه مادِه ) مادر نیز به هر یک از آنها یک مشت می داد .ولی امروز زیر بنه را بین اقوام پخش می کنند .(وجه تسمیه: چون مواد زیر بنه را زیر بنه (گهواره) نوزاد می گذاشتند به این نام معروف شده است).

6-       ولیمه دادن:

در گذشته در این روز گوسفندی را برای نوزاد عقیقه می کردند ( ذبح گوسفند) و با گوشت آن غذای پخته به اقوام می دادند .امروز نیز همین کار را انجام می دهند منتها گوسفند را روزی که زائورا از بیمارستان به منزلش می آورند ذبح می کنند . گوشت آن را یا بین اقوام پخش می کنند و یا در روز سر شویی زائو با آن غذا پخته به اقوام ولیمه می دهند.

7-       انداختن میل به پای مادر نوزاد :

بعد از بیرون آمدن زائو از حمام ریختن برنشک بر سر او , به پایش میل می اندازند تا اینکه از اذیت جن ها در امان باشد . میل پای نوزاد را هم برای جلوگیری از زخم شدن پاهایش بعد40 روز در پایش می انداختند.

8-       اسم گذاری:

اسم نوزاد توسط خود پدر و مادر تعیین می شود . در گذشته معمولاً اسم اجداد و بزرگان فامیل را بر نوزاد می گذاشتند ولی امروز نامهای انتخابی اغلب نام ائمه می باشد .

9-       ختنه کردن :

در گذشته ختنه کردن نوزادان پسر در سنین 10تا 12 ساله صورت می گرفت .برای اینکار پدر پسر قبلاً از ختنه گر در شهر لار وقت می گرفت . گروه نوازندگان (سازو نغاره) نیز دعوت می کرد تا در روز تعیین شده به منزلش بروند . اقوام و خویشان را برای آن روز به خانه دعوت می کرد .

در آن روز معین شده همزمان با ختنه ی پسر نوازندگان نیز کار خود را شروع می کنند . زدن سازو نغاره دو مزیت داشت :1- با شنیدن صدای آن کودک به وجد آمده اندکی از هول وهراس وی می ریخت.2- به خاطر بلند بودن صدای آن , ناله کودک به گوش حضار در خانه نمی رسید .بعد ازانجام ختنه به کودک لباس بلند عربی پوشانده , برای ضد عفونی ناحیه ختنه شده دود مروتلخ ,کریشک و اسپند می دادند .

امروز پدر و مادر نوزاد کار ختنه را به پزشک واگذار می کنند . در ضمن ختنه ی نوزاد بعد ازروز 7  تولد و یا بعد از سر شستن مادر انجام می شود .  

10-    سوراخ کردن گوش:

برای سوراخ کردن گوش از افراد محلی که در این کار مهارت دارند استفاده می کنند در ضمن با سوزن نخهای خیاطی این کار انجام می شود . عده ای نیز برای انجام این کار به پزشک اطفال مراجعه می کنند .

11-    بیرون آوردن دندان :

بعد از بیرون آمدن نخستین دندان نوزاد , پدر و مادرش برا او برنشک ریخته بین اقوام شیرینی پخش می کنند .

برخی اعتقادات در این زمینه :

1-       اگر اولین دندان از فک بالا باشد , بدشگون بوده, برای رفع آن نوزاد را از بلندی به پایین پرت می کنند .

2-       اگر نوزاد در موقع تولد دارای دندان باشد بدشگون است . باید دندان را کنده برای رفع بلا نیز باید گوسفندی را قربانی کرد .

12-    از شیر گرفتن نوزاد:

1-     به نوک پستان مادر انواع داروهای تلخ( داروهای گیاهی) و یا رنگهای مختلف می مالند تا کودک پس از چشیدن مزه آن و یا دیدن رنگ ها از خوردن شیر دست بردارد.

2-     بعد از اولین باری که کودک شیر مادر را نخورد , مادر برای تشویق کودک با این کار تعداد تخم مرغ آپ پز شده رنگی را بدون اینکه کودک متوجه شود به یکی از اماکن مقدس می برد. بعد از چند ساعت کودک را با خود به آنجا برده و بعد تخم مرغ ها را به او داده و می گوید : چون شیر نخوردی «گَلا» به تو جایزه داده است .

 

نازایی

در گذشته به اعتقاد مردم نازایی وعدم بارداری زنان به دو دلیل اتفاق می افتاد :

1-       افتادن چله:

در واقع وقتی یک زن ازدواج می کند چنانچه درست همزمان با او زن دیگر نوزادی به دنیا بیاورد . اگر آن زن تازه ازدواج کرده تا چندین سال باردار نشود می گویند چله اش به فلان کس افتاده است .

برای بر طرف کردن این نقص یکی از راههای زیر را در پیش می گیرند:

-          نشستن زیر چله :

هنگامی که زائو به حمام می رود فرد نازا نیز همراه او به حمام رفته , مقابل زائو نشسته , آب گل آلود به دست آمده از شستن سر زائو را بر سر خود می ریزد .به این عمل اصطلاحاً نشستن زیر چله می گویند .

-     شیر ریختن روی سر :

چنانچه فرد نازا زیر چله ی زائو ننشیند . خود زائو از وی می خواهد تا به منزلش بیاید تا هنگامی که به نوزادش شیر می دهد بر روی سر او نیز مقداری شیر بریزد.

-   خوردن کپ کنده :(باقی مانده غذا): زائو مقداری از باقی مانده  غذای خود را با تکه نان و شیرینی را که گاز زده برای فرد نازا (به علت افتادن چله) می فرستد . تا از آن غذا ها بخورد و بچه دار شود.

چنانچه چله زنی به مرده افتاده باشد نیز باید بدون اینکه کسی فرد نازا را ببیند کنار قبر فرد مورد نظر رفته و از روی قبر او رد شود و طوری که پایش را روی قبر فرد نگذارد.

2-         سحر و جادو :

بنا به اعتقاد برخی از افراد روستا بعضی از زن و شوهر ها از سوی عده ای از دشمنانشان طلسم می شوند تا بچه دار نشوند .راه حل این مشکل نیز عبارت است :

-          طلاق زن و شوهرها و ازدواج مجدد آنها .

-          گرفتن دعا از دعا نویسان

 در گذشته یکی از داروهایی که بزرگتر های روستا به زنان نازا می دادند : شِرَی کَفِ تُوَه می باشد . آنها معتقد بودند که این دارو در رفع نازایی موثر است .

امروز نیز در روستا هستند افرادی که معتقد به مطالب بالا باشند ولی به طور کلی زن و شوهرهایی که از وجود فرزند در کانون خانواده شان محروم اند با مراجعه به مراکز پزشکی و مصرف داروها و آمپول ها در رفع مشکل تلاش می کنند .

 

 

سقط جنین:

سقط جنین از جمله اتفاقاتی است که در گذشته نیز روی می داده استو سابقه ی طولانی دارد . در این روستا سقط جنین به دو علت روی می داده است :

1-       داشتن موی عقربی :

موی عقربی در زنان ممکن است در دو ناحیه زیر گوش وکمر بروید در مردان در قسمت آلت تناسلی رویئده می شود .این مو حتی در فرزندان وجود دارد.  ناحیه رویش این مو در بدن فرزندان قسمت کمر است . (شکل موی عقربی به این صورت است که دایره وار به دور هم پیچیده شده است ).

چنانچه زن یا مردی موی عقربی داشته باشند نمی توانند جنین را به ثمر برسانند و آن را سقط می کنند . برای از بین بردن این مو باید آن را به گونه ای بسوزانند که محل آن زخم عمیقی ایجاد شود .حتی گاهی مواقع عمداً اقداماتی انجام می دهند تا زخم ایجاد شده بدتر و شدیدتر گردد .بعد از آن نیز می گذارند تا خود به خود بهبود یافته و خوب شود با رفع این مو از بدن زن ومرد می توانند به بچه دار شدن خود امیدوار گردند .

وقتی که زن و شوهر بعد از اینکه صاحب یک یا چند فرزند شدند امکان دارد نوزادان دیگر را سقط نمایند .در این هنگام است که می گویند آخرین بچه ای که زنده متولد شده دارای موی عقربی است . از آنجا که سوزاندن موی عقربی درد و زجر زیاد دارد فرزندان را به جای داغ کردن پیش آقای آیت اللهی برده تا به کمرش مهر بزند .

2-         نداشتن قوت کمر :

از جمله دلایل سقط جنین در روستا نداشتن قوت کمر در زنان است .اقدامات لازم برای رفع این نقیصه شامل موارد زیر می باشد:

-                بستن قفل به کمر زن : قفل را به همراه موی شتر (پشم شتر) به خانه بزرگ شهر لار (آقای آیت اللهی ) برده , زن آقا بعد از خواندن دعایی بر قفل به کمک پشم شتر آن را به کمر زن حامله می زند .

-                        کشیدن قرص کمر به بهبود این امر کمک می کند .

 

باورها و اعتقادات زایش و تدفین :

 در گذشته مردم معتقد بودند اگر زنی تا 18 سال حامله نمی شد , می گفتند : «چله اش به اژدها افتاده »

1-       اگر نوزاد نارس و ناقص به دنیا بیاید می گویند : مُل او را خورده .(مل را جانوری شبیه خروس می دانند)

2-     می گویند شکم زن حامله مثل دریاست که جانوران زیادی (از جمله مل) در ان هست , زن حامله حتماً باید ناشتا شود تا مل شکمش پر باشد و گرنه جنین را می خورد.

3-       معتقدند اگر آب به داخل رحم زن برود به مرور زمان منجر به تشکیل مل می شود .

4-       می گویند مل همراه نوزاد متولد می شود, باید قبل از اینکه اذان بگوید برسرش زد و او را کشت . چنانچه اذان بگوید بچه می میرد.

5-     معتقدند چنانچه زن حامله برگ کنار (درخت صدر) شیخ حسن و امام زاده لار را بخورد شکل ان بر روی قسمتی از بدن نوزاد متولد شده می افتد. اگر برگ جویده شود شکل آن تکه تکه و اگر بصورت کامل خورده شود به شکل یه برگ کامل خواهد بود .

6-     در گذشته وقتی کودک در گهواره را در اتاق تنها می گذاشتند , یک بریغ اب به همراه مقداری نمک و نعل کنار وی می گذاشتند , آنها معتقد بودند که این وسایل مانع از تنها ماندن نوزاد و اذیت و آزار وی توسط جن ها می شود .

7-       بزرگتر ها معتقدند که بار زیاد زن حامله به این علت است که نوزادی که در راه دارد دلش کثیف است .(دِلُش گَنَه اِ).

8-       همه ساله چهارشنبه آخر ماه صفر بچه ها را کُوکُو (نیل ) می کنند .تا پیر زن آنها را با خود نبرد .

9-       وقتی بچه ای مدام در یک محل زمین می خورد . برای اینکه از این که مانع از ادامه این کار شود میخی را در همان محل در زمین فرو می کنند .

10-    معتقدند همراه هر نوزاد انسان یک نوزاد جن نیز متولد شده که هم نام اوست و همه ی مراحل زندگی اش نیز به او شباهت دارد.

11-    اگر زن حامله بالای سر مرده برود , چشمان بچه اش شور می شود بنابراین باید وقتی به دنیا آمد باید به چشم نوزاد نمک بریزند.

12-    اگر زن حامله دلش چیزی بخواهد ونخورد , چشمان نوزادش سبز می شود.

13-    می گویند یک پستان مادر غذا و یکی اب است , نوزاد باید از هر دو پستان شیر بخورد تا رفع گرسنگی و تشنگی شود .

14-    اگر گهواره خالی نوزاد را تکان دهند بچه دل درد می گیرد .

15-    اگر از بالای سر به نوزاد نگاه کنند چشمان بچه کاچ(لوچ) می شود.

16-    زن حامله هنگام زایمان مثل کشتی روی آب است . یا غرق می شود و یا به ساحل می رسد.

17-    اگر نوزاد را قلقلک دهند دل درد می گیرد .

18-   معتقدند زمانی که بچه بدون دلیل زیاد گریه می کند «درد گُشوُ دارد» برای رفع ان , کودک را روی پای خود به یک دست خوابانده , دست های خودرا روی گوش های نوزاد کشیده و می گویند«گُشُوش نِگِرِه بِچمُ, دردِ گُشُوش نِِگِره بچُم»

19-   وقتی نوزادی را برای اولین بار به کسی نشان می دهند برای اینکه نوزاد چشم نخورد فرد باید بعد از گفتن ماشاالله , با انگشت خودمقداری از آب دهانش را به دهان نوزاد بکشد (البته برای جلوگیری از چشم زخم کلمات دیگری چون : نوُم خدا,نوُم رسول بِتِرَکِ چشم حسود, نمک تُوَرزَه , نمک زاغ, اووِ قلیون و...می گویند .) 

 

                     اشعاری که برای بچه ها می خوانند

بچم بچ کلاغه                                      شَ پا میلُ دراغه

بچم بچ اَوَاُردِه                                                                  وَبدبختی مَ اُردِه

بچم بچِ اَبَ سنگِ                                  وَبدبختی مَ کَنگِ

                        **************

دتُم دتِ دتینَه                                     نُرَک شَوِیُ گزینه

                        زنِ پُس شاسکینه

دُتُم گَپِ شُوشوی                                 ماتَکِ تَی لُوشوی

                         یَک نُرَکی پِی شوی

دتُم دتِ نارُنرگسِ                                دت بعد هر گسِ (هرگز)

                         دتِ بعد شُوش پُسه

                       **************

جُت نارُ جُت بِه                                   دُت سَردارِ نِادِه

دُت سنگ اَبوُپَلَن                                 پُسِ مردم مَسِرَن

مَ تَگُم اَدَر مَچُ                                    تَیِ گَوُ و خَر مَچُ

گَوُ خَر لَغَت تَزِن                                  لَغَتُش واسی بدا اَپِشِ نَنَت

                      **************

                                  لالایی

لالا لالا گلِ نعنا                                  بابات رفته نَنَت تَنا

لالا لالا گلِ پونه                                 بابات رفته میاد خونَه

لالا لالا بکن که تُولَه اُندِه                         وَکارُبارِخُش مردونَه اُوندِه

لالا لالا بکن تا خوابُت آیَد                        علی شیر خدا فریادُت آیَد

 

توصیف مشاهدات

پای شخص محتضر را به طرف قبله دراز می کنند و می گویند (نَفَسُش شَ وَر کَتِ: نفسش به شماره افتاده است)

هنگامی که شخص پیری خیلی مریض باشد طوری که همه بگویند او می میرد و یکباره حالش خوب شود معتقدند که فردی دیگر که جوان تر از اوست خواهد مرد. وقتی شخص کهنسالی می میرد پیرهای هم سن و سال او می گویند (پایمو سست وا بُدِه).

بالای سر محتضر گریه نمی کنند زیرا معتقدند (جوش وا فِرِشتَ مَلاکَ اَگردِ)جان کندنش طولانی تر می شود .

بعد از اینکه کسی مرد زنها شروع به (وو شیون کردن ) جیغ زن می کنند و بدین وسیله مردم را خبر می کنند . دخترهای جوان ازدواج نکرده یا عقد کرده وو شیون نمی کنند زیرا خجالت می کشند و زشت است .

میت را با همان رختخوابی که رویش دراز کشیده به غسال خانه می برند . فرقی نمی کند چه موقع باشد همان لحظه او را غسل و دفن می کنند . دو سه نفر از خانه میت وسایل مورد نیاز غسل و کفن را که شامل کفن -کیسه حمام - لیف حمام است را در دستمالی به نام سارُخ می پیچند در سینی می گذارند و مقداری نان نازک ( نانی محلی است ) در سینی می گذارند روی سینی را با پارچه سیاه (اگر متوفی پیر است ) می پوشانند و یا با پارچه سبز (اگر متوفی جوان است).سینی را به غسال خانه (خَصال خونه) می برند.

در گذشته که لوله کشی آب نبود از آب, آب انبار برای غسل میت استفاده می شد از این رو مردم تا وقتی مرده را دفن نکرده بودند آب از آب انبار بر نمی داشتند چون می گفتند(اَوِ دُمِ تَن شورِ).

غسل کردن میت : ابتدا بدن میت را کیسه و لیف می کشند تا هر چه مانع اب است پاک شود و بدن را آب می کشند .

اول با آبی که با سدر مخلوط شده (آب و برگ کنار) دوم با آبی که با کافور مخلوط شده سوم با آب خالص میت را غسل می دهند.

در گذشته قبل از غسل زیر ناخن میت را تمیز می کردند امروزه نه . هنگام کفن کردن مقداری تربت کربلا بر روی سینه و پیشانی میت می کشند .

کفن میت : عده ای از کفن متبرک شده ی کربلا استفاده می کنند . کفن باید کاملاً پاک و طاهر باشد و از جنس تترون یا چلوار است . ابتدا مقداری کافور به پیشانی - کف دو دست - سر زانو ها و سر دو انگشت بزرگ پاها می مالند .کفن مردان 7تکه و کفن زنان 9 تکه است . کفن زنان شامل : پاپیچ(تکه پارچه ای که مثل جوراب به دور پا می پیچند ), سینه بند , پیشانی بند , روسری , سلوم(شکل لباس  بدون آستین است که به گردن میت می اندازند ), چادر , رو بند , شورت و لنگ . کفن مردان مثل کفن زنان است اما سینه بند و رو بند ندارند .

انگشتری از خاک کربلا به انگشت میت می کنند و معتقدند به بزرگی امام حسین (ع) و قداست خاک کربلا عذاب قبر کم شده و خدا از گناهان فرد مرده می گذرد . در گذشته دو تکه چوب به اندازه یک وجب از برگ تازه درخت نخل جدا می کردند و در بغل راست و چپ میت می گذاشتند و بعد او را کفن می کردند و معتقد بودند تا وقتی چوبهای ترو تازه است عذاب قبر از میت برداشته می شود . بعد از کفن کردن صورت میت را باز می گذارند تا اقوام و خانواده اش آخرین وداع را با میت بکنند . زن حامله و حائض اجازه دیدن میت را ندارد چون معتقدند بعد از به دنیا آمدن بچه چشمش شور می شود و زن حائض باعث عذاب میت می شود .

جسد را بر روی تختی می گذارند و پارچه ای سیاه یا سبز روی سینی را بر روی جنازه می کشند . در حیاط غسال خانه بر میت نماز می خوانند . زنان و مردان , پیر و جوان در تشیع جنازه شرکت می کنند . در گذشته جوانان به تشییع جنازه نمی رفتند اگر خانمی دوست داشته باشد جنازه را بر دوش می کشد .بر جنازه فرد جوان شباش می ریزند و (کلو لو) می کشند. کسی این شباشا (بَرَنِشَک) را جمع نمی کنند چون معتقدند باعث وارد شدن مصیبتی بر آنها می شود . موقع حمل جنازه یک سینی که حاوی نان نازک و شیرینی برای خیرات است به قبرستان می برند .

به دفن کردن میت می گویند(شَ زِرِ گِل بِکُنِن, شَ خاک بُکُنِن). میت را به پهلوی راست می خوابانند و پشت سر میت خشت می گذارند تا به عقب بر نگردد . گره کفن را باز و صورت میت را بیرون می آورند . زیر سرش یک خشت می گذارند و صورتش را روی خاک می گذارند . فردی که این کارها را انجام می دهد به میت محرم است . فردی که داخل قبر است دست راست خود را به شانه ی راست میت و دست چپ خود را بر شانه ی چپ میت می زند و به این وسیله میت را آگاه می سازد که مرده است .

با آجرهای سیمانی دهانه ی قبر (اَلَد) را می پوشانند و داخل قبر خاک می ریزند. آب روی قبر می ریزند تا خاک ها بچسبد و پارچه ای که روی جسد بود را روی قبر پهن می کنند . تا هنگامی که سنگ قبر برای میت نگذاشته اند پارچه روی قبر پهن است.

نان نازک را به افراد دور قبر می دهند و معتقدند در قبر هر مرده ای سگی بنام هفّسو قرار دارد که قصد حمله به متوفی را دارد هر تکه از نانی که مردم می خورند به دست او می رسد و نان را پیش سگ می اندازد تا سگ به او حمله نکند.

وقتی کسی مرده آشنایان به حمام نمی روند -گِلِ سر شور استفاده نمی کنند - موهای خود را شانه نمی کنند زیرا این کارها شگون ندارد .(نِخَشِ) و انگار آنها نیز مثل مرده غسل می کنند . در کنار قبر مقداری باروت آتش می زنند تا حیوانات وحشی از قبر دور شوند .

مرده از مرگ خود بی خبر است وقتی مردم جسد را دفن کردند می روند مرده بلند می شود که همراه با مردم برود ناگهان سرش به سنگ لحد(اَلَد) می خورد آن وقت با حسرت می گوید ای وای که من مرده ام . هیچ وقت قبری را قبل از فوت کسی حفر نمی کنند زیرا قبر خالی انتظار می کشد که زودتر مرده ای را در بر گیرد و زیاد منتظر نمی ماند و مردم دچار مرگهای ناگهانی می شوند .

اگر باران به داخل قبر بچکد خشکسالی رخ می دهد برای رفع خشک سالی تکه ای از لباس میت را پاره می کنند و آتش می زنند . بچه های زیر شش ساله سنگ قبر ندارند . برای این بچه ها به جای سنگ روی قبر سیمان یا گچ می مالند . لباس های تن میت را طاهر می کنند بعد دور می ریزند .سنگ قبر را تا یک سال قرار نمی دهند (سنگُش نابَین) چون می خواهند اذان خروس را بشنود . اگر کسی خودکشی کند نماز بر جنازه اش نمی خوانند و خیراتش را نمی خورند . مردم در بازگشت از محل دفن تا خانه میت نزدیکان را همراهی می کنند بعد به خانه خود می روند .

تنها فاطمه الزهرا(س) فشار قبر ندارد. وقتی فرد عذاب قبر می شود شیر مادرش از دماغ و ناخن انگشت پایش بیرون می اید .

شیوه ی قبر کندن : در گذشته قبرها مستطیل شکل به عرض یک متر و طول دو متر بود . بعد از حفر از روی زمین و در طول قبر به اندازه ی یک متر حفره ای را ایجاد می کردند .و مرده را در این حفره قرار می دادند و جلویش را با خشت و کاه گل می بستند و داخل قبر خاک می ریختند . امروزه قبر مستطیل شکل به عرض یک متر و طول دو متر , ته قبر جایی که مرده می خوابد تنگتر است و بعد از آن قبر گشاد تر می شود تا دونفر به راحتی بتوانند وارد قبر شوند ومرده را داخل قبر بگذارند و بعد با سنگهای سیمانی لحد را می پوشانند و داخل قبر خاک می ریزند .

در بائن دو قبرستان وجود دارد : یکی قبرستان غریبه ها که مخصوص کسانی است که در بائن متولد نشده اند و اهل آنجا نیستند . دیگری قبرستان آشنایان که مخصوص اهالی است . قبرستان آشنایان تقسیم بندی شده و هر فردی در کنار طایفه خود باید دفن شود نه جای دیگر . این دو قبرستان در کنار زیارت گاه شیخ حسن واقع شده اند. همه ی قبرهای قبرستان رو به قبله هستند . کسی با انگشت به طرف قبرستان یا جنازه اشاره نمی کند و باید فوراً انگشت خود را گاز بگیرند و زیر پاشنه پای خود بگذارند و فشار دهند یا فقط انگشت خود را گاز بگیرند وگرنه مرده آنها را با خود می برد یعنی اشاره کننده می میرد.

 

رسومات:

از ساعتی که مرده را دفن می کنند اولین روزه پرسه حساب می شد . مجلس زنانه در خانه میت و مجلس مردانه در مسجد بر پا می شود . در گذشته می گفتند : اگر فردی قبل از دفن میت در خانه میت بوده بعد از دفنش باید به خانه میت برگردد وگرنه باید تا یازده روز به خانه میت برود تا مصیبتی بر او وارد نشود . تا سه روز بعد از مرگ متوفی افراد خانواده او هر لباسی را که بر تن دارند عوض نمی کنند و بعد از سه روز لباس سیاه بر تن می کنند .

اگر کسی در فاصله ی عصر روز جمعه تا صبح روز شنبه بمیرد او را دفن می کنند و مراسم ختم برایش نمی گیرند . حتی روز سوم- هفتم - چهلم برات نیز در این فاصله برگزار نمی شود زیرا عصر روز جمعه تا صبح روز شنبه را شنبه می شمارند و شنبه اولین روز هفته است هر اتفاقی در این روز بیفتد در تمام طول هفته تکرار می شود . تا یکسال خانواده متوفی لباس سیاه می پوشند - حنا نمی بندند - عروسی نمی روند و نمی گیرند زن متوفی تا یکسال خانه نشین است . زنان تا یکسال اصلاح نمی کنند زیرا همانطور که مو از ریشه کنده می شود غم مرده نیز از بین می رود و ممکن است مصیبتی دیگر بر آنها وارد شود .

روز اول : در خانه ی متوفی حلوای کلیکی درست می کنند . (این حلوا مخلوطی از آرد و روغن است ) . در این روز مردمی که به خانه متوفی می روند به هم دیگر تسلیت نمی گویند .زنان در بازگشت از مجلس پرسه یکی دو برگ سبز از جایی می چینند و با خود به خانه می روند . قبل از وارد شدن به خانه کفش خود را در می آورند و لنگه به لنگه می پوشند .(پای چپ در پای راست و پای راست در پای چپ) به این وسیله می خواهند مصیبت را از خود دور کنند .

روز اول تا هفتم پرسه بر گزار است و بعد روزهای پانزدهم - چهلم -برات - عید فطر مراسم می گیرند . هیچ کس دوست ندارد در مورد مرگ , متوفی , قبرستان حرف بزند چه از خانواده متوفی و چه دیگران زیرا فکر می کنند ممکن است مصیبتی بر آنها وارد شود از این رو ابتدا حرف خود می گویند ( حرفِ خَشی بزَنَم, خواجه ی خضر گذر بُکُن , فلانی خداش بیامرزا, خدا بیامرز, خدا رَمَت اُش بُکُن)

روز سوم : خانواده و آشنایان متوفی لباس سیاه یا تیره بر تن می کنند. لباس های قابل استفاده متوفی را به فقرا می بخشند . به غسال پول و دو دست لباس کامل می دهند . به غسال مرد (یک شلوار و یک تنبان , دو شورت , دو پیراهن , دو جوراب, دو دمپایی یا کفش , دو دستمال مردانه (غَدرَ)) می دهند . اگر غسال زن باشد : 2شلوار یا تنبان ,2پیراهن زنان ,2 جوراب , 2 دمپایی ,2 روسری زنانه و دو چادر می دهند .

در این روز هنگام نهار مقداری پیاز و ترشی می خورند تا مرگ تلخ شود در گذشته پیاز و دل و جگر می خوردند . هر کس در مراسم ختم ( چه روز اول - سوم..... چهلم ) لباسش بسوزد حتی به اندازه یک سوراخ کوچک باید هم وزن لباسش شیرینی یا صدقه بدهد وگرنه مصیبتی بر او وارد می شود .

خیرات فرد وصیت نکرده را نمی خورند حرام است . خیرات فرد شراب خوار را نمی خورند چون نجس است در مراسم ختم به شخصی که از مردم پذیرایی می کند می گویند: ( مَجِمَی خَشی بِگَردَنِش ) یعنی در خوشحالی ها و عروسی از مردم پذیرایی کنی .

سوگواری کردن : در بائن مراسم عزاداری و تدفین برای زن و مرد فرقی نمی کند . وقتی زنی برای تسلیت گفتن به یکی از زنهای خانواده متوفی می رسد دو دست خود را دور سر هم می پیچند و با صدای بلند گریه می کنند . هنگام گریه خاطره ای را که با متوفی داشته اند به صورت گریه بیان می کنند یا این شعر ها را می خوانند:

اَلَرد گُردَیِ سرنگ دوری اَپا بُس        که جو از قالب رودُم جدا بُس       جلودار یا جلوِراتو بگیرم سُراغ رودُم از کِ (از شما) بگیرم.   پسینی اَلوداع اُت کِ وُ چِدِش        دل از مادر جُدا اُت کِ وُ چِدِش   .

نِدارِش توشه ی راه خراسون                       توکل بر خدا اُت کِ وُ چِدِش

سَرِ رام اَدورابو وای بَرَم                             که رود از ما جدا بُو وای بَرمَ

که رود اَزمَ جدا بُس چو اَغربت                   که غربت آشنا بُس وای بَرمَ

به قربونِ قدسروِ بُلندُت                           مَوی که تَل نبو شَمَی تُفَنگُت

اگر بارون هفت روزه بباره                         کنم شال زری دور تفنگت

برای تسلیت گفتن می گویند : ( تسلیت عرض اَکُنِم غم آخِرُت بو, حیات خوت بو, حیات همسرت بو, بِچیات تَ چراغِ دِل بِن, دادو خُنگو اَز پشت هم نچی , حیات برادرت بو) و برای خداحافظی می گویند : (خداحافظ دِگَ بد نبینی , وَ سَلامت پای خَشی واخونَ اُنِسی, خیر و خَشی ببینی, هیچ کِس بد نبینه , اَجای بد نچی, اِستا نچم).

فاتح رفتن: اولین پنجشنبه بعد از مرگ متوفی فقط مردها به فاتحه می روند, پسر بزرگ متوفی جلو مردها راه می رود و شال سیاهی بر گردنش می بندد . سومین پنجشنبه بعد از مرگ متوفی اول زنان به فاتحه می روند و بعد مردها . زنها پارچه ای را بر روی قبر پهن می کنند . زن یا دختر متوفی قبر را در آغوش می گیرد و گریه می کند . یک نفر خوردنی هایی که برای خیرات است را به مردم می دهد . مقداری گل خشک شده که از قبل در آب خیسانده اند بر روی قبر می ریزند . دو شیشه گلاب در دو سر قبر می شکنند و بر روی قبر می ریزند . دو شمع در دو سر قبر روشن می کنند . اسپند دود می کنند و دور قبر می چرخانند . گل و گلاب باعث معطر شدن قبر می شود و شکستن شیشه گلاب باعث آگاهی مرده از آمدن خویشاوندانش می شود . زنها به خانه می روند و مردها برای فاتحه خوانی می آیند . در سر قبر مراسم خاصی برای نوحه خوانی و به گریه انداختن دیگران نداشته و ندارند .

عده ای از زنها برای تصلی دادن به خانواده متوفی از روز اول تا هفتم در خانه او می مانند و به خانه خود نمی روند . برای بچه ها هیچ وقت عزاداری و مراسم ختم نمی گیرند . در گذشته برای ناهار گوشت گوسفند و ماش (ماشک) می پختند و به مردم می دادند .

از روز اول مرگ متوفی تا چهلم و همچنین در ماه محرم مَوِ درست نمی کنند یا ماهی برای درست کردن مَوِ در خمره نمی کنند .

زیرا ماهی (چَشُ کَپ اُشِ) مثل انسان زنده است و شگون ندارد . هر وقت برای خیرات چیزی به خانه متوفی می آورند مثل نان - حلوا - چای و .... باید طاق باشد (یعنی به اعداد 1-3-5و.. ختم شود ). اگر جفت باشد یعنی یکی دیگر هم بمیرد .

رسم است از روز اول تا چهلم هر روز از خانه متوفی غذا برای یک شخص فقیر ببرند . غذایی که برای خیرات متوفی به همسایه ها می دهند همسایه بعد از خالی کردن ظرف آن را نمی شوئد چون معتقدند غم را از انها می شوئد و برای خود به ارمغان می آورد یک روز قبل از ماه محرم لباس سیاه خود را در می آورند و لباس سفید می پوشند چون معتقدند عزاداری برای امام حسین (ع) مقدم تر و واجب تر از عزاداری بر عزیزان خودشان است .

 

برات : روز یازده و دوازده شعبان برات می نامند. یازده مخصوص غریبه ها و دوازده مخصوص آشنایان است . در این روز زنانی که بچه های (تازه به دنیا آورده تا شش ساله ) خود را از دست داده اند برای شادی روح آنها کوزه های کوچکی را پر از شربت می کنند و به بچه های دو تا ده ساله می دهند . می گویند هر سال برات بچه هایشان کنار حوض کوثر با هم بازی می کنند و منتظر اند مادرشان کوزه برایشان بفرستند. کوزه سال گذشته وقتی می شکند که بچه های زنده کوزه خود را بشکنند .

در برات برای زنان ومردان در گذشته نیز خیرات می کنند . خیرات بزرگتر ها نان - شیرینی - کیک - زولبیا و .... است .

روز 12 شعبان برای تازه در گذشته یا متوفی سال گذشته که برایش برات نگرفته اند مراسم ختم می گیرند .

می گویند وقتی بچه ای میمیرد پرنده ای کوچک می شود و برروی درختان بهشتی می نشیند.

عید: روز عید فطر مردم بعد از خواندن نماز عید و افطار کردن به خانه ی تازه در گذشته ها می روند . زنها بعد از سلام و احوال پرسی با خانواده متوفی به جای تبریک گفتن عید به او می گویند : ( عید بر شما نِخَشِ) . همه ی مردم در عید فطر به دیدن اهل قبور می روند بر روی سنگ نوشته ی قبرها یک یا دو سنگ کوچک گذاشته . ابتدا قبر را با آب می شوئند . یک حمد و سه توحید می خوانند و با سنگ چند مرتبه بر قبر می زنند ومرده را آگاه می سازند که به دیدنشان آمده اند . وقتی می خواهند برای کل مردگان فاتحه بخوانند یک حمد و یازده مرتبه توحید می خوانند . بعد از فاتحه خواندن برای میتی که تازه مرده است به فاتحه خوانی دیگر قبور نمی روند چون نِخَشِ.

همه هر پنج شنبه برای اموات خیرات می کنند و می گویند هنگام خیرات کردن بادی از روی مرده عبور می کند که نشان می دهد به یادش هستند . زیاد در قبرستان نمی مانند زیرا اعتقاد دارند مرده ممکن است بخواهد با دیگر مرده ها به جای مقدسی مثل کربلا برود و نشستن یک آشنا در کنار قبر به منزله مهمان برای اوست . نمی تواند مهمانش را تنها بگذارد .

 

مداحان: هیچ وقت رسم نبوده برای کسی مداحی کنند . این بیت که بیان گر همین مفهوم است را می خوانند:«کسی بهر کسی ماتم نگیرد   خودت برخیز و بر خود ماتمی گیر». روز اول پرسه آقا شخص روحانی در مسجد قرآن می خواند و مراسم روضه خوانی بر گزار است. عصر همان روز در خانه متوفی , آقا برای خانم ها روضه امام حسین(ع) می خواند و زنها برای امام حسین (ع) گریه می کنند .

 

اعتقادات: وقتی چیزی خیرات می کنید اول به فرزند خود بدهید وگرنه به مرده نمی رسد. از مجلس پرسه به منزل شخص دیگری یا به عیادت کسی نمی روند زیرا برای میزبان ومریض بد شگون است . زنان صاحب عزا در تمام روزهای پرسه جهت احترام به واردین و یا استقبال و بدرقه آنها از جایشان بلند نمی شوند زیرا باعث مرگ یکی دیگر می شود .

وقتی کسی مرده و چشمانش باز مانده می گویند : (از دنیا سیر نوابُده) ,(چَشُش اَدُنیا اِسی).

هنگام قیامت همه تکه های کفن را باد می برد فقط سلوم باقی می ماند .

گوسفند یا گوساله ای را که در عید قربان , قربانی می کنند , معتقدند به شکل مرکبی در می آید که میت با آن از پل صراط عبور می کند .خانواده متوفی استخوانهای گوشت قربانی را دور نمی ریزند و آنها را جمع می کنند و در قبرستان خاک می کنند.

عید قربان سال بعد باید یک خروس قربانی شود و استخوان هایش را در پارچه ای سفید بپیچند و در کنار قبر میت به خاک بسپارند که برای مرده اذان (اذون) بگوید .

اگر بعد از مرگ کسی عقد و عروسی زیاد صورت بگیرد می گویند : ( میت صورتُش خُرَم بُدِه).

اگر بعداز مرگ کسی یک یا چند نفر دیگر بمیرند می گویند: ( قدَمُش سبک بوده و فلانی را نیز با خود برده است .

رُوزِ اَوَل تَشِ روز دوم بَلَ تَشِ روز سوم اَو اَلَویِ تَشِ) : یعنی روز اول مرگ متوفی برای بازماندگانش داغ است روز دوم مثل آتش زیر خاکستر و روز سوم مثل اتشی که بر روی آن آب می ریزند است . یعنی به تدریج داغ مرده برای بازماندگانش کمتر می شود .

 

کنایات و باورها : معتقدند هر کس ستاره ای دارد که با مردن او ستاره اش آتش می گیرد .

خاک بدن مرده بسیار نرم است . اگر مقداری از این خاک را روی خانه ای بریزند تمام افراد آن خانه بخواب مب روند , این کارها را دزدها انجام می دهند .

اگر عزرائیل از کنار شخصی عبور کند نا خود آگاه بدنش مرتعش می شود .

می گویند یک شخص زنده در خواب نباید هیچ وقت چیزی به مرده بدهد وگرنه می میرد .

به شخص مسن از پا افتاده که نمی میرد می گویند : ( .امُنده که دُم خَرِ دَجّال بِگر).

انگور را برای خیرات مناسب نمی دانند چون در تغییر و تحولی به الکل تبدیل می شود , (اَخیر ناچو).

 

نفرین ها : خدا بُکُن اَرویِ جاگه بِکِوِش و اکَکَ کرم بِوِش: خدا کند بر روی رختخواب افتاده باشی و بدنت را کرم بخورد ولی نمیری.

خدا بُکُن کَلُ کور از دُنیا اُچِش : یعنی نتوانی در هنگام مرگ شهادتین را بگویی .

تَش تَ تِک بِکِت : مرگ عزیزانت را ببینی و غمشان چون آتش تو را از درون بسوزاند .

اَیک جاگی اُچِش واپَس نی یَش: جایی بروی که برنگردی.

جوونَ مرگ بِوِش : در جوانی بمیری.

 

نتیجه گیری:

هدف از بررسی حاضر («آئین ها و مراسم زایش و تدفین در روستای بائن ») آشنایی با مراسمی است که مردم این منطقه از کشور در برابر این دو پدیده انجام می دهند روشی که در این پژهش مورد استفاده قرار گرفت نیز روش مشاهده و مصاحبه می باشد .

بعد از بررسی و مشاهده مراسم مربوط به زایش در روستا نتایج زیر به دست آمد .

در این روستا مراسم های مربوط به زایش طی سه دوره انجام می گیرد در دوره نخست مراسم ها شامل مراسمی هست که قبل از زایمان انجام می شود . این مراسم عبارتند از :

1-     تهیه گیاهان داروئی , زندگی در اطراف کوه و صحرا باعث گردیده که مردم با  خواص بسیاری از گیاهان آشنا شده از انها برای دردها و بیماری های مختلف استفاده نماید .برخی از این گیاهان عبارتند از سر برزه , آویشن , کریشک و ..... 

2-     تهیه وسایل وضع حمل : (این قسمت از مراسم در گذشته به علت نبود امکانات پزشکی انجام می دادند . ولی امروز با پیشرفت علم و از طرفی نزدیکی روستا به شهر لار , افراد در موقع نیاز به بیمارستان مراجعه می کنند و دیگر نیازی به تهیه این وسایل نیست )

3-       تهیه سیسمونی نوزاد , این وسایل متأسفانه به علت چشم وهم چشمی هایی که وجود دارد از نظر حجم و تعداد افزایش بیش از حدی یافته است .

4-       آیختن مُورگ(یا قرآن) به گردن زن حامله در آخر نیز روش های تشخیص جنسیت آورده شده است .

دوره دوم مراسم مربوط به زمان زایمان است . اغلب مراسمی که در این دوره انجام می شود مربوط به زمانهای گذشته می باشد و امروز دیگر کاربردی ندارد . این مراسم شامل :

1-     آوردن قابله به منزل زائو.(نکته ی جالبی که در خصوص قابله های این روستا وجود دارد این است که : آنها می بایست در منزل کدخدای روستا پای قراردادی را انگشت می زدند و بعد به کار مشغول می شدند. در ضمن قابله ها اغلب اجناسی مثل : چای - قند- برنج و گوشت را به عنوان دست مزد از خانواده ی زائو می گرفتند ). مطلع کردن اقوام از زمان زایمان و دعوتشان به منزل : این رسم هنوز در روستا کاربرد دارد . مردم روستا زمانی که زایمان برای زائو سخت و طولانی می شد رسم های خاصی را انجام می دادند تا زایمان سریعتر انجام گیرد .مراسمی چون : گفتن اذان بی موقع - رفتن بالای پشت بام و کوفتن پاها بر پشت بام , در آوردن کفش ها از پا و زدن به همدیگر همراه با جملاتی که می گفتند .

دوره سوم هم مراسم بعد از زایمان را در بر می گیرد . این مراسم عبارتند از :

1-       بستن کمر زائو با گچ : مردم روستا معتقدند که با انجام این کار اعضا به سر جای خود بر می گردند .

2-       گذاشتن تخم مرغ در دو طرف دهان زائو و مالیدن خنک چکیده به صورت وی.

3-       حمام بردن زائو

4-       دادن زیر بنه

5-       ولیمه دادن

6-       انداختن میل به پای زائو ونوزاد به منظور محفوظ ماندن از شر جن ها

7-       ختنه کردن

8-       از شیر گرفتن نوزاد و .......

در صفحات آخر پژوهش نیز نظرات مردم روستا را در خصوص علت نازائی و سقط جنین برخی از زنان , به همراه برخی از اعتقاداتی که در زمینه ی زایش دارد آورده شده است . بهتر است برای اطلاع بیشتر از مطالب پژوهش به مطالب داخل متن مراجعه شود .

بعد از بررسی و مشاهده ی سوگواری و تدفین در روستای بائن نیز این نتایج به دست آمد مردم هنوز خود را مقید می دانند که همان آداب و رسوم را به جای آورند . از گذشته های دور اعتقادات و مراسم های روز اول تا چهلم - فاتحه رفتن - برات - عید پای بر جای مانده است و امروز بر میزان تشریفات افزوده شده است . طرز قبر کندن امروزه با گذشته ها متفاوت بود . از نظر خاک سپاری و کفن و دفن همچون گذشته عمل می کردند . در گذشته هر فردی در کنار خویشاوندان خود دفن می شد ولی امروزه ممنوعیت برداشته شده بود و اگر کسی وصیت می کرد در کنار طایفه همسر دفن شود او را همان جا دفن می کردند .

در گذشته زنان و پسران جوان در تشییع جنازه شرکت نمی کردند ولی امروزه زنان و مردان با هم در مراسم شرکت می کردند حتی تعداد زنان بیشتر از مردان بود . همچنان برای کودکان زیر10سال مراسم پرسه نمی گیرند . مراسم پرسه برای مردان و زنان یکسان بود . کودکان را همچون بزرگتر ها تدفین و خاکسپاری می کنند .

امروزه کسانی که از فامیل های میت نیستند نیاز به نگه داشتن حرمت (حنا نبستن- لباس سیاه پوشیدن ...) نداشتند و حتی فامیل های میت نیز این حرمت ها را نگه نمی داشتند .

غسال همچون گذشته علاوه بر پول , 2دست لباس کامل دریافت می کرد و آنهایی که وسعشان می رسید وسایل بیشتری (حتی ناخن گیر) به او می دادند .

باورها و اعتقاداتشان در مورد تدفین و سوگواری همچون گذشته بود . بر جنازه فرد جوان برنشک می ریزند و کلو لو می کشند .ثروتمند یا فقیر بودن کسی در نوع قبر و کفن و تعداد کفنش تاثیری نداشت . اما  مراسم فرد ثروتمند با شکوه تر بر گزار می شد .

دارای خانواده بودن یا نبودن نیز بر سوگواری میت تاثیر داشت اما بر تدفین او نه . مثلاً کسانی که اهل خود بائن بودند اما بچه ای نداشتند و یا ازدواج نکرده بودند مراسمشان مثل دیگران برگزار می شد اما فامیل هایش می دانستند که او کسی را ندارد تا گلایه کند چرا لباس سیاه نمی پوشی , حنا می بندید و....... قبل از چهلم لباس سیاه خود را در می اوردند . برای افراد غریبه مراسم ها از روز اول تا چهلم- برات - عید برگزار می شد اما تعداد کمی از مردم شرکت می کردند. کسی برایشان لباس سیاه بر تن نمی کرد . به فاتحه آنها نمی رفتند و در قبرستان غریبه ها دفن می شدند .

عوامل طبیعی و جغرافیایی بر طرز قبر کندن بسیار تاثیر داشت . قبرستان بر روی تپه قرار داشت تا سیل قبرها را با خود نبرد . در گذشته به علت زیاد بودن حیوانات ولگرد و وحشی قبرها 2 متر عمق و حفره ای در دیواره قبر کنده می شد تا مرده را در حفره بگذارند و جلو آنها را با خشت و کاه گل می بستند داخل قبر خاک می ریختند . اما با کشیده شدن خیابان آسفالت در کنار قبرستان و ساختن خانه در کنار قبرستان- کم شدن حیوانات ولگرد - قبرها 2 متر عمق و بدون حفره در دیواره آنها هستند .

امروزه دیگر کسی در کفن مرده 2 تکه چوب نخل نمی گذاشت . تعداد نفرین هایشان در مورد اموات و زندگان بیشتر از دعایشان در حق آنهاست .

 

منابع و ماخذ :

اکبری , حسن و مرتضی حصاری(1383).«مرگ در بینالنهرین باستان بر اساس متون کهن (اواخر هزاره دوم قبل از میلاد و اوایل هزاره ی اول قبل از میلاد )». مجله مطالعات ایرانی مرکز تحقیقات فرهنگی و زبانهای ایرانی , سال چهارم , شماره هفتم,1384, 95-77 , دانشگاه شهید باهنر کرمان .پاملا,آبوت و والاس کلر , مترجم : منیژه ی نجم عراقی(1991) . جامعه شناسی زبان . تهران: نشرنی.

توفیقی ,حسین(1385) .آشنایی با ادیان بزرگ . تهران : سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت) و موسسه فرهنگی طه و مرکز جهانی علوم انسانی .

خمینی , روح الله(1372) . رساله ی توضیح المسائل حضرت امام خمینی(قدس سرّه شریف) . تهران :کانون انتشارات پیام عدالت.

رابین , سی . جی ام , مترجم : سپیده پارسا پروژه «مرگ , سوگواری و خاک سپاری». نامه  انسان شناسی , انجمن جامعه شناسی ایران , دوره ی اول , شماره ی پنجم , بهار و تابستان 1383 , 222-219 .

رکنی , سید صالح (1386) . به سوی قیامت . تهران : انتشارات لا هوت.

سعیدی مدنی , سید محسن (1382) .«پرستش روح و جان در قبایل هند» . کاوش نامه , تهران : انتشارات بخشایش , شماره 5و6 , پائیز و زمستان 1381, و بهار وتا بستان 1382, 103-85.

ضابط , حیدر رضا (1381) .«نقش ایرانیان در ترویج عزاداری در شبه قاره هندوستان».مشکوه , شماره 76 و 77 , پاییز و زمستان 1381, 113-102.

محمدی فر , یعقوب (1380) .«شیوه های تدفین در دوره ی اشکانی بر اساس یافته های باستان شناسی در همدان ». نشریه فرهنگ همدان , سال هفتم , شماره 25, 63-56.

مظاهری , علی, مترجم : مرتضی راوندی (1378) . زندگی مسلمانان در قرون وسطا , تهران : صدای معاصر.

کارم شیرازی , ناصر (1382) .رساله توضیح المسائل . قم : مدرسه الامام علی بن ابی طالب (ع) .موید محسنی, مهری (1381) . فرهنگ عامیانه سیرجان . کرمان : انتشارات مرکز کرمان شناسی .

ناس, جان و بی , مترجم: علی اصغر حکمت (1373) . تاریخ جامع ادیان با ویرایش جدید . تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

 

 

[لارشناسی]
31 فروردین 1389 11:07 صبح