مراسم سینه زنی لار ستان بسیار جالب و تماشایی است. شاید این نوع عزاداری منحصر ب لارستان باشد رسم ، تشکیل یک مجموعه ای که آن را اصطلاحاً (دسته) می نامیم، اینگونه شکل می گیرد: فرد شرکت کننده با دست چپ کمربند یا شال فرد بالا دست خود را می گیرد و کنار هم به صورت چهره به چهره قرار می گیرند در نتیجه این جمع به شکل زنجیری بیضی شکل نمودار می شوند و با دست راست به سینه می زنند. طرز پا برداشتن سینه زن نیز شیوه خاص خود را دارد که بدون تمرین و ممارست قبلی شرکت کردن مقدور نیست. نحوه عمل چنین است که: پای چپ جلو و پای راست درست پشت پای چپ قرار دارد، برای حرکت پای چپ از زمین بلند می کنند و با ضربه ملایمی فرود می آوردند. در این حالت هر دو پا به سمت چپ با آهنگ نوحه خوان پیش می روند. روی این اسلوب حرکت دسته با ثانی صورت پذیر است. در گذشته مردان برای سینه زنی لخت می شدند. با ضربه محکمی که به سینه می زدند جای اصابت دست در همان شب اول سرخ می شد و هر شب بر سرخی آن افزوده می گشت. به نحوی که همین موضع شکافته و سینه به خون می نشست و ترشح خون تا گردن سینه زن به نخون آغشته می گردید. عجیب آن که با وجود خاکی بودن کوچه پس کوچه ها و پراکندی گرد و خاک و آلودگی هوا با سینه باز در معرض این غبار، اما هیچگونه عوارض بعدی نداشت و این جراحت طرف دو روز یا سه روز التیام می یافت.
لار دارای ده محله است که از هر کدام سینه زنی بر می خیزد و به نام همان محله موسوم است. مثل دسته قنبربیگی یا دسته پا قلعه، از این محلات ده گانه پنج محله را حیدری و پنج محله را نعمتی می نامیم. بدیهی است که محلات برای پیمودن مسیر تا محل مورد نظر در جایگاهی که از زمان دور معین شده قرار گرفته و به صورت ردیف در حرکت هستند. شعار و آهنگ نوحه متنوع می باشد در آن زمان که صدای نوحه خوان بی واسط پخش می گردید و به طور عادی به گوش می رسید سینه زن هم به موقع بر گردان نوحه را جواب می داد. او حال که به واسطه عادت داریم صدای گوش خراش موتورهای برق و صوت بیش از حد لازم بلندگوها که به قول سعدی (گویی رگ جان می گسلد ز ضمه تا سازش) هم آرامش از نغاره گان گرفته و هم صدای سینه زن در این هیاهو محو می شود.
اما به نظر من از مناظر جالب که هنوز ادامه دارد و به گواهی فیلم هایی که از مراسم عاشورا از سایر نقاط کشور می بینم ، شرکت اطفال خوردسالی است که با همان هیئت بچه گانه آخر دسته دست گرفته و بدون رعایت نحوه پا یا آهنگ نوحه، با صفای عالم بچگی و حرکات شیرین نوعی بی نظمی خالصانه و صادقانه که خاص عالم کودکی است منظره بسیار دیدنی و تماشایی است .
اما در مورد روشنایی شبانه: قبل از پیدایش برق، در این اواخر، روشنایی وسیله چراغ طوری تأمین می شد. برای حمل آن محفظه ای چوبی ساخته بودند که هر یک ظرفیت یک تا سه عدد چراغ را داشت. هنگامی که عزاداران طول خیابان را می پیمودند منظره طاق و جفت بودن چراغها، فاصله نامنظم و ای جای و یکسان نبودن میزان نوردهی ، همه دیدگاهی دیدنی و طبیعی جلوه گر می گردید. مضافاً که افروختن تعدادی شمع در قسمت نیمه تاریک جلو و یا دنباله دسته جان، همراه با فروغی سوزان و سایه روشن به نشان عزا ارائه می گردید. این نمایشی بی کلام و غمگنانه ولی شائبه چنان تاثیرپذیر بود که در گوشه چشم هر بیننده ای قطره اشکی می نشاند.
امام اسم پایانی که اصطلاحاً آن را (ختم) می نامیم صحنه ای جذاب خصوصیت انحصاری دارد. یعنی دسته آخر همانگونه که گذشت، هیئت با کیفیت مذکور ، وارد حسینیه اعظم می شوند در جای معینی می ایستند، نوحه خوان از پشت بلندگو اعلام سکوت می کند و سینه زن دست می کشد، هیئت خاموش می شود. حالا سینه زن یک پاره و یک دست شد،با شنیدن آهنگ نوحه سینه زدن را از سر می گیرند. آهنگ هیجان آور ، اشعار مهیج ، حال و هوایی خاص به صحنه می دهد. سرانجام بعد از دو دقیقه با خواندن این هیئت بر گشا کام زبان تا که تو داری حرکات + فرق سر تا قدم پا محمد صلوات.
با صلوات دسته جمعی مراسم ختم پایان می پذیرد.