بنياد بازشناسي لارستان کهن
contact us about us photo gallery home
لینک ها
جستجو در سایت






کلمات کلیدی
زبانشناسی اجتماعی- قسمت دوم

کمیته پژوهش: قسمت دوم مقاله زبانشناسی اجتماعی که به مقوله تمایلات زبانی و کلیشه های اجتماعی می پردازد را برای استفاده پژوهشگران منتشر می شود.

● تمایلات زبانی و کلیشه های اجتماعی
در مطالعات روانی - اجتماعی زبان، حقایق کاربردی و علمی زبان نسبت به باورهای موجود درباره زبان اهمیت کمتری دارند، به ویژه هنگامی که این باورها به گونه ای سامان یافته و نظام مند درآمده باشند.
برای مثال هنگامی که این باور در ما به وجود بیاید که یک زبان اقلیت جدیداً جانی دوباره یافته، طبعاً تمایل مان به یادگیری آن بیشتر می شود، همین طور اگر این باور به وجود بیاید که آن زبان، زبانی تاریخی و زیباست، یا متکلمان آن زبان مردمانی نیک سیرت و مستعد هستند، یا حتی اینکه با یاد گرفتن آن زبان فرصت های شغلی و حرفه ای خاصی به دست خواهیم آورد. غاینها همه معیارهایی کاملاً غیرعلمی و غیرزبان شناختی اندف. در این نمونه ها، باورهای ما، بدون توجه به واقعیات عینی موجود، انگیز اننده رفتارهایمان بوده اند. بر این اساس، شاخه ای از زبان شناسی اجتماعی با کلیشه های اجتماعی سروکار دارد.
کلیشه ها همیشه و در همه جا حاضرند. ممکن است مثبت یا منفی باشند، درست یا غلط باشند، کارآمد یا مخرب باشند و... مهمترین روش مطالعه باورها و تمایلات کلیشه ای در مورد زبان های مختلف استفاده از «تکنیک لباس مبدل» است.
در این روش، نمونه هایی گفتاری که توسط یک نفر ولی با گونه های زبانی متفاوت تولید شده اند، برای گروهی از شنوندگان پخش می شود و از ایشان خواسته می شود که براساس معیارهای اجتماعی از پیش تعیین شده ای - مانند «صداقت»، «صحت»، «توانایی»، «هوش»، «پویایی» و... - در مورد آن فرد و حرف هایش قضاوت کنند. یکی از یافته های قاعده مند این است که متکلمان گویش های معیار عموماً تواناتر از متکلمان گویش های غیرمعیار فرض می شوند، حال آنکه گویش وران غیرمعیار، به لحاظ اجتماعی، جذاب تر از گویش وران معیار شناخته می شوند. این الگو بیانگر این نکته است که گویش معیار نیز غمانند سایر گویش ها و لهجه هاف امتیازها و مضراتی دارد.
برای نمونه می توانید به قضاوت های موجود درباره انگلیسی امریکایی (AE) در برابر انگلیسی معیار بریتانیایی - معروف به تلفظ پذیرفته غی خواصف (RP) توجه کنید. یکی از حوزه هایی که اخیراً به آن توجه شده، مطالعه نظام مند زبان شناسی عامیانه (Folk Linguistics) - یعنی قضاوت ها و باورهای عموم و غیرمتخصصان درباره زبان - و گویش شناسی دریافتی(Perceptual dialectology) است. پرستون غکه معرف این شاخه از گویش شناسی و زبان شناسی اجتماعی استف، با ترسیم نقشه ها و نمودارهای مختلف در پی آن است که نشان دهد دریافت عمومی نسبت به گوناگونی های زبانی چگونه است، برای مثال به نظر امریکایی ها «بهترین انگلیسی ممکن» در کجا صحبت می شود، به نظر ژاپنی ها یا هلندی ها چطور؟ یا اینکه عموم مردم در تشخیص گونه گونی های گویشی چقدر تبحر دارند؟ یا کلیشه های اجتماعی- زبانی تا چه اندازه در تغییرات اساسی زندگی اجتماعی افراد موثرند؟
● جامعه شناسی زبان
[جامعه شناسی زبان یکی از زیرمجموعه های زبان شناسی اجتماعی است] کشف این مساله که چه زبان ها و چه گونه های زبانی ای در جوامع زبانی مختلف صحبت می شود و علت این گونه گونی چیست، همیشه یکی از مسائل اصلی زبان شناسی اجتماعی بوده است. هنگامی که به مطالعه گستردگی و کاربرد زبان های مختلف در جوامع مختلف (اعم از شهرها، مذاهب، ایالات، ملل یا حتی جهان) می پردازیم، خود به خود درگیر مباحث بنیادین جامعه شناسی می شویم. یکی از این مسائل مساله سیاست اجتماعی (Social Policy) است و هنگامی مطرح می شود که باید آگاهانه دست به برنامه ریزی های زبانی زد. برای مثال داشتن یک زبان واحد به مثابه زبان ملی، عموماً یکی از شروط لازم وجود یک ملت است. هر چند که جهانی شدن شیوه های جدید زندگی و کار و سیاست های جهانی جدید سبب شده اند که چنین ایده ای در بسیاری از محیط های امروزی ایده ای کهنه و تاریخ مصرف گذشته تلقی شود.
در اینجا با طرح نمونه ای می توان هر دو منظر سوبژکتیو و ابژکتیو جامعه شناسی زبان را مشاهده کرد؛ دو زبان صربی و کرواتی نمونه های خوبی برای این موضوع هستند. این دو زبان تا پیش از جنگ سال ۱۹۹۱ که منجر به تجزیه یوگسلاوی سابق شد، یک زبان دانسته می شدند که «صربوکروات» نام داشت و تفاوت عمده دو گونه اصلی آن این بود که گونه صربی با الفبای سیریلیک نوشته می شد و گونه کرواتی با الفبای لاتین.
پس از شروع جنگ داخلی چه زبان شناسان و چه غیرمختصصان اهل یوگسلاوی سابق برای اثبات جدایی این دو گونه و اعلام استقلا ل آنها از طریق برجسته کردن تفاوت های ساختاری شان، تلاش شایان توجهی کردند. هویت قومی نیز عموماً با یک زبان ملی یا قومی در پیوند است، اما در این قاعده نیز استثنائاتی وجود دارد. برای مثال ایرلندی ها زبان بومی خود غیعنی گیلی (Gaelic)ف را از دست داده اند غو انگلیسی صحبت می کنندف اما عمیقاً بر جدایی ملی و قومی خود غبه ویژه از انگلستانف اصرار دارند. بسیاری از بومیان امریکای شمالی نیز امروز دیگر به زبان های اصلی خود تکلم نمی کنند اما به هیچ وجه هویت قومی و پویایی فرهنگی خود را از دست نداده اند.
جامعه شناسی زبان بخش بزرگی از قوای حرکتی خود را از آرای جاشوا فیشمن گرفته است. فیشمن به شرح مسائل سیاسی و اخلاقی پیرامون زبان و هویت قومی می پرداخت.در کل زبان شناسی اجتماعی همیشه لابی ای بوده که به نفع گونه گونی های قومی و زبانی اعمال قدرت کرده است و این گوناگونی ها را نه تنها همگانی و بهنجار می داند، بلکه این وضعیت را ضروری و حتی جذاب نیز می شمارد.
یکی دیگر از مسائل قابل توجه زبان شناسی اجتماعی پرداختن به مشکلات زبان های گروه های اقلیت و راه های حفظ و نجات آنها از زوال است. نمونه معروف و کلاسیک این مطالعات مباحث دوریان در باب کهنه شدگی زبان (Language absolsence) است. از دیگر سو نمونه هایی از هم زیستی دائمی گونه های زبانی در یک جامعه زبانی نیز قابل ملاحظه است.
مفهوم دوزبان گونگی (diglossia) که نخستین بار از سوی فرگوسن مطرح شد نمونه ای از این هم زیستی است. در شرایط معروف به دوزبان گونگی همیشه دو مجموعه رمزگان یا گویش «فرادست» و «فرودست» در کنار یکدیگر، در یک جامعه زبانی واحد وجود دارد (مثل عربی کلاسیک در برابر گونه های جغرافیایی مختلف عربی). بنابر قاعده در یک جامعه دوزبان گونه ارزش ها و مناظر متفاوت سیاسی، مذهبی و تحصیلی عموماً ثابت و ابدی تلقی می شوند.

[admin]
20 آبان 1387 0:42 بعدازظهر