بنياد بازشناسي لارستان کهن
contact us about us photo gallery home
لینک ها
جستجو در سایت






کلمات کلیدی
لارستان باید خودش را باز بشناسد

عاطفه‌اسلام‌زاده:گفتگو با دکتر‌جمشید جعفرپور لطفي دارد که همان زاد بوم آشنا و مشترک است، گفتگويي چند دقيقه اي که در پايتخت اما به هواي گرم لار به بهانه همایش بین المللی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان شکل گرفته است. متن کامل مصاحبه را در ادامه می خوانید.

*به نظرشما چقدر ضروری است که فرهنگ محلی را بشناسیم و حفظ کنیم.؟
بایدبگویم اگر هویت و فرهنگ ملی بخواهد استمرار پیداکند لازمه اش این است که به خرده فرهنگ هایی که در دل این فرهنگ بزرگ کلی هستند توجه کنیم و نسبت میان فرهنگ ملی و فرهنگ های محلی را پیدا کنیم تصور یک مدل کره ای شکل به ما در فهم این نسبت کمک میکند .لایه های درونی کره که همان خرده فرهنگ هاهستند لایه ی بیرونی را تشکیل داده اند.پس وجه درونی کره همان خرده فرهنگ ها هستند که آن را پرو غیر قابل نفوذکرده اند و بیرونی ترین سطح همان هویت ملی و فرهنگ اسلامی ماست.
این طورنیست که در عرض هم و رقیب هم باشند و مسلما پرداختن به یکی مستلزم دست برداشتن ازدیگری نیست.فرهنگ ایرانی ما براآیند همه فرهنگ های محلی است. اگر بخواهیم فرهنگ ملی قوی و منسجم داشته باشیم باید به خرده فرهنگ ها توجه کنیم.نبایدفکر کنیم اینتوجه موجب گریزاز مرکزو قومیت گرایی می شود. این فرهنگ ها در نقاط مشترکی مثل زبان فارسی و آداب و سنن ایرانی به وحدت میرسند. ایرانی کر باشد یا ترک یا بلوچ یاعرب درهمه جای دنیا یک ایرانی است.
*مثل آداب نوروز که درضمن وجه ملی متضمن وجوه متفاوت محلی نیز هست...
بله همین طوراست.نوروزهم یک سنت ملی ایرانی است که مردم هر جای کشور بر مبنای سابقه و دیرینه شان اقدامی انجام می دهند.
*دگرگونی درفرهنگ را چطور ارزیابی میکنید آیا همیشه تغییر، پویایی فرهنگ را به دنبال دارد؟کی ممکن است موجبات زوال بعضی عناصر رافراهم آورد؟
اتفاقا چیزی میراست که ساکن باشد. تحول جزذات یک موجود زنده است. هر زنده ای رو به تغییرو تکامل است. اما شرط تکامل حفظ پیوند با مرحله ی قبلی است یعنی و قتی یک حاقه ارتباط مستمربین مراحل تغییر هست میگوییم این بهتر شدهی همان قبلی است و تکامل رخ داده اما اگر این پیوند بریده شود دیگر این چیز دیگری است که با مراحل قبلی فرهنگ نسبتی ندارد
*و چه بسا بر ضد فرهنگ پیشین عمل کند..
البته.این بریدگی پیوندمیتواندآنارشی ایجاد کند. پس ضمن استقبال ازتحولبایدتوجه کنیم که عناصرقبلیدرآن حفظ شود. اقتضای زمان و محیط است که همواره می آید و جامه جدید بر تن اصلی فرهنگ می پوشاند و تا زمانیکه آن را بهتر و کارآمد تر میکند امر مبارکی است.
*تا چه اندازه قائل به داوری درفرهنگ هستید؟ آیا حق داریم درباره فرهنگ خصوصا فرهنگ گذشته از «چه چیزخوب» و «چه چیز بد» صحبت کنیم؟
بله اما برای داوری بایدمعیار داشته باشیم. بد و خوب فرهنگ را باید تابعی از کارکرد فرهنگ و توقعتان از آن قرار دهید.ببینید فرهنگ درآن بخش که از آن توقع داشتید چه نقشی بازی کرده است. قطعا ما نسبت به آنجا که پاسخگوی انتظاراتمان بوده داوری مثبت داریم وبه عناصریازفرهنگ که برایمان کارکرد نداشته به عنوان نقاط مردود و ساکن نگاه میکنیم.
دراین بحث کلید واژه رشد و تعالی بنیادین است.مجموعه کارهایی که فرد را از هدف باز داشته و معطل میکنند نمی تواتند مثبت باشند.مثلا صله رحم در فرهنگ اسلامی برای تعاطف و تعاملات بیشتر است اما حالا به آداب میهمانی ها و عروسی هایی که ما درگیزشان هستیم ،یک عروسی گرفتن به جای شادمانی موجب عزا می شود. در میهمانی ها هم همینطور...اینجاست که باید ببینیم آیا این سنن گذشته و جشن های بلند و مفصل در این زمان هم به کار می آید؟ یا نه دیگر بر اجرای بعضی آداب گذشته هیچ منطقی حاکم نیست باعث از بین رفتن فلسفه اصلی شان هم شده است.

*فکر می کنید چه اتفاقی باید دراین گرد هم آیی اسفند ماه لارستان بیفتد تا خرسندی به دنبال داشته باشد؟
لار از مهد های کهن تمدن ایرانی است که مظلوم واقع شده و به دلیل دوری از مرکز به درستی شناخته نشده است. هر کس به لار سفری داشته بسیار برایش شیرین و به یاد ماندنی بوده اما برای شناساندن این خطه نمی توان که همه مردم را به لار برد.پس باید محیطی فراهم شود که این فرهنگ رو بیاید و شناخته شود زیرا کع لارستان گوشه از ایران است با سوابق برجسته در تاریخ و در انقلاب. اینجا مجال صحبت از افتخارات لار پیش و پس از انقلاب نیست چون فرهنگ امری نیست که به سی سال این طرف یا آن طرف بستگی داشته باشد بلکه مانند خط بلند و مستمری است که در طول تاریخ کشیده شده است.
کم توقعی مردم و پیشگامی آنها در امور خیر بسیار زبانزد است ما باید ایم محسنات مردم خون گرم لار را نشان بدهیم.
بیان روشن سوابق ادبی تاریخی و تجاری لارستان و نقش مهم آن در منطقه جنوب کشور به شکل گیری نوع نگاهی صحیح به ای منطقه کمک می کند و حقی که از مردم لارستان ادا نشده است را ادا می نماید.
و حتی نگاه خود مردم لارستان را به فرهنگ غنی شان تازه و اصلاح کند.فرهنگی که یکی از اجزای ضروری و زیبای آن یعنی زبان لاری دچار کم لطفی های بسیار
*از سوی خود لاری ها شده است..پانزده سالی هست که اغلب خانواده ها ترجیح می دهند با بچه ها را فارسی زبان بار بیاورند!آقای دکتر نظر شما چیست؟
شما به نکته مهمی اشاره کردید.متاسفانه یک جور کم توجهی به این زبان پیدا شده وتصور می شود تکلم به آن احساس حقارت و ضعف نفس بجه ها را به دنبال دلرد. نسل جدید فرزندان ما لاری را فقط می فهمند اما نمی توانند به این زبان صحبت کنند..قطعا این مسئله زباد لاری را رو با فراموشی می برد.
باید تلاش کنیم که تغییر در نگاه مردم رخ داده و آنها را یه سمتی ببرد که از لاری بودن خود احساس عزت و افتخار بکنند.
لارستان باید خودش را باز بشناسد.بنده هر سفر که با لار می روم همیشه مثالی برای دوستان می آورم که جریان امور در لار در مقایسه با اینجا مانند حرکت آهسته بخشی از یک فیلم پر شتاب است. زمان جلو می رود و چیز زیادی در لار تغییر نمیکند..
امیدوارم این همایش منجر با نتایجی باشد که به تمام حرکت های مفید در لار سرعت ببخشد..
انشالله که همین گونه است.

[admin]
24 فروردین 1388 8:54 صبح