رحمانی در گفتگو با روابط عمومی همایش بین المللی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان در رابطه با تحقیق درباره لهجه های محلی گفت: تحقیق دقیق علمی دربارة لهجه های ایران را اروپاییان، صد سال پیش از این انجام داده اند. این تحقیقات به گفتة دکتر خانلری ، نخست جنبة کنجکاوی داشت و سپس که رشتة زبان شناسی به تکامل رسید، دانشمندان به تحقیق دربارة لهجه های ایرانی پرداختند.
وی در این باره افزود: اما پژوهش در کتاب های انتشار یافته لارستانی از دیدگاه زبان شناسی، ما را با طرز ترکیب جمله ها، نکات دستوری، آشنایی با الفاظ و چگونگی تحول زبان دیروز و امروز آشنا می سازد. انواع تحول یافتة زبان فارسی پهلوی، در مناطق لارستان، یعنی گویش های گراشی، لاری، اوزی و... است که شاعران فرهنگ مردم لار آن را به زبان کهن لارستانی به سلک نظم در کشیده اند و یا در کتاب های بومی و مثل ها و افسانه های محلی نگاشته شده است.
مسئول طرح و برنامه رادیو فرهنگ با اشاره به اینکه در کتاب های بومی با فرهنگ مردم کوچه و بازار روبه رو هستیم ابراز داشت:«در این نوع آثار با تدابیری که پیشینیان ما برای بر آوردن نیازهای اولیة خود از قبیل تهیه پوشاک و خوراک و تهیه ی آب به کار گرفته اند ، و نیز بخشی از رفتار اجتماعی، همانند آداب رفت و آمد، آداب سفره، گذران اوقات فراغت با دوستان، دید و بازدیدها، تعارفات، مراسم و آداب زندگی از زادن تا مردن رو به رو می شویم.
بازی ها و سرگرمی های اوقات فراغت، نشان دهندة روحیة پرنشاط لارستانیان در دهه های گذشته بوده است. آنان پس از کار و تلاش روزانه ، پویا و پرتحرک بوده اند و خود را با شرایط تازة زندگی سازگار می کرده اند. شاعران لارستانی، در به نظم کشیدن گوشه هایی از فرهنگ مردم خوراکی ها را نیز از نظر دور نگذاشته اند.»
نویسنده کتاب «با همین واژه های معمولی» با اذعان به این موضوع که شعرهای شفاهی، صرف نظر از جنبه های بلاغی، نشان دهندة علاقه مندی سرایندگان آن به ثبت فرهنگ محلی است، گفت:« بدین گونه شعر بیشتر برای اهل همان زبان فهمیدنی است. سادگی و روانی و نیز یادآوری جزئیات از ویژگی های ادب شفاهی منظوم است. در این گونه شعرها معانی و مضامین بسیاری وجود دارد که در ادب رسمی کمتر مجال ذکر می یابد.
از دیگر خصوصیات شعرهای بومی هزل و هجو است و این نیز شگفت نیست، زیرا هجو و هزل جنبة تحکم و تعریض دارد و به تعبیری عقده گشایی و سبک کردن دل است. در فرهنگ مردم لارستان تک بیت هایی وجود دارد که همچنان در ذهن و زبان مردم جریان دارد.»

او خاطر نشان می سازد:« با این که گویش لارستانی از کهن ترین و دیرپاترین گویش های محلی ایران است و زبان شناسان، از جمله دکتر خواجه نظام الدین کامیاب خوری، این گویش را ادامة زبان پهلوی ساسانی می دانند، سهم ادبیات مکتوب در این سامان بسیار ناچیز است.»
گرداورنده کتاب «دستور زبان لاری» با اشاره به این موضوع که دامنة جغرافیایی زبان لارستان از شهرستان خنج تا شهرستان بستک – که زمانی هر دو جزو قلمرو لارستان بوده اند –ادامه دارد؛ در زمینة گردآوری اشعار محلی در این حوزة بزرگ جغرافیایی بیان داشت:«با این سوابق دقیقاً روشن نیست که «شعر لارستانی» را اولین بار کدام شاعر سروده است. در جُنگ ها، کتاب های خطی و کتاب هایی که فرصت چاپ پیدا کرده اند، پاره هایی از اشعار محلی درج شده است. دکتر محمدباقر وثوقی، استاد تاریخ دانشگاه تهران، در سال 1364، به مقاله ای از «راماسکویچ» دست می یابد که 55 دوبیتی از شاعری با نام ملابخشی، معروف به مهجور بریزی را در خود جای داده است. تحقیق راماسکویچ مربوط به سال 1909م . است و دکتر وثوقی احتمال می دهد که «مهجور» در آن ایام در قید حیات بوده است. به گمان بنده و با توجه به مفاهیم و معانی شعر، مهجور دوبیتی هایی را که به زبان فارسی سروده شده است، به زبان لارستانی برگردانده است، اما چه چیزی باعث شده است که مهجور را وا دارد که شعرها را به زبان محلی بسراید، چندان بر ما روشن نیست. با این حال او این هوشمندی و درایت را داشته است و باید به روح پرفتوح او آفرین گفت.»
صادق رحمانی معتقد است که مردم سرزمین لارستان که از دیرباز به کشاورزی، دامداری و بازرگانی اشتغال داشته و در ترانه های محلی خود، راوی تاریخ پرفراز و نشیب خود بوده اند و بر این اساس، کتاب های انتشار یافته در مورد فرهنگ لارستان از دو جهت مورد توجه قرار می دهد: نخست از جنبه گردآوری گوشه ای از فرهنگ مادی و معنوی و اجتماعی مردم لارستان.
و دو دیگر هوشمندی شاعران و نویسندگان در به نظم در آوردن این فرهنگ، با گویش بومی.
وی می گوید:«بخش دوم، بسی ارجمندتر شایسته تر است، زیرا شاعران توانسته اند علایق، عواطف، آداب ، رسوم و باورها را بی کم و کاست و زلال از زبان مردمی که به همین گویش سخن می گویند بازگو کند و این مسئله از ارزش و اهمیت شایان توجهی برخوردار است. از دیگر سو، مشکلات مربوط به نگارش زبان محلی، عدم انعطاف گویش لارستانی در قبال شعر، از جمله دلایلی است که شاعران چندان رغبتی به سرایش اشعار محلی نداشته اند. از شاعران برجسته ای همچون صحبت لاری، افسرده لاری، صنعت فداغی، مظفر بستکی، هیچ گونه شعر به زبان محلی گزارش نشده است.»
نویسنده کتاب«تاریخ مفصل لارستان»، توان ترکیب سازی و ساخت واژه های جدید در بسیاری از زبان های محلی، در مقایسه با زبان فارسی، ضعیف ارزیابی می کند و می گوید: یکی دیگر از موانع محلی سرایی، عدم پشتوانة این گونه شعر است. شاعران و علاقه مندان، با تجارب سرشار هزار سالة زبان فارسی روبه رو بوده اند در حالی که شاعران محلی بر اساس ذوق و سلیقة خود و بدون داشتن دیوانی مدون، گاهی شعر محلی سروده اند. گاهی نیز سرایش شعر محلی باعث تحقیر و تمسخر نیز می شده است. دکتر پرویز ناتل خانلری، در کتاب زبان شناسی و زبان فارسی (ص 149) می نویسد:«هرچه فارسی دری – که از قرن سوم به بعد زبان رسمی و ادبی ایران شده بود – بیشتر رواج یافت از قدر و شأن زبان های گوناگون محلی بیشتر کاست. بسیاری از لهجه های محلی ایران، ادبیاتی داشت که غالب آنها نوشته نمی شد و تنها در ذهن و یاد گویندگان لهجه ها می ماند و به دیگران انتقال نمی یافت.»
رحمانی به همایش بین المللی زبان شناسی و مردم شناسی لارستان پیشنهاد داد: می توان با همتی که هم اکنون در این زمینه بروز یافته است، به مراکز علمی لارستان پیشنهاد داد که برای رونق و پاسداشت گویش های لارستانی و انواع آن در طول یک ترم، چند واحد تدریس و تعلیم زبان لارستانی را در نظر گرفت تا دانشجویان به اهمیت و ارزشمندی آن پی ببرند.این مسئله در حالی، ضروری تر به نظر مرسد که بیشتر کسانی که درباره ی گویش های لارستانی تحقیقات اولیه انجام داده اند، خارجی هستند. بدیهی ست که دانشمندان ایرانی و به ویژه لارستانی که خود با زبان آشناتر هستند، از عهده ی این امر بسیارتر برخواهند آمد.
این پژوهشگر در پایان سخنان خود از تلاشگران عرصه ادبیات لارستانی که در منابع محلی ذکری از آنان به میان نیامده است نام برد:مرحوم عباس انجم روز که در سال 1381 در بندر لنگه در گذشت. او کتابی تحت عنوان «فرهنگ دری» جغرافیای لارستان، بنادر، جزایر و اعلام» را در سال 1375 به همت نشر «فروغ علم» در تهران منتشر کرد.
یادی کنیم از آقای نظام سلیمانی فیشوری که جملات و اصطلاحات لهجة فیشوری که بخشی از لهجه کهن و زیبای فیشوری را برای آقای دکتر احمد اقتداری در سال 1334 از بیروت ارسال کرده اند و اولین بار در مجلة فرهنگ ایران زمین، در سال 1342 چاپ شده است و سپس در کتاب «زبان لارستانی» به همت نشر همسایه در سال 1384 تجدید چاپ شده است.
یادی کنیم از پروفسور شروو [proof.prds.o.skhjevvo] استاد و محقق زبان شناسی دانشگاه کلمبیای نیویورک آمریکا. که دربارة سه زبان لارستانی، کمزاری و بشکری تحقیقی تطبیقی انجام داده است و در سال 1989 در مجلة ویسبادن به چاپ رسیده است. این مقاله، در کتاب «زبان لارستانی» در صفحه 118 چاپ شده است.
و یادی کنیم از شاعران محلی سرا که در گفتار مقاله نگاران از قلم افتاده است. مرحوم شیخ علی اصغر رحمانی که غزلی به زبان گراشی دارد و در ذهن و زبان مردم وجود دارد با این مطلع: تِه تَشا پایِ پیاده بِلَخش مام ناشا/ته که بی دَس و لِزه آرد اَششِ مام ناشا...
عبدالغفور عباسی در کتاب «نقشی بر پرده خاطرات» نشر همسایه، 1379، اشعار زیبایی به زبان محلی گراشی دارد.
مصطفی خورشیدی، کتابی منتشر شده به زبان گراشی دارد و در قالب شعر نو، شعرهای محلی زیبایی سروده است.
درویش پورشمسی، تعداد زیادی دوبیتی ناب به زبان گراشی سروده و هنوز به چاپ نرسیده است.
امیرحمزه مهرابی جزوه ای از اشعار گراشی را در قالب مثنوی ویژه نوحه خوانی منتشر کرده است و در نوحه خوانی های گراش آن را می خوانند.
علی اکبر شاه محمدی و علی نقی رحمانی، خانم صادقیان و محمدجواد راهپیمائیان که بیشتر در نشریات محلی به چاپ رسیده است نیز اشعاری به زبان گراشی سروده اند.
و یادی کنیم از استاد احمد حبیبی و کرامت الله تقوی جویمی، معلمان آرام و مهربان که مقالات و تحقیقات ارجمندی را گرد آورده اند.
در زمینه گردآوری فرهنگ و لغات گراشی نیز باید همت عبدالعلی صلاحی ، مهدی آیینه افروز و مهدی جباری را ستود که از زمان انتشار نشریه محلی «همساده» به سردبیری این جانب؛ در سال 1371 ، فعالیت خود را آغاز کردند .